خانه > شخصی, کامپیوتر > ای ام دی…754

ای ام دی…754


الان مساله ای برام پیش اومد که یه کم حالم رو گرفت. جریان اینه که یکی از آشنایان فامیل، روز چهارشنبه ی پیش (یعنی ده روز قبل) کامپیوترش رو که به قول خودش وسط کار کردنش خاموش شده بود و دیگه هم نشده بود که روشن بشه، برای رفع مشکل پیش من میاره. من هم هشدارهای لازم رو مبنی بر اینکه سرم شولوغه و نمیتونم بگم چقدر کارش طول بکشه بهش می کنم و اونم موافقت می کنه. بعد هم مشکل رو بررسی میکنم و متوجه میشم که مادربودرش به رحمت ایزدی رفته و باید تعویض بشه. محض اطمینان یکبار بورد رو باز میکنم و به پایتخت میبرم. اونجا هم حرفم رو تایید می کنن و البته میگن که ممکنه قابل تعمیر باشه ولی اگر هم بشه نمی ارزه. بورد نو هم مشکل پیدا بشه. چندین فروشگاه و سایت اینترنتی رو برای مدل های قابل خرید میگردم اما چیزی پیدا نمی کنم. پنجشنبه، جریان رو به این فامیل مذکور میگم و اینکه شنبه از یه جا آدرس گرفتم که برم ببینم داره یا نه. میگه عیبی نداره، فقط زیر صد تومن بشه.

باری…
الان زنگ زده میگه “مرسی از زحماتت ولی چون وقت نداری و سرت شولوغه، دیگه مزاحمت نمیشیم. اگه میشه سیستم رو بذار فردا میایم میبریم” ….

الان باید بشینم مادربوردش رو از اول ببندم! اونم با حالی مابین عصبانیت و تعجب… . یعنی به بازی گرفته شدن و بعد هم توهین. میگن هزارتا آدم غریب بهتر از یه دوست و آشنا…. همینه.

پیوست» کسی جایی مادربورد 754 AMD سراغ داره؟ برای Athlon64 میخوام!

دسته‌ها:شخصی, کامپیوتر برچسب‌ها,
  1. 2008/01/05 در t 06:56 | #1

    khiali nist

    toye yeki az posthaye eric behesh eshare shode boud

    man proje ye yeki az doustamo tou ye rouz anjam dadam fardash oumad goft mc kase dige ie behem dad bordam tahvile ostad dadam hala mane bichare tamame shab ro nakhabide boudamo zol zade boudam be manitor albate taghsire khodam ham boud chon ye rouz dirtar shorou kardam

    man be eric mashkoukam
    آمیر:»
    خوب البته سورس معروف، همین مشکلات رو هم داره.
    به اریک؟ چرا؟

  2. 2008/01/05 در t 09:26 | #2

    هزار تا ادم غریبه به از یه دوست و آشنا!!
    فعلا قبول داریم!
    .
    در ضمن اون کامنتی هم گذاشته بودید ارسال می شه خدمت دوست دختر محترمتون!!

    آمیر:»داشتیم شیخ؟!! ما اینجا باید گره واکن هم باشیم نه اینکه دوست دخترای محترم رو فوروارد کنیم رو گره هامون!!

  3. 2008/01/05 در t 20:27 | #3

    والا من دگیگن موتوجه نشودوم که چی شد آما راست می گی …هر چی بلا سرمون اومد از طرف آشنا اومد …بونی دوز دیسن !

    آمیر:»معلومه که راست میگم! اصلاً همین خودت. نیگا کن!!! اگه تونستی درست حرف بزنی که ما خنده مون نگیره!!

  4. 2008/01/06 در t 14:25 | #4

    جدی نگیر جوون … این چیزا که زیاد پیش می آد….
    نکنه جز اون خوش شانسایی هستی که این جور مسایل غرورتو جریه دار می کنه و ………
    به قول یکی…” قبول دارم این روزها ، روزهای خوبی نیستند و من هم…. ”

    آمیر:»چرا خوش شانس ؟ جریانش چیه؟
    بعد ببینم…این یکی کدوم یکیه؟!!

  5. 2008/01/07 در t 16:57 | #5

    خوش شانسی چون این چیزا از اونایی که اصلا (حداقل برای من) مهم نیست … این که کی چی می گه و چی کار می کنه ، این که می فهمه داشتی خودتو به خاطرش … می دادی که یه جوری کمکش کنی یا نه ….
    خیلی وقتِ که دیگه کسی چیزی نمی فهمه… باور کن رفیق … هیچکی دیگه نمی فهمه … همه شدن غول توقع …
    همه چی شده توهم … همه تو خودمون داریم می لولیمو دست و پا می زنیم …. هنوز دیوونه نشدم ، DEP هم نزدم ، از کسی هم دلخور نیستم…. فقط زدم تو جاده بی خیالی ، بی تفاوتی … رفتم اون بالا_ یه کم پایین تر از خدا (به هر حال بزرگ تری گفتن، کوچیک تری گفتن ) _ چی می کشه اون بیچاره از دستِ ماها … دلم براش سوخت… کفر نمی گم … ولی توهمِ اون از منم بدتر بود…. چون هنوز امید داشت که ما آدم می شیم ….
    چه خیالاتِ محالی دارد…. زمین دیگه شانسی نداره….ما دوباره آدم نمی شیم….
    راستی…… ممنون که سر زدی جوون !! فازِ توهمت علمیِ …از منطق نوشتی….در موردِ همونایی که پیشترها از فرهنگِ لغتم پاره شون کردم…..

    آمیر:» مرسی.

  1. هنوز دنبالکی دریافت نشده.