اگه کسی فکر مینماید که مثل بقیه ی بلاگنویسها قصد راجع به ولنتاین نوشتن را می دارم، عمراً میباشد! اگر دوست دارد، ولنتاین میتواند بیاید راجع به من بنویسد!!
پیوست: ما ولنتایممان را کلاً دیشب در پشت ترافیک پشت یک چراغ راهنمای رمانتیکس که 14 ثانیه سبز بود و 140 ثانیه قرمز،سپری نموده کردیم… با یک اقا راننده سیبیلو. جای شما خالی بود!!
پس پیوست: من که راجع به ولنتاین ننوشتم…به قول آقای مای چمبر ، بحث راجع به ولنتایم بود!


hallucinations عزیز بر روی وبلاگ شما یک n اضافه در نوشته روی header می باشد.
داشتم سعی می کردم که این واژه را به خاطر بسپارم و هنگام بررسی هایم به این موضوع پی بردم. در کل قصدی نداشتم جز اینکه کمکی کرده باشم.
موفق باشید.
آمیر:»مرسی که گفتی…من اصلاً دقت نکرده بودم. حتماً درستش می کنم
Comment با Endless Love — فوریه 15, 2008 @ ق.ظ 10:15
خوش گذشت؟
خاطراتتو بنویس برامون!
Comment با پونی — فوریه 15, 2008 @ ب.ظ 12:05
مرسی که ننوشتی.
Comment با آتوسا — فوریه 15, 2008 @ ب.ظ 1:28
سلام
بله مسئله فقط ترافیک بود !!!
Comment با asma — فوریه 15, 2008 @ ب.ظ 3:42
سلام
دوست عزیزم لطفا سریعا به من سر بزن
Comment با اسما — فوریه 16, 2008 @ ق.ظ 4:25
والنتايم يك جشن خارجي است و بهتر است ما جشن هاي باستاني خودمان را شادي كنيم و جشن بگيريم تا فرهنگمان خراب نشود.
———————
Ãmir:▒احسان جان…اون والنتیاینه. این والنتایمه! فرق میکننن!! دوم اینکه باهات موافقم ولی فعلاً که مد شده دیگه…من و شما هم نمیتونیم درستش کنیم.
Comment با احسان — فوریه 12, 2009 @ ب.ظ 6:33
منه با احسان موافقم
Comment با بيژن — مارس 30, 2009 @ ب.ظ 4:39
مثل یه رویا بود . به نظر شما بهترین هدیه واسه این شب چیه؟
Comment با نیلوفر — فوریه 15, 2009 @ ق.ظ 1:31
ابدا قشنگ نيست
Comment با كا — مارس 30, 2009 @ ب.ظ 4:37
مرگ بر ولنتايم.
Comment با خان — مارس 30, 2009 @ ب.ظ 4:34