- دایی؟!!!
-آره عزیزم! الان تلویزیون اعلام کرد.
- الان که چند روزه همه تو بوق و کرنا می کنن که قطبی سرمربیه…
- دایی؟!! این که هنوز وضعیت تیم خودش معلوم نیست؟ آدمی که تقریباً همه الان تو تیم ملی باهاش مشکل دارن؟ کسی که هنوز مدرک مربیگری A فیفا رو نداره؟!
- خوب البته حداقل اسمش برای تیم ملی بسه!
- مثلاً اون موقع که نوک تیم ملی بود، چه گلی به سرمون زد که الان بخواد بزنه؟
- گلی به سرمون که نزده، ولی یکی دوبار، سری به گلمون زده! نمونهش بازی با کره تو یهچهارم 2000 آسیا…احتمالاً الان هم بخواد به مدافعا یاد بده که چجوری بتونن همون کارو تکرار کنن!
- باز خدا رو شکر کن که پروین نیومده بشه مربی تیمتون! حداقل اینه که دو کلاس سواد داره بلده درست حرف بزنه!
- آره، لابد یه کلاس زبان هم میخواد بذاره که چطور همه حروف فارسی رو با “شین” جابجا کنیم؟!
- آخه ابله! قطبی میخواست بشه مربی که باید یه مترجم هم میذاشتیم بغل دستش حرفاشو ترجمه کنه!
- خوب شاید…اما این بنده خدا که شیش ماهه تو ایرانه ؛ اگه دو ماه میذاشتنش مربی باشه، فارسیش فول میشد. دایی که 40 ساله اینجاس هنوز یاد نگرفته درست حرف بزنه!
- …
- بابا ایول! مثلاً دارین کارشناسی نظر میدین دیگه؟! خدا رحم کنه که تحصیل کردههامون که شما باشین، اون کارگر جماعت چیجوری فکر میکنه! فکر کنین چی شده که یهشبه اومد شد مربی تیم ملی. دیدین ملت رو چهجوری سرکار گذاشتن؟
- یه شب کجا بود؟! صبح تا ظهر هر سایت و روزنامه رو میخوندی صحبت قطبی بود، یک دو تا هم زحمت کشیده بودن، اسم قلعهنوعی رو چاپ کرده بودن..
- همچی یه شبه هم نیومد…مگه اون شب نبود که تو نود برگشت گفت مربی تیم ملی لابی مابی داره و این حرفا همشون دور چرخوندن مردمه…؟ مگه چند وقت پیش نگفته بود که اگه ازم بخوان، مربی تیم ملی میشم؟! کجاش یه شبه بود؟! مث همهی کارای دیگه ملت رو گذاشتن سر کار اساسی.
- خوب دیگه…معلوم شد که اون بالاها چه خبره…لابیهای دایی تو سازمان و فدراسیون و بقیه سوراخا دارن کباب باد میزنن! یه جورایی حال بقیه رو که قدقد میکردن گرفت! واسهشون شاخ و شونه کشید!
- خیلی بیانصافیه! اصلاً از کجا معلوم که انتخابش نکرده باشن که بخوان خرابش کنن؟ شاید میخواستن بابت اون شب که تو نود حرف زد، حالشو بگیرن؟ یا مثلاً بگن که ما از این لابی ها نداریم یا تو خودت دستت از همه بیشتر پشت پردهس و از این حرفا!
- به قیمت چی؟ که تیم ملی رو دستی دستی بفرسته قاطی باقالیا؟!
- چرا قاطی باقالیا؟! چقدر دستکمش میگیرین؟ مگه همین دایی نبود که پارسال سایپا رو قهرمان کرد؟ کمه؟
- بله…اون ساپیا بود. یه عده زبونبسته رو جمع کرده بود؛ آخرشم کاری رو که اون یارو آلمانیه اول فصل براشون کرده بود زد به اسم خودش!
اگه راست میگی چرا اونهمه بازیکن، آخر فصل از ساپیا رفتن تیمای دیگه؟ مگه نه اینکه امسال تو آسیا بازی داره؟ نمونهش همین خلیلی..
- آقا بیخیال قدیم… یکی بگه الان مهدویکیا و کریمی و یه عده دیگه مث مبعلی و اینایی که با دایی مشکل داشتن از این به بعد چیکار میکنن؟
- من فکر میکنم دوباره رسول خطیبی بیاد بشه فیکس خط حمله!
- میرزاپور رو عشق است!!
- نه…فکر نمیکنم. ابی رفته تو باند پروین! از این بابت خیالمون راحته که ایشون بایکوته!
- بابا همهتون توهم زدین! این حرفا چیه؟ یه موقعی چیلاژویچ بود میگفتن چرا این رو فیکس میذاری؛ یه موقع برانکوویچ بود!…
- آره همون برانکو رو عمراً خود این آقای دایی گذاشتش کنار! ببین…یه دوره یه ساله قلعه نوعی شد مربی، اینو مثلاً گذاشتش بیرون. باز دوباره صاف اومد بسط نشست تو تیم ملی، اونم رو نیمکت، اونم سرمربی! خداییش یه آدم عاقل بالغ واسه ما روشن کنه که کل این ماجرا یعنی چی؟!
اینها رو هم خوشمان آمد:
وقتی لابی خیلی کلفت میشود…
انتخاب سرمربی تیم ملی ، توسط دولتی که زورش خیلی زیاد است



بین کیا بود این دیالوگها؟!
آمیر:»خودم و سایه م و کودک متوهم بزرگ شده و مای سلف!
Comment با شبستان — مارس 2, 2008 @ ب.ظ 10:32
salam khayli khub bud linkidam matlabeto
Comment با mojtaba — مارس 2, 2008 @ ب.ظ 10:41
من دایی رو دوست دارم، خیلی بیشتر از کل یوم مربیای داخلی!
آمیر:»البته همینطوره!! (من دیگه چی میتونم بگم؟!!)
Comment با کمال — مارس 3, 2008 @ ق.ظ 8:22
بنده هم با شیخ موافقم.
افتخار ایرانه.
موفق تر از همیشه باشی
Comment با گجمو2 — مارس 3, 2008 @ ب.ظ 5:04
اصلاً شیخی اینجا بود که من نوشتم با شیخ موافقم؟!
امان از دست این شیخ الشیوخ که اینجا هم دسن از سر ما ور نمیداره.
بگم خدا چکارت نکنه شیخ!!!!!
با داش کمال موافقم.
آمیر:»کمال جان یه مقدار رفته بودن بالای منبر. شما اشتباه لپی کردی!
Comment با گجمو2 — مارس 3, 2008 @ ب.ظ 5:06
ممنون. مطلب جالبی بود.
Comment با فتحی — مارس 3, 2008 @ ب.ظ 6:10
کلا دوودووروو دوو دوو دایــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــی!چ
همین!
Comment با آتوسا — مارس 3, 2008 @ ب.ظ 11:53
بنظرمن این واقعی است.
Comment با فواد — آگوست 27, 2008 @ ب.ظ 5:46
من درباره ی اونا چیزای زیادی شنیدم وخوندم . من اونا رو دوست دارم.
Comment با سارانصیری — آگوست 27, 2008 @ ب.ظ 5:49