در هفتمین روز عید تیلیویزیون مقداری فوتبال نمایش داد که در آن عدهای که اسمشان تیم ملی بود دنبال یک توپ میدویدند و بعد که آن را میگرفتند زیرش میزدند و همینجوری دوتاگل زدند! ولی از آنجایی که به ما یاد دادهاند که زدن و در رفتن کار مناسبی نمیباشد و هرکسی که اول خربزه میل مینماید خودش به چاه میافتد، دوتا هم خوردند و خیلی هم به من و پسرخالهام که پای تیلیفیزیون نشسته بودیم حرص خوراندند! بعد یک عدد مزدک میرزایی در این طرف و یک عدد آقای محصص در آنطرف که جام جم نام دارد، کلی از بازی تیم ملی تعریف کردند؛ و من همهاش فکر میکنم که احتمالاً آنها راجع به یک بازی دیگر صحبت میکردند!
امروز همچنین آقای آمیر کلی زور زد تا مثلاً در مسابقهی آقای فتحی شرکت فعال نماید و به همین منظور، هی از خودش پست درنموده نمود! و من هی به او میگفتم که بزرگی به کمیت نمیباشد و به کیفیت میباشد و این که جشنواره قرار است نوروزی بوده و باشد و بهتر میباشد که از نوروز و عید و صفا و صمیمیت و عشق و محبت و این چیزهایی که کلاً در حکومت مردمسالاری ایرانی به شکل خیلی یافت میشود صحبت نمود زیرا که دور چیزهای کمیاب، زود شولوغ میشود!
و من برای اینکه جبران کمکاری مافات اینها را نمایم از خودم انشایی برای عید درنمودم:
بنامخدا
کودکی متوهم میباشم
از بچگی بزرگ شدهام و البته همه به من میگویند که تو هنوز بزرگشده نمیباشی! و من از این بابت خیلی خوشحال میباشم!
امیدوار میباشم شما که از بچگی بزرگ شده اید و آنهایی که هنوز جا داشته تا بزرگ نموده شوند، سال خوبی داشته باشید. از الان، روزهای نهم و دهم و غیرهی عید را هم مبارک میگویم.
امضا: متوهم کوچک


امشب نسبتا ترکوندی !
فوتبال مسخره ای بود …
Comment با اسما — مارس 27, 2008 @ ق.ظ 12:43
نه! کودک جان متوهم! تو نباید بزرگ بشی! نبایدددددددددددددددد!
فوتبال بود؟ کجا با کجا؟
کلا:
دوو دوو روو دوو دوو! دااااااااااااااااااااااایی!
Comment با آتوسا — مارس 27, 2008 @ ق.ظ 1:53
مبارزه با وبلاگ هاي زرد وپhttp://key1one.wordpress.com/b/
براي حمايت از طرح هاي مبارزه با نقض كنندگان حقوق كپي رايت اينجا رو مطالعه كنيد.
Comment با key1one — مارس 27, 2008 @ ب.ظ 5:54
عجب مطلبی زدی ها! کلی حال داری ظاهرا!
البته شما دو نفری میزنین معلومه دیگه!
Comment با شبستان — مارس 27, 2008 @ ب.ظ 8:18
به مربی تیم ملی که ارتباط تنگا تنگ با خدای عزوجل داره فحش می دی ؟؟
بعید می دانم امشب را به صبح رسانی
Comment با شیخ الشیوخ — مارس 28, 2008 @ ق.ظ 5:19