توهّم‌

دسامبر 9, 2007

کمک..!!!

دسته: آینده, شخصی — برچسب‌ها, , — Ãmir @ ب.ظ 9:52

این یک پست کمک خواهی است! (اگر اصطلاح مذکور همینطوری باشد)

فرض کنید تو موقعیتی قرار گرفتین که شغل فعلیتون رضایتتون رو جلب نمی کنه و فرض کنید که یک اولتیماتوم زمانی برای تصمیم گیری دارین و…
assume نمایید که در جایی که مشغول هستید، برای مدرک دانشگاهی و هر مدرک کوفت و زهرمار دیگری که گرفته اید و یا درحال گرفتن آن هستی، ارزشی قائل نیستند و…
چیزی که مهم است، کاربلد بودن شماست
یا حداقل اینکه ازتون کارهایی میخوان که فکر میکنید ربطی به شما نداره یا براتون افت داره یا اینکاره نیستین.
حالا فرض کنین که هیچ سابقه کاری هم ندارین و همین کار رو هم با زحمت بدست آوردین و از همین هم سواستفاده کردن و پایینترین حقوق ممکن رو براتون درنظر گرفتن.
در مورد آینده ی شغلیتون هم در این شغل، هیچ تصویر واضحی نمیبینین.

فکر کنید که دارین تو محیط خوبی کار میکنین، اما یاد گرفتن چیزهایی که دقیقاً مرتبط با مدرکتونه براتون مهمتره. وقتتون درحال حاضر معادل طلای 18 میبلشد.

confused-1a.jpg

چیکار میکنین؟!

(اونایی که یادداشت های کودک متوهم منو خوندن کاملاً میتونن بفهمن که من تو شرایطی هستم. تا هفته آینده وقت دارم که انتخاب بشم و البته انتخاب کنم. لطفاً HELPPPP!!)

تا کنون 8 نظر داده شده »

  1. من شغل خودم رو حفظ میکردم و در عین حال دنبال یک شغل دیگه هم میرفتم. چرا کتاب ترجمه نمیکنی؟ پول توش نیست؟

    Comment با شبستان — دسامبر 9, 2007 @ ب.ظ 11:34

  2. آره، من هم عین بالایی! مین جا مشغول می شدم و دنبال کار هم می گشتم! یه قرارداد ساده است دیگه! تعهد که نمیاره!

    Comment با omid — دسامبر 10, 2007 @ ق.ظ 12:09

  3. این سوالت چقدر پیش فرض داره ننه!
    ولی البته واضح و مبرهن است که باید وضع فعلی را تحمل کرد تا شغل بهتری یافت گردد. اونم با این وضع بازار کار.

    Comment با Atoosa — دسامبر 10, 2007 @ ب.ظ 10:08

  4. سلام دادا
    خوب 100 دزصد باید تو شرایط قرار بگیرم تا بگم.
    ولی اگه می خوای همین جوری از راه دور بت بگم. عقل می گه همین و بچسب که هوا نا جوانمردانه سرده
    ولی بازم می گم. تصمیم آخر و 2 دو تا 4 تای خودته
    مثه ازدواج!

    Comment با رهی — دسامبر 10, 2007 @ ب.ظ 10:23

  5. مرسی از دوستان عزیز: شبستان-امید-مامان بزرگ و رهی. وقتی یه جمع چهارنفره مجازی هم معتقد باشن که بمونم همینجا، یعنی باید بمونم همینجا!

    Comment با آمیر — دسامبر 10, 2007 @ ب.ظ 10:54

  6. من اصلا حالیم نشد چی نوشتی چون تند خوانی کردم

    آمیر هر جا که خوبه اونجا برو هه هه هه

    Comment با پونی — دسامبر 10, 2007 @ ب.ظ 11:43

  7. کاری که دوست داری بکن

    Comment با کمال — دسامبر 11, 2007 @ ب.ظ 4:04

  8. تو هم شرایطت مثله منه ولی فکر کنم مثل من قدرت ریسک نداری، برای همین این سوالو کردی، من متأهلم ولی اگه تو نیستی از جایی که هستی برو بیرون، من توی دوران مجردی این کار رو کردم و خیلی هم سود کردم، ولی بعدش قدرشو ندونستم و دوباره الان به اون وضع دچار شدم

    مرسی.

    Comment با Arash — دسامبر 12, 2007 @ ق.ظ 11:48


RSS برای دیدگاه‌های‌ این نوشته. آدرس دنبالک

دیدگاه‌تان را بنویسید:

وبلاگ روی وردپرس.کام.