آپدیت: از همه دوستان، فعل مرسی می کنم که تولد این بنده ی حقیر روتبریک گفتند و گذران عمر رو بیش از پیش به یادم آوردن. اول از همه از آتوسای نازنینم که با این پستش منو حسابی سورپریز کرد.
همونطور که احتمالاً میدونید، مزیدی فیلتر شد و آقای دکتر وبلاگ موقت دیگری باز کردند و شرح ماوقع عمل دهن به دهن شدن با اهالی خیلی محترم مخابرات از طریق ایمیل رو برای خوانندگان کتابت نمودند، واقعاً به این نتیجه رسیدیم: “….؟!!!” به هرحال، اگر شما جزو آن دسته اهالی نامحترم وب بوده که احساس می کنید که از عملیات دهان به دهان خوشتون میاد و لذت و اینا… لطفاً یه فکری به حال این ترنت زبون بسته بکنید که علاوه بر اینکه از اون طرف دارن میبندنش، از این طرف هم پهنای باند کم آورده و به قول عصر ارتباط دارد “به گل می نشیند”. خدا پیشاپیش بیامرزتش….
…. اما اگر اهل اعمال دهان به دهان نبوده و از اهالی ریسک بوده و باشید، میتونید کار کنید و کار کنید و خود را اهل سفر نمایید و بعد از اهل سفر نموده شدن، بلیط قم – دامغان خریده و رهسپار دیار باقی شوید! دانشجو بودن، شرط لازم برای این ریسک میباشد. حتماً سعی کنید که از این اتوبوس های قارانقیش سوار شوید که راننده ش هم اندکی اهل دود و دم باشد! در آن صورت حتماً برگ دیگری از تاریخ کشته شدگان تصادف را باد خواهید زد. همانطور که دیروز 7 نفر موفق شدند نتیجه ریسک خود را کمال و تمام دریافت کنند. یادشان مرحوم باد…
اگر از این آدم هایی نیستید که بخواین ریسک خودتان را در جاده به ویترین افتخارات حکومت فخیمه جیم الف اضافه کنید، بهترین کار اینه که برین پایتخت فرهنگی جهان اسلام و جون خودتون رو وقف این آقای قالتل زنجیری کنید. کلی هیجان هم داره که چجوری کشته میشید! اگر از جماعت نسوان و بانوان هم هستید میتونید با تبرج در طرح ها و رنگ ها و سایزهای مختلف، جلوی نیروی جان بر کف پلیس امنیت به نمایش بذارید! ظاهراً دیگه تو این وضعیت جرات نمی کنن چیزی بگن. آدرس…؟ ببینید صبح ها کجا آفتاب افتاده؟ همونجا عزیزان همیشه در صحنه وایسادن که خدای نکرده، خون در رگهای پرپیچ و خمشون یخ نزنه رو میتونین ملاحظه کنین! زیارت قبول!
از بابت جمله بندی ها هم پساپس (برعکس پیشاپیش) عرز میخوام. توهم زده م، حالیم نیست!
(عکس تزئینی میباشد!)



خدا رفتگان همه را بیامرزد!به فشنگ های این دوست قاتل مان هم برکت بدهد!!
Comment با ایرج نویسا — دسامبر 23, 2007 @ ق.ظ 12:45
این یکیو خوب اومدید دانشجو بودن شرط لازم می باشد
Comment با زهرا — دسامبر 23, 2007 @ ق.ظ 10:43
تولد تولد تولدت مبارك پسرم…
خب مي بينم كه تو هم نگران مادرت هستي كه در پايتخت فرهنگي از ترس قاتل نمي تونه بيرون بياد..خيلي ترسناكه!!!!
بگذريم تولد تولد تولدت مبارك.. مبارك مبارك…
Comment با olis — دسامبر 23, 2007 @ ق.ظ 10:46
تووووووولدت مبااااارك!
آمیر:»اوووووووووووه!! چه خبره بابا رودل می کنم ها!!
Comment با olis — دسامبر 23, 2007 @ ق.ظ 11:30
من هنوز تعجب می کنم چطور ممکنه اتوبوس دختر ها و پسرها در یک اردو از طرف بسیج دانشجویی با هم تصادف کنند. اون موقع که ما با بسیج اردو می رفتیم حداقل فاصله بین این دو اتوبوس 50 کیلومتر بود.
راستی تولدت مبارک. از بالایی ها احساس کردم باید تبریک بگم
آمیر:»بالاخره این عقده یه جا سرباز می کنه دیگه…اونم به این شدت!!
Comment با کمال — دسامبر 23, 2007 @ ب.ظ 12:02
با تشکر از شما که در بحث ما شرکت کردید.
http://farakav.wordpress.com/2007/12/22/townswoman/
بله به یقین باید در موقعیتش قرار بگیری. تا ببینیم چند مرده حلاجیم
نظر شما و دیگر دوستان برای من بسیار ارزشمند بودند.
موفق و موید باشید . منتظر حضور گرم دوباره شما هستیم.
Comment با فرا کاو — دسامبر 23, 2007 @ ب.ظ 12:31
آخی اینو چه وزغ چاقی :* بابت بچه های دامغانم خیلی ناراحت شدم ولی آخه یکی نیس بگه سر سیاه زمستون را میوفتین برین قم بگید چی؟ نه واقعن؟
راستی گویا اینجا تولده! تولدتم مبارکا باشه
آمیر:»مرسی خانوم معمار لنگ دراز زنبور!
Comment با خانوم لنگ دراز — دسامبر 23, 2007 @ ب.ظ 1:46
هپی برت دی تو یو همچنین!
Comment با soboone — دسامبر 23, 2007 @ ب.ظ 2:25
خوشبختانه اینترنت ما به گل نمیشیند، چون نامحدود است. البته اگر قبلش تلفونمون به گل نشیند!
من از اولش هم به این بسیجیها اطمینان نکردم. واسه همین باهشون اردو نمیرم!
آمیر:»به همین خیال باش/!
Comment با شبستان — دسامبر 23, 2007 @ ب.ظ 2:53
شرمنده. بنده در جریان نبودم. بسیار عرز خواهم. تولدتون مبارک!
تو که فیلم برای ما نفرستادی، حداقل کیک رو که دیگه بفرست! اینا… همین وبلاگ بقلی!
Comment با شبستان — دسامبر 23, 2007 @ ب.ظ 6:02
از من تشكر نمي كني من مادرتمممممممممممممممممممممممممممم!
Comment با olis — دسامبر 25, 2007 @ ق.ظ 12:41