آرشیو برایمارس, 2008
31,مارس , 2008 روی ب.ظ 11:03
· طبقه بندی شده زیر اخبار داغ, تلویزیون, دروغ سیزده ·Tagged مهران مدیری, مردهزارچهره
مهران مدیری تا اطلاع ثانوی از تهیهکنندگی و کارگردانی برنامههای تلویزیونی محروم شد.
این خبر که به تائید چندین خبرگزاری معتبر هم رسیده، درحالی اعلام میشود که از دو روز قبل، زمزمههای مبنی بر شکایت نیروی انتظامی و برخورد رییس سازمان با مدیری به گوش میرسید. ظاهراً، استفادهی ابزاری از رسانه برای تمسخر طرح امنیت اجتماعی، توهین به داریوش فرهنگ و همچنین استفادهی توهینآمیز یکی از شخصیتهای زن مجموعهی مردهزارچهره از نام کوچک دکنر احمدینژاد، رییسجمهور کشورمان به جای نام “مسعود شصتچی”، (شخصیت اول سریال ، که مدیری نقش وی را بازی میکند) از علل اصلی این تصمیم بوده است. این خبر در حالی اعلام میشود که پخش سریال هنوز به اتمام نرسیده است.
گفتنی است، سازمان ثبتاحوال شیراز نیز شکایتنامهای را علیه سازندگان مجموعه تنظیم کرده است.

هنوز مشخص نیست، پخش این خبر، چه بازتابی را در بین علاقهمندان به مجموعههای طنز مهران مدیری ایجاد کند. سریال مردهزارچهره، یکی از پربینندهترین سریالهای سالهای اخیر تلویزیون بوده که در ایام عید از این رسانه پخش شده و نقدها و بحثهای زیادی را در بین اهالی اینترنت به همراه داشته است. تحلیلهای بعضاً موشکافانهای این کاربران، جای خالی رسانههای جمعی را در روزهای تعطیلات عید به خوبی پر کرده است.
پیوند پایدار
30,مارس , 2008 روی ب.ظ 3:03
· طبقه بندی شده زیر اینترنت, عکس, فایرفاکس, وردپرس ·Tagged PicLens, نوروز, افزونه, عید
اونایی که خیلی اهل خوندن مطالب جورواجور تو اینترنت نیستن، از اون دسته آدمایین که بیشتر دنبال استفاده از منابع بیپایان عکس تو اینترنتن. برای این جور افراد، فلیکر و زوم و غیره، منابع تغذیهشون هستن اما غذا هرچقدر هر خوشمزه، بدون ادویه و سبزی و ترشی و افزودنیهای مجاز حال نمیده! یکی از این افزودنیهای مجاز، برنامهایه به اسم PicLens. برنامهای که مخصوص نمایش عکسها به صورت اسلاید شو درست شده و البته مناسب برای طراحان وب و وبسایتهاییه که به طور اختصاصی به کار انتشار عکس در سطح وب مشغولن.
خوشبختانه، این افزودنی خوشمزه، برای بیشتر مرورگرها، افزونه یا پلاگین داره که نیاز شما رو به دانلود برنامه، برطرف میکنه. میتونین از این صفحه مرورگرتون رو انتخاب کنین و افزودنی رو میل کنید.
اما این PicLens چی هست که من انقدر علاقهمندم چشم شما رو به جمالش روشن کنم؟!
فرض کنیم شما دنبال یه عکس خاص میگردین. بگیم نوروز… . خوب گوگل، یاهو یا هر موتور جستجوی عکس دیگهای رو باز میکنین. نوروز رو وارد میکنین و یه سری عکس براتون ردیف میشن.
اما اینجوری نمیچسبه! دم به دقیقه باید صفحه بعد رو بزنم و منتظر بشم تا لود بشه. بعد هم اگه بخوام بزرگ شدهی یه عکس رو ببینم، باید دو سه بار صفحه عوض کنم تا آخرش معلوم نیست باز بشه یا نشه! سرعتها هم که خوشبختانه در حد خدا میباشند!
بنابراین راه سادهتر رو انتخاب میکنم و بعد از نصب افزودنی، روی دکمهPlay آبی رنگ اون گوشه مرورگرم، وارد پنجرهای میشم که خیلی زیبا میباشد! به این صورت:
این راهروی زیبا، گالری عکسهاییه که شما تو گوگل سرچ کردین و اجازه دارین که روی هرکدوم که خواستین کلیک کنید تا یهکم بزرگترشو ببینین، یا اینکه دبل کلیک کنید یا روی آیکون سمت چپ صفحه کلیک کنید تا عکس تو سایز اصلی و بلکه بزرگتر از اون بصورت FullScreen باز بشه و بتونین عکسها رو اسلاید شو ببینین.
اما این برنامه بطور پیشفرض، غیر از گوگل و یاهو (که تو سرچ عکس از گوگل بهتره)، موتورهای جستجوی فلیکر و اسماگماگ و فوتوباکت رو هم داره و شما میتونین از اون گوشه بالا، موضوع موردنظرتون رو تو موتور موردنظرتون سرچ کنید. یعنی همینکاری که من کردم:
اینجوری «مشترک گرامی، فلیکر دیگر مسدود نمیباشد!»
نکته دیگه که احتمالاً بسیار مورد توجه شخص دکتر مزیدی عزیز قرار خواهد گرفت، پلاگین PicLens برای وردپرسه. با این پلاگین، میتونین از خوانندههای وبلاگتون با امکان Slide Show پذیرایی کنید. در اون صورت، فقط کافیه که من بیننده، پوینتر ماوس رو روی گوشه عکس ببرم رو علامت Play ظاهرشده، کلیک کنم.
افزونهی PicLens برای فایرفاکس رو از وبسایت فایرفاکس هم میتونین بگیرین. (اینجا)
اینم عیدی ما به مناسبت جشنوارهی زنگوله و آقفتحی اینا!!:

سال نو مبارک! سیزدهبدر خوبی داشته باشین.
پیوند پایدار
29,مارس , 2008 روی ب.ظ 7:47
· طبقه بندی شده زیر توهم, روزمرگی, زمان, وبلاگ ·Tagged دنیا, ساعت زمین, ضربالمثل
حوصله م دیگه سر رفته میباشد از وبلاگ نوشتن برای خودم! چند وقتیست که به هردلیل، آمار خوانندههام اومده پایین و منم در کمال پررویی فرت و فرت آپ میکنم! اینجاس که میگن طرف رطب میخورد و تپ تپ تپ پس میدهد!! ببخشید… اشتب شد! و منع رطب میکند! همین روزاس که ملت، دونهدونه بیخیال فید ما میشن و دعای معروف “ما را به خیر، شما را به سلامت” را بدرقهی راهمان میکنند! بعد ما میمانیم و یک وبلاگ نشُسته نرُفته که تازه درش باز نموده شده و هدف والایی همچون جذب خارجیهای عامل استکبار دارد. ولی خوب…بعد از یه مدت، آنجا هم سرمان را خورده میکنند و کلاً سرخورده میکنند و نشان خرِ در گلمانده بهمان اعطا میشود به این گندگی (……) و از این راه رانده و از اون یکی مانده میشویم به این وسعت (…………………..) و دیگر هوس نمیکنیم که کبکمان را به کلاس آموزش آواز خروس بفرستیم و فیلمان را راهی هنددوستان کنیم! و ضمناً در نتیجهی این غلط کردنهای اول سالی که نکوست، بهارمان را یک جایی گم و گور میکنیم که سالمان از بهارش پیدا نباشد!
مفتخرم اعلام دارم که ساعت نشان میدهد که نزدیک است که روی هشت بنشیند و اینکه هرگز نشه فراموش، لامپ اضافی خاموش و بدینوسیله اعلایم بداریم که آهای مردم دنیا…ما هم در جشن ساعت زمین شما بازی! حداقل، جاهایی که “نه شرقی، نه غربی، جمبوری اسلامی”، نمیتواند انگول بمالد، بگذارید خودمان را با شماها همراه کنیم. لااقل اینطوری دل خودمان را خوش مینماییم.. زیاد. زمین را هم خوش میاید!

همونجا وست: فعلاً تا بقیهی مردم دنیا یادشان بیاید که ساعتشان را یک ساعت جلو بکشند، یکساعت وقت داریم. کار درست هم که انجام میدیم باید حتماً توش یه ایرادی باشه. ناسلامتی اینجا ایران است!
پیوند پایدار
29,مارس , 2008 روی ب.ظ 12:06
· طبقه بندی شده زیر اطلاعات عمومی, تخصصی, علمی ·Tagged فیزیک, پروتون, شتابدهنده
کمی دورتر از شهر ژنو، در دهکدهای که دانشمندان، بیش از نه ساله که خودشون رو وقف پیشرفت علم کردن، یکی از بزرگترین اختراعات بشری در زمینهی فیزیک ذرات*داره به نتیجه میرسه. اختراعی که با فاصلههای بسیار کوچک و در مقابل، انرژیهای بسیار زیاد سرو کار داره.
این ماشین که قراره تا پایان ژوئن سال جاری میلادی (200
به بهرهبرداری برسه، با شتاب دادن به پروتونها، بیشترین انرزی ممکن رو بهشون میده و باعث میشه که میزان تصادم این ذرات به همدیگه تا 30 میلیون بار در ثانیه (30 ضربدر ده به توان شیش پر سِکِند!) افزایش پیدا کنه و در نتیجه، سرعتشون تا نزدیک به سرعت نور بالا بره.
فیزیکدانها انتظار دارن اختراع LHC، پیشگام عصر جدیدی در فیزیک ذرات و راهحلی بر مسالهی بنیادین ماده و انرژی باشه. بیشتر از 5000 دانشمندان، فیزیکدان و دانشجو مشغول کار بر روی این شتابدهنده بودن و به شدت امیدوارن که امسال، نتیجه کارشون رو بطور کامل ببینن.
فیزیک ذرات، مبحثی در فیزیک است که به بررسی بنیادی ماده و پرتوها و برهمکنش میان آنها میپردازد. گاه نیز این مبحث با نام فیزیک انرژی بالا شناخته میشود، زیرا بسیاری از ذراتِ بنیادی، به صورت عادی در طبیعت یافته نمیشوند، بلکه میتوان آنها را در برخورد ذرّات دیگر که در شتاب دهنده انرژی زیادی به دست آوردهاند، پدید آورد.
(ویکیپدیا فارسی)
برای اطلاعات بیشتر در این زمینه:
وبسایت رسمی LHC
یک توضیح از LHC در 60 ثانیه
LHC در ویکیپدیا
پیوند پایدار
28,مارس , 2008 روی ب.ظ 11:21
· طبقه بندی شده زیر شخصی, وبلاگ, وردپرس
یادمه یهبار که با مادربزرگجان میحرفیدیم، بهش گفتم که “من یه وبلاگ دیگه هم دارم راجع به فیلم که دیگه توش نمینویسم و چهار پنج تا پستش رو منتقل کردم به وبلاگ سابقم.” همونجا بود که پیشنهاد جالبی پیش روم گذاشت راجع به اینکه “یه وبلاگ انگلیسی هم بزن و توش بنویس. تو که انگلیسیت خوبه!” اونجا من خندیدم و گفتم “حتماً! چقدر هم وقت دارم!” و ماجرا به درخت فراموشی سپرده شد. دیروز که داشتم اینور اونور گشت میزدم ، به وبلاگ انگلیسی کمانگیر رسیدم و نگاهی به نوشتههاش کردم. بعد به یاد پیشنهاد آتوسا افتادم و گفتم چرا که نه…! کمترین مزیتش اینه که رایتینگت تقویت میشه و یه کم بیشتر از کمترین مزیتش اینه که محدوده خیلی وسیعتری از خوانندهها رو دور و ور خودت میبینی و باز یه کم بیشتر از قبلی اینه که بیشتر درگیر نوشتههای جماعت انگلیسیزبان میشی و در نتیجه علاوه بر تقویت خوانندگی، سوژههای جالبتری برای نوشتن به فارسی دستت میاد و همین!
نتیجه نهایی اینکه وردپرس که خونهی مهر و صفا و صمیمیت و مهماننوازی هست…بذار یه وبلاگ دیگه همینجا باز کنم و اینبار حس کامیونیتی به زبان اصلی رو توش تجربه کنم! گو اینکه از همین الانش هم اونجا غریبم. جذابه، نه؟
Backdoor : Another entrance to my cluttered mind
چیزی که از الان نگرانم میکنه، نحوه متفاوت نگارش به زبان انگلیسیه. اینجا دیگه از اون راحتی گفتار فارسی و سبکهای خاص نوشتاری مث کودک متوهم و … خبری نیست و صرفاً میشه تو یه مسیر مستقیم حرکت کنی و حرفت رو بزنی. طنز خاص فارسی، تو انگلیسی ارزشی نداره و باید حرفهای باشی تا بتونی خوانندههاتو اونجور که اونا میخوان راضی نگه داری. منم که هیچی!
ظاهراً تو این راه باید از دوستانی مثل لوکادیوم که وبلاگ فارسیش رو ول کرده و رفته انگلیسی می پسته! آموزش ببینیم.
با همه اینا به هرحال، یه چالش بزرگ میبینم…! (خودم از این جملهم تحت تاثیر قرار گرفتم!) امیدوارم که توش نیفتم…یا اگه افتادم بعدش درنیام بیفتم تو چاه!! (چالش همون چالهس دیگه؟ نه؟!!)
آدرسش با اینجا خیلی فرق نمیکنه. یه 2 میذارین اول آدرس فعلی میشه اون یکی.
http://2fancies.wordpress.com
به هرحال انتظاری ندارم که کسی از وبلاگستان فارسی قدمرنجه کنه و بیاد اونجا، چون قرار هم بر این نیست. ولی اینارو اینجا نوشتم که مث بقیهی چیزا ثبت در پرونده بشه.
شب خوش.
پیوند پایدار
26,مارس , 2008 روی ب.ظ 11:28
· طبقه بندی شده زیر وبلاگ, ورزش, کودک متوهم ·Tagged فوتبال, فتحی, عید
در هفتمین روز عید تیلیویزیون مقداری فوتبال نمایش داد که در آن عدهای که اسمشان تیم ملی بود دنبال یک توپ میدویدند و بعد که آن را میگرفتند زیرش میزدند و همینجوری دوتاگل زدند! ولی از آنجایی که به ما یاد دادهاند که زدن و در رفتن کار مناسبی نمیباشد و هرکسی که اول خربزه میل مینماید خودش به چاه میافتد، دوتا هم خوردند و خیلی هم به من و پسرخالهام که پای تیلیفیزیون نشسته بودیم حرص خوراندند! بعد یک عدد مزدک میرزایی در این طرف و یک عدد آقای محصص در آنطرف که جام جم نام دارد، کلی از بازی تیم ملی تعریف کردند؛ و من همهاش فکر میکنم که احتمالاً آنها راجع به یک بازی دیگر صحبت میکردند!
امروز همچنین آقای آمیر کلی زور زد تا مثلاً در مسابقهی آقای فتحی شرکت فعال نماید و به همین منظور، هی از خودش پست درنموده نمود! و من هی به او میگفتم که بزرگی به کمیت نمیباشد و به کیفیت میباشد و این که جشنواره قرار است نوروزی بوده و باشد و بهتر میباشد که از نوروز و عید و صفا و صمیمیت و عشق و محبت و این چیزهایی که کلاً در حکومت مردمسالاری ایرانی به شکل خیلی یافت میشود صحبت نمود زیرا که دور چیزهای کمیاب، زود شولوغ میشود!
و من برای اینکه جبران کمکاری مافات اینها را نمایم از خودم انشایی برای عید درنمودم:
بنامخدا
کودکی متوهم میباشم
از بچگی بزرگ شدهام و البته همه به من میگویند که تو هنوز بزرگشده نمیباشی! و من از این بابت خیلی خوشحال میباشم!
امیدوار میباشم شما که از بچگی بزرگ شده اید و آنهایی که هنوز جا داشته تا بزرگ نموده شوند، سال خوبی داشته باشید. از الان، روزهای نهم و دهم و غیرهی عید را هم مبارک میگویم.
امضا: متوهم کوچک
پیوند پایدار
26,مارس , 2008 روی ب.ظ 8:58
· طبقه بندی شده زیر کامپیوتر ·Tagged Paryload, کرم, زامبی
پیوند پایدار
26,مارس , 2008 روی ب.ظ 8:56
· طبقه بندی شده زیر تخصصی, ویروس, کامپیوتر
مثل هر ویروس زندهای که تو یه سیستم حیاتی نیاز به میزبان داره تا بتونه خودش رو تکثیر کنه، ویروس کامپیوتری هم میزبانهایی قابل اجرا میخواد تا بتونه کدهای خودش رو داخل حافظه بنویسه. برای اینکار، ویروس میره و مثلاً رو فایلهای exe میشینه تا هر وقت که کاربر اون فایل رو اجرا کرد، ویروس اول از همه، کدهای خودش رو اجرا کنه.
ویروسها رو میتونیم از نظر رفتار زمان اجراشون به دو دسته تقسیم کنیم: ویروسهای مقیم و ویروسهای غیرمقیم.
ویروسهای غیر مقیم از دو ماژول replication (نمونهساز) و finder (جستجوگر) تشکیل میشن و همونطور که از اسمشون برمیاد قسمت finder مسئول پیدا کردن میزبانهای جدیده و برای هر میزبانی که پیدا میشه، finder، ماژول replication رو فراخونی می کنه تا میزبان رو آلوده کنه.
ویروسهای مقیم هم مث نوع غیرمقیم، از همین دو بخش تشکیل میشن اما تفاوتشون اینه که ماژول replication دیگه توسط finder فراخونی نمیشه و در عوض در زمان اجرا میره و تو حافظه میشینه و با هربار اجرای یه فایل اجرایی توسط سیستمعامل، خودش رو به اون فایل میرسونه.
ویروسهای مقیم رو میشه به دو دسته سریع و آرام تقسیم کرد که نوع سریع اون با اجرای هر فایل اجرایی روی کامپیوتر تولیدمثل میکنه. یادمه یهبار رو آنتیویروس سیستمی که ظاهراً داشت کار خودش رو خوب انجام میداد و فقط فکسش از کار اقتاده بود رو آپدیت کردم. (دسترسی ایتنرنت رو این کامپیوتر بستهس و فقط برای کارهای مث آپدیت، به اینترنت وصلش میکنیم) به محض آپدیتشدن، پیغام پشت پسغام بود که بیرون میریخت و حملهی ویروسهایی که تو اون سیستم لونه کرده بودن رو نشون میداد! با اسکن هرقسمت و شناختن یه ویروس تو اون بخش، به تدریج تمام برنامههایی که آنتیویروس به عنوان فایلهای آلوده نشون میداد از کار افتادن. این، یکی از خصوصیات ویروسهای مقیم نوع سریعه که از ناتوانی آنتیویروس تو فهمیدن این نکته که ویروس مقیم حافظه شده استفاده میکنه و در واقع روی اسکنر آنتیویروس یه سواری مجانی (Piggy-back) رو تجربه میکنه و با این روش، تمام برنامههایی رو که بهشون دسترسی انجام میشه آلوده میکنه.
البته یه مزیت این نوع ویروسها اینه که چون خودشون رو سریع لو میدن، آنتی ویروس سریع میتونه پاکشون کنه.
از طرف دیگه، ویروسهای مقیم نوع آروم، برای این طراحی میشن که به سختی ردیابی یشن و این کار رو هم با آلوده کردن فایلهای اجرایی تو یه بیس تصادفی یا خاص انجام میدن. مثلاً فقط وقتی که فایل میزبان کپی میشه. این نوع از ویروس، برعکس نوع سریع، کمتر باعث افت سرعت و کارایی کامپیوتر میشه و خوب…خیلی وقتهاآنتیویروس رو دور میزنه.
پیوند پایدار
26,مارس , 2008 روی ب.ظ 4:05
· طبقه بندی شده زیر اطلاعات عمومی, ویروس, کامپیوتر
یک ویروس کامپیوتری، برنامهایه که میتونه از رو خودش کپی کنه و یه کامپیوتر رو بدون اجازه و اطلاع صاحبش آلوده کنه. البته ویروس، یه اصطللاح جاافتادهس که به مجموعهی بزرگی از برنامههای خرابکار اطلاق میشه که شامل کرمها، تروجانها، زامبیها و برنامههای جاسوس و خود ویروسها میشه.
ویروسها میتونن خودشون رو تغییر بدن؛ چه ویروس ریشه بخواد کپیها رو تغییر بده یا اینکه کپیها بخوان تو خودشون دست ببرن، اینکار خیلی وقتا انجام میشه؛ مثل ویروس متامورفیک.
خیلی از ویروسها برای این برنامه ریزی شدن که به برنامهها آسیب برسونن، فایلها رو پاک کنن یا حتی هارددیسکتونو فرمت کنن؛ اما بعضی انواع دیگه فقط تولید مثل میکنن بدون اینکه بخوان آسیبی به کامپیوتر برسونن. اما حتی همین ویروسها هم مشکلانی رو برای کاربر بوجود میارن؛ مثلاً اشغال فضای حافظه و اشغال پهنای باند شبکه که باعث میشن سرعت کار با کامپیوتر به هرحال پایین بیاد، کامپیوتر قفل کنه و یا حتی اطلاعاتی رو از دست بدین.
پیوند پایدار
23,مارس , 2008 روی ب.ظ 12:36
· طبقه بندی شده زیر اطلاعات عمومی, توهم, زمان ·Tagged ماشین زمان, پدربزرگ, تثیر پروانهای
نمیدونم تا حالا دربارهی فرضیهی تناقض پدربزرگ چیزی شنیدین یا نه. تو این تئوری، فردی به زمان گذشته برمیگرده و پدربزرگ خودش رو میکشه در حالیکه پدرش (یا مادرش) هنوز به دنیا نیومده . اینجا پارادوکسی داریم از این نکته که در صورت بروز چنین اتفاقی، او اصلاً نمیتونسته متولد بشه و نتیجتاً نمیتونسته به عقب برگرده و پدربزرگش رو بکشه. بنابراین پدرش (یا مادرش) متولد شده و به همین شکل خودش هم متولد شده. یک نمونهی واضح از حلقهی علت و معلول.
این فرضیه اولین بار در کتاب “مسافر بیمقصد” René Barjavel در سال 1942 مطرح شد و پایهی بحثهای فلسفی زیادی در این زمینه شده و اینکه در صورت اختراغ ماشین زمان، فرضیه چطور تعبیر میشه.
تئوریهای مختلفی به عنوان پاسخ این مساله پیشنهاد شده از جمله اینکه بطور کلی امکان تغییر گذشته به فرد داده نمیشه و خط زمان، یه مسیر ثابت و غیرقابل تغییره و اینکه مسافر زمان، احتمالاً در یک خط سیر زمانی موازی با گذشتهی خودش فرود میاد، در حالیکه خط سیر اصلی در مسیر خودش ادامه پیدا میکنه. این فرضیه، یکی از بحثانگیزترین موارد مطرح شده در زمینهی بعد چهارم به حساب میاد. در مکانیک کوانتومی، تفسیر دنیاهای چندگانه میگه که هر پیشامد کوانتومی با احتمال غیرصفر، تمامی آیندههای احتمالی رو تجربه میکنه منتها هرکدوم در دنیاهای موازی باهم. بنابراین سفر به گذشته میتونه کاملاً مستقل از مسیری باشه که یکبار اتفاق افتاده و هیچ تاثیری روی زمان حال نداشته باشه.

فرضیهای مشابه، مطرح میکنه که این دنیاهای متفاوت (که ازشون به عنوان بعد چهارم یاد میشه و متفاوت از تعریف “زمان” به عنوان بعد چهارمه) قطعاً از هم جدا هستند چرا که تلاقیشون در هر زمان یا مکانی باعث تولید یک انرژی بسیار عظیم میشه که اونها رو کاملاً متلاشی میکنه. در واقع این فرضیه، یکی از احتمالات رخداد Big Bang یا انفجار بزرگ - که منجر به تشکیل دنیا در سهمیلیارد سال پیش شد- محسوب میشه.
از طرف دیگه عدهای معتقدند که اصولاً اعمال مسافران زمان باعث شده تا جهانی که امروز توش زندگی میکنیم به شکل الانش باشه و ما همواره تحت تاثیر حوادث ماورایی مرتبط با این موضوع قرار داریم. این نظریه هم با تئوری بالا قابل برداشته چرا که در صورتیکه مسافر زمان، به دنیای موازی خط سیر اصلی برنگرده، احتمال اینکه با انجام کوچکترین عمل در زمان حال، تاثیر قابل ملاحظهای بذاره، کم نیست. چیزی که بهش تاثیر پروانهای گفته میشه و یکی از نتایج فرعی مسالهی سفر در زمانه.
درباره این موضوع، تابحال فیلمهای زیادی ساخته شده که شاید معروفترینشون Back to the Future باشن. سهگانهی رابرت زمکیس که تمام حالات مختلف سفر در زمان و نتایج حاصل از اون رو بررسی کرده بود..
اگه بخوایم بطورخلاصه بگیم، فرضیههای زیر در مورد بازگشت در زمان مطرح شدهن:
1 - فرضیهی خط سیر زمانی حفاظتشده؛ که دربارهش صحبت شد و به فرد مسافر، اجازه هیچ نوع تغییری در زمان نمیده. مثلاً شما میخواین پدربزرگ رو با تفنگ بکشین، در همون لحظهای که شما گلوله رو شلیک میکنین، پدربزرگ خم شده تا عصاشو که افتاده زمین برداره! یا مثلاً تفنگتون خفه میکنه و شلیک نمیکنه یا چیزای دیگه و در واقع طبیعت به هر شکلی که ممکنه، شما رو از انجام کاری که مقدور نیست، باز میداره.
2 - فرضیهی تخریب زمان؛ که فرد رو مجاز میدونه حتی به شکل غیرمستقیم، زمان رو دستکاری کنه و البته باعث تاثیر پروانهای عملش در آینده باشه. فیلم” تاثیر پروانهای” که در سال 2004 اکران شد کاملاً به این فرضیه میپردازه.
3 - دنیاهای چندگانه؛ فرد با سفرش، دنیایی موازی دنیای موجود میسازه یا اینکه وارد یک دنیای موازی از قبل تعریفشده میشه.
4 - خط سیر زمانی مقدور یا تعریفشده؛ مشابه فرضیه اول. نمونهی این فرضیه رو در سریال کارتونی Futurama میشه دید که شخصیت اصلی با بازگشت به گذشته، نهایتاً مجبور به انجام عملی میشه که در گذشته هم انجام داده بود.
برای مطالب بیشتر در این زمینه:
تو پست بعدی با هم این تئوری رو از دیدگاه دیگهای بررسی میکنیم.
مشترک فید توهمنامه بشین.
![]()
پیوند پایدار
21,مارس , 2008 روی ب.ظ 4:43
· طبقه بندی شده زیر روزمرگی
چند روزیه که آلبومی از شادمهر رو میتونین دم در خیلی از وبلاگ و سایتهای ایرانی پیدا کنین و گفته میشه که ظاهراً آلبوم اصلی به حساب نمیاد. این آلبوم -که مثل آلبوم قبلی، زمان عید برای پخشش در نظر گرفته شد - از یه دیدگاه ، البوم ناقصی به حساب میاد؛ از هقت قطعه این آلبوم، چهار قطعهی اون، از عید سال گذشته روی آنتن و روی نوارها و MP3 Player ها و … رفته. دو قطعه سبب و رسیدی با واکنش خیلی خوب و مثبت شنونده ها و طرفدارا روبرو شد که قطعاً مهمترین دلیلش هم ترانههای سنگین و تنظیم قوی اونا بود. در اوایل زمستان و به فاصله کمتر از دو هفته، دو قطعهی مشکوک و بغض هم پخش شدند که خوب… نظرات متفاوتی رو به همراه داشتند. اگر یادتون باشه، در زمان پخش ترانهی مشکوک، من پست انتقادیای رو نوشتم که ملت خشمگین و طرفداران 26 آتیشهی شادمهر، اینجا رو سرم خراب کردن! جوری که برخلاف عادت مجبور شدم کامنتدونی اون پست رو ببندم. شاید خیلی دوستان معترض نمیدونستن که اون آهنگ، یه کپیبرداری بیکم و کاست از یه آهنگ یونانیه و شعر استفاده شده هم اصلاً قوی نبوده که بخواد ساختش رو توجیه کنه.
ترانهی بغض هم، بعضاً با نقدهای مثبتی از دید طرفدارا روبرو شد اما اکثر شنوندهها اونو “یه اثر کممایه با موزیک ویدیوی ضعیف” دونستند.
اما اگه از اینها بگذریم، میرسیم به سه قطعهجدید که توجهات زیادی رو به خودشون جلب کردهن. “یه کاری کن”، یکی از معدود قطعات آلبومه که توش از ترکیب ویولون و گیتار استفاده شده و خوب…به نظر خیلیها، شادمهر با این آهنگ سبک کارهای قدیمش رو بازسازی کرده. {راستش به نظر من، باوجود اینکه این کار،کار بدی نیست، اما هنوز هم قابل مقایسه با آهنگهای مشابهش مث خونه یا غریبه نیست. ضمن اینکه به نظرم “سبب” کار به مراتب جذابتریه.}
اما مشکل اساسی من تو این آلبوم، بعد از ترانهی مشکوک، با قطعه “بیا” هستش. با وجود ملودی و تنظیم قوی و حتی ترانهی بسیار شنیدنی، شادمهر نتونسته اون چیزی که باید رو ارائه بده. متاسفانه هر دفعه که این قطعه رو میشنوم، یاد کارهای نازل خوانندههایی مثل حامدهاکان و دوستان میافتم که به زور و ضرب افکت، صدای خودشون رو روی قطعه پیاده میکردند و البته شخصاً برای من، کارهای ناهنجاری محسوب میشدن (و میشن).نمیدونم چرا اینجا شادمهر اصرار زیادی روی خوندن در سبکی کرده که مخصوص اون نیست و یهجور تکرار کارهای خوانندههای جدید محسوب میشه.
در طرف دیگه اما به نظرم باید آهنگ “تن تو” رو بهترین کار این آلبوم دونست. دلیلش هم فراز و فرودهای مناسب و شنیدنی شادمهر و البته صدای خالص و بدون افکت آقای خواننده روی آهنگه. این قطعه قبلاً در کنسرت سوئد با ریتم ملایم خونده شده بوده که ظاهراً با استقبال زیادی روبرو شده. (اینجا)
به هرحال، ارتباط ضعیف شادمهر با رسانهها و طرفدارانش و محدود شدن خبرها به وبسایت طرفدارانش، باعث شده که خیلی از مسائل از جمله درستی آلبومها و ترانههایی که ازش شنیده میشه، ابهامآمیز باقی بمونن و باعث تولید شایعات زیادی بشن که صرفاً به خود خواننده ضرر میزنن.
صحبت از وبسایت طرفداران شد. پیشنهاد میکنم به این فروم برین و از نظرات جالبی که بعضی از دوستان در اونجا دادن هم استفاده کنید.
نظر شما چیه؟
برای دانلود این آلبوم، میتونین به لینکهای زیر سر بزنین.
لینک اول
لینک دوم
لینک نزدیکتر برای وردپرسیها، وبلاگ رایگانهای اینترنته که این روزها سر جریان رعایت نکردن کپیرایت مطالب سایتهای دیگه تو بورس اخبار وردپرس قرار گرفته و فعلاً هم بالای داشبورد پربینندهترین ها جا خوش کرده. همین دم دستتون…!
پیوند پایدار
20,مارس , 2008 روی ق.ظ 9:38
· طبقه بندی شده زیر دوستان, وبلاگ, وردپرس
پیوست: الان دارم از تبریک عید گفتن به دوستان بلاگر برمیگردم. باید اعتراف کنم که حس عجیبیه که این همه دوستان خوب دور و ور خودت میبینی و با وجودی که حتی یکبار هم ندیدیشون اما وجه تمایزی بین اونا و دوستان دنیای واقعی قرار نمیبنی.
برای همین، آرزو می کنم که این جمع صمیمی که برای من از تیر 86 با ورود به وردپرس تشکیل شده، هرروز گرم تر و نزدیک تر بشه و بتونیم همدیگرو دلگرمتر کنیم. این اولین عید من به عنوان وبلاگ نویس نیست، اما تو وردپرس دارم بهار اول رو تجربه می کنم. محیطی که احساس می کنی واقعاً تو یه خانواده بزرگ زندگی می کنی.
از همه تون ممنوم که باعث شدین به این وضعیت بیفتم!!
از آتوسا، پونی و سایر دوستانی که از وبلاگ قبلی با من هستند هم یه تشکر ویژه دارم.
پیوست طولانی ای شد. برین سراغ مطلب!
علیرغم صحبتهای پیشین مبنی بر عدم پایبندی به کلیشه و بیخیال شدن پست مخصوص و تبریک سال نو و بسنده کردن به وبلاگ نورزوز 87، عمراً دور از اخلاق و منش پهلوانمردی میباشد که عید رو تبریک نگم!
آرزو میکنم در سال جدید، همهی دوستان مجازی و غیرهجات و دوستان نازنین بلاگر سال خیلی خوبی داشته باشند؛ پر از شادی و خوشی و کامنت و آمار فیدریدر رو الکسیا و این که همین!
برای خودم در دوم و نصفی سال وبلاگنویسی، بتونم به جایی برسم که یکی دو عنوان “به دردبخور” و “خوندنی” بعد از اسم وبلاگم بشنوم!
بچه جان متوهم هم تبریک عرض مینماید!
سال نو مبارک.
آمیر 1 1 1387
پیوند پایدار
19,مارس , 2008 روی ب.ظ 3:42
· طبقه بندی شده زیر اینترنت, وبلاگ ·Tagged فید, اشتراک, خواننده
کمکم استفاده از فیدها در خوندن مطالب سایتهای مختلف برای ما ایرانیها داره به یه عادت تبدیل میشه. استفاده از فیدها باعث شده که به همون راحتی که من ممکنه در طول یک روز، سه چهار رفعه به وبلاگ یک نفر سر بزنم و ممکنه هم یک هفته بعد از اون اصلاً راهم رو هم طرفش کج نکنم. به همین ترتیب هم احتمال اینکه بعد از یک مدت کوتاه، مطالب اون نویسنده برام راضیکننده نباشه و من از عضویت فید بلاگش خارج بشم. اما چه دلایلی باعث میشن که من دست از فید یه وبلاگ یا سایت بشویم و عطای آن را به لقایش بسپارم؟ آیا نداشتن مطلب مناسب با سلیقهی من دلیل کافی و لازم برای فسخ اشتراک از فید محسوب میشه؟
به عقیدهی خوانندههای وبسایت Problogger دلایل زیادی وجود دارن که میتونن منجر به اتفاق بالا بشن. Darren Rowse، نویسندهی اصلی این سایت، کسیه که از سال 2002 تاحالا به صورت حرفهای و تماموقت به کار وبلاگنویسی مشغوله. در یکی از پستهای پربیننده این بلاگر، سوال بالا مطرح شد و جواب های پایین به دست اومد: (دلایل، به ترتیب اهمیت مرتب شدهن)
وقتی مشترک شما ببینه که تعداد زیاد مطالب شما، باعث شده که فیدهای دیگه تحت تاثیر قرار بگیرن، بعد از یه مدت اعصابش از دستتون خورد میشه و کار دستتون میده!
- تعداد کم پستها (یا فاصلهی زیاد بین دو پست متوالی)
- پستهای ادامهدار (”برای خوندن پست روی ادامهی مطلب کلیک کنید”)
این پستها فقط یه قسمتشون تو فیدریدر دیده میشه و برای خوندن بقیهش باید وبلاگ رو باز کنین.
- تعداد زیادی از پستها تکراری شدهن
(بهش میگن افزونگی مطلب. این با کپی پیست کردن از سایتهای دیگه فرق میکنه. شما چیزی رو مینویسین که افراد زیاد دیگهای بهش پرداختن یا اینکه تاریخ مصرف مطلبتون تموم شده )
- محتوای کسلکننده و غیرجذاب
- مطالب نامربوط
بلانسبت… شر و ورهایی که به درد هیچ جنبندهای نمخورن!
- شخصینویسی بیش از اندازه
البته در مواردی که شما و مخاطبتون ، هدف دیگهای غیر از یه ارتباط وب2 دارین عیبی نداره!
- پستهای معمولاً خیلی طولانی
- منفینویسی
غر و لند کردن یا تکرار شخصیت “من میدونستم” تو گالیور، خیلی راحت خوانندههاتون رو فراری میده!
مثلاً فیدتون با یونیکد مشکل داره یا اینکه پستهای تکراری یا حذف شده رو نمایش میده.

- مطالب ناهنجار /زننده/تبعیضآمیز
یه روز یک غضنفری میره خرش رو بفروشه….
- آگهیهای اطلاعاتی تجاری یا Infomercial که خیلی شما رو پولدوست نشون بدن
- تیترهایی که خیلی محتوای مطلب رو نمیرسونن.
{مثال رو از ترس قیلتر، برش داشتم!}
- استفاده از فونتها و سایزهای بد (بطورکلی فورمتینگ)
مثلاً از فونت Tahoma با سایر 18 استفاده کنیم که خیلی بدقواره میشه یا از Times با سایز 8 که خیلی ریزمیشه.
- تعداد زیاد لینکها در مطلب
- تغییرات مداوم در سبک نوشتاری
- غلطهای گرامری یا املایی زیاد
- تکرار زیاد یک موضوع در پستهای مختلف
مثلاً اینکه یه ماه فقط دربارهی فیسبوک بنویسی و بعدش هم بری سراغ توئیتر!! (مسلماً دکتر اجازهی میدن که یه شوخی کوچیک باهاشون بکنیم! وگرنه… )
و دلایل زیاد دیگهای که از فرد به فرد متفاوتن. دلایل شما برای فسخ اشتراک از فید یک وبلاگ چیه؟
خوب، حالا مشترک فید توهمنامه شوید

پیوند پایدار
17,مارس , 2008 روی ب.ظ 3:27
· طبقه بندی شده زیر اخبار روز, ایران, طنز, کودک متوهم ·Tagged آزادی, بنزین, دنیای تصویر, رییسجمهور
… و من آرزو میکنم که ایکاش آقای خاتمی هم اینقدر در انجام نمودن به وعدههایش، حاوی صداقت بود!
اصولاً این دکتر رییس جمبور، آدم خیلی خوبی میباشد و من میدانستم که او هیچوقت دروغ نمیگوید. وقتی که میگوید ما در کشورمان آزادی داشته میباشیم، خیلی راست میگوید: بجز اینکه ما میدان به آن بزرگی داریم که خیلی سربه فلک کشیده میباشد، الان همه جا نوشتهاند که بنزین از امروز آزاد میباشد.کیلویی 500 تومن! و من به آمیر میگویم که از این بهتر نمیباشد، چون در مدرسه یاد گرفتهایم که 500 تومان از 8000 تومان خیلی کمتر میباشد و بنابراین از این به بعد میتوانیم به جای مصرف ماهی بکبار نیمکیلوگوشت، هرروز کلی بنزین بر سر سفرههایمان استفاده نماییم؛ معطر هم میباشد!!.
و من آرزو میکنم که ایکاش آقای خاتمی هم اینقدر در انجام نمودن به وعدههایش، حاوی صداقت بود!
من با این سن کوچکم، هنوز اجازه ندارم که مجلههای بیتربیتی که عکسهای نصفه و نیمه از صورت بازیگران خانوم که سرشان حجاب نمیباشد را در مجلهی دنیای تصفیر مشاهده نمایم و همیشه سعی میکنم عکسهای پرمحتواتر را از طریق اینترنت و ماهپاره نظاره بنمایم! برای همین هم، افرادی که آقای آمیر به آنها مسئولان نظام بیبرکت میگوید، برای رفع نگرانی من از اینکه به شکل یکهو چشمم به عکسهای مذکور نیفتد و توضیحات زیر آنها که معمولاً بیناموسی میباشند، روی ذهن بیآلایشم تاثیر نگذارد، در این مجله را تخته نمودند تا از سال دیگر، عکسها و توضیحات ارزشی را ببینیم و بخوانیم!
من که میدانم؛ رییسجمبور محبوب هم حتماً میداند؛ اینها ربطی به میدان آزادی ندارد!!
پیوند پایدار
16,مارس , 2008 روی ب.ظ 9:44
· طبقه بندی شده زیر ایران, کودک متوهم
به وقت الان، امروز، دو سه روز مانده به ملیزاسیون نفت میباشد که گفته میشود تعطیل است زیرا که مهم بوده و میباشد و باعث شده که آن را سر سفرهی مردم بیاورند. من معنی سفره را خوب میدانم، زیرا که همیشه بر روی آن نان و پنیر و سبزی با نوشابهی پپسی نوش جان میکنیم! اما این آقای مردم را نمیشناسم. هرچقدر هم که از هفت جد و آباد گرامی اینجانب میپرسم، میگویند که این فضولیها به من نیامده است! البته گاهی وقتها هم که زیاد فکر میکنم، فکر میکنم که خیلی هم فکر کردن هم نمیخواهد! چون صبح تا شب کلاً و شب تا صبحهایی که ماهواره خیلی بیتربیت میباشد و من تصمیم میگیرم که صدای سیما اینا را روشن نمایم، میشود دید که آقای رییسجمبور محبوب چگونه گره از سوالات بیمعنی گروهی آدم بیکار که خودشان را خبرنگار صدا میزنند میگشاید و همه را از هالهی جالبناک خودش سیراب مینماید! و خوب… من هنوز معنی مردم را نفهمیدم!
و پریروز به وقت الان، هنگامی که هرچند وقت یکبار، ماهواره بیبی سی و سیانان و ایافجیاچ اینا، دربارهی چیزی که به آن الکشن میگفتند از خود گزارش در مینمودند، اینطرف، صدای سیما اینا از خودش کلی هیجان در مینمود که “ما را خیلی تحویل گرفتهاند و هی دارند چیز خود را به سمت ما معطوف میکنند!” (مشکل من این است که زیادی زود بزرگ شدهام و کلمات گندهگنده زیاد بلد میباشم، اما سر کلمههای کوچک، از قافله چیز میمانم!)
راستی، امروز درحال شینیدن رادیوی سیمای صدا اینا! آقای مجری اعلام کرد که آمریکا، یک بانک بحرینی که سرمایهی آن را بانکهای ما تامین میکردهنمودند تحریم نمودهکرد. اما خوب منِ کودک متوهم که میدانم، رییسجمبور هم که معلوم است میداند؛ فقط کافی میباشد که ما هم آمریکای مشت محکم به یکجاییشخورده را تحریم کنیم! فوقش دیگر سر سفرههایمان، نان را با پپسی نمیخوریم! آمریکا خودبخود از نقشه جهان، نابود میشود!!
پیوند پایدار
« داده های پیشین