به وقت الان، امروز، دو سه روز مانده به ملیزاسیون نفت میباشد که گفته میشود تعطیل است زیرا که مهم بوده و میباشد و باعث شده که آن را سر سفرهی مردم بیاورند. من معنی سفره را خوب میدانم، زیرا که همیشه بر روی آن نان و پنیر و سبزی با نوشابهی پپسی نوش جان میکنیم! اما این آقای مردم را نمیشناسم. هرچقدر هم که از هفت جد و آباد گرامی اینجانب میپرسم، میگویند که این فضولیها به من نیامده است! البته گاهی وقتها هم که زیاد فکر میکنم، فکر میکنم که خیلی هم فکر کردن هم نمیخواهد! چون صبح تا شب کلاً و شب تا صبحهایی که ماهواره خیلی بیتربیت میباشد و من تصمیم میگیرم که صدای سیما اینا را روشن نمایم، میشود دید که آقای رییسجمبور محبوب چگونه گره از سوالات بیمعنی گروهی آدم بیکار که خودشان را خبرنگار صدا میزنند میگشاید و همه را از هالهی جالبناک خودش سیراب مینماید! و خوب… من هنوز معنی مردم را نفهمیدم!
و پریروز به وقت الان، هنگامی که هرچند وقت یکبار، ماهواره بیبی سی و سیانان و ایافجیاچ اینا، دربارهی چیزی که به آن الکشن میگفتند از خود گزارش در مینمودند، اینطرف، صدای سیما اینا از خودش کلی هیجان در مینمود که “ما را خیلی تحویل گرفتهاند و هی دارند چیز خود را به سمت ما معطوف میکنند!” (مشکل من این است که زیادی زود بزرگ شدهام و کلمات گندهگنده زیاد بلد میباشم، اما سر کلمههای کوچک، از قافله چیز میمانم!)
راستی، امروز درحال شینیدن رادیوی سیمای صدا اینا! آقای مجری اعلام کرد که آمریکا، یک بانک بحرینی که سرمایهی آن را بانکهای ما تامین میکردهنمودند تحریم نمودهکرد. اما خوب منِ کودک متوهم که میدانم، رییسجمبور هم که معلوم است میداند؛ فقط کافی میباشد که ما هم آمریکای مشت محکم به یکجاییشخورده را تحریم کنیم! فوقش دیگر سر سفرههایمان، نان را با پپسی نمیخوریم! آمریکا خودبخود از نقشه جهان، نابود میشود!!


آمیر! باور کن هر وقت این عکستو می بینم حالم بد میشه! خیلی معصومه! خیلی! خیلی دوستش دارم!
بعدشم هر وقت کودکت می نویسه اگه بمیرم هم میخونم. اگه نمی کامنتم دلیلش چیز دیگه ست!
و این که امروز خیلی خوششششششششحاااااااااللللللللللللللللللمممممممممممممم!
یک قدم به تاسیس شرکت سهامی توتون و کاهو نزدیکتر تر تر شدم ننه!
Comment با آتوسا — مارس 17, 2008 @ ب.ظ 6:57