آرشیو برایآوریل, 2008

منچستر- بارسلونا: گزارشی در سوگ!

دقیقاً ساعت 1:20 صبح چهارشنبه‎س و الان از تماشای بازی بارسلون - منچستر فارغ شدم. بازی با گل دقیقه 14 پل اسکولز از روی یه شوت 30 متری برای منچستر تموم شد. قرمزها به فینال رفتن و جام باشگاه‎های اروپا برای بارسلونا به پایان رسید.

شروع خیلی خوب بارسلونا در ابتدای بازی واقعاً امیدوارم کرد که نتیجه آخر بازی به نفع اونا باشه. اما ظاهراً منچستری‌ها خیلی به فینالیست شدن خودشون مطمئن بودند که تونستن گلی که در اوایل بازی زدند رو تا آخرش نگه دارن. تو این بازی هم مثل بازی رفت کنترل توپ به طور مشخصی در اختیار بارسلونا بود، ولی واقعیت اینجاس که تیمی که نتونه برای بیشتر از چهار پنج دفعه، وارد محوطه دروازه‌ی رقیبش بشه، نباید هم برنده بازی باشه؛ به خصوص که اشتباهات زیاد بازیکن های این تیم به اضافه‎ی سردرگم بودن رایکارد که در لحظاتی که دوربین نشونش می‎داد، چهره‎ش حاکی از ناامیدی و نداشتن یه برنامه خاص برای وضع فعلی تیم بود، و در نهایت، بازی کاملاً استاندارد انگلیسی‌ها، همه عاملی شدند که منچستر برنده این بازی باشه.

درباره‌ی فرگوسن که نمیشه حرفی زد؛ خونسردی خاص او، مهمترین عامل اعتماد به نفس بین قرمزهای اولدترافورد بود. برنامه‎ی مشخص و بازی خوب و یکدست بازیکنای این تیم، از نقاط قوت منچستر بودن. در اون طرف، بارسلونا همه تفکرش روی حرکات مسی می‌چرخید و البته موقعیت های گاه و بیگاهی که گیر دکو میومد. اتوئو و آبیدال خیلی بد بودن و اینیستا و ژاوی فقط توپ رو وسط زمین میگردوندند. جای تعجب داشت که رایکارد، تیری هانری و گودیانسن رو زودتر به زمین نیاورد.گو اینکه هانری هم خیلی موثر نبود اما به هرحال، تونست چند موقعیت درست کنه. حتی اومدن کرکیچ هم باعث شد که مسی یه کم آزادتر بازی کنه. اما همه اینها زمانی اتفاق افتادند که بارسلوناییها روحیه ی برتری جوییشون رو از دست داده بودن و دیگه حتی در ده دقیقه آخر هم رو به جلو بازی نمی کردند.

بدون شک، اولین تغییر در بارسلون، کنار رفتن رایکارد و سیستم تکراریشه. شاید اینجوری، رونالدینیو هم نظرش رو در مورد ترک بارسلونا عوض کنه.

به هرحال، حرص خوردن برای تیمی که خودش نمی‎خواد برنده ی بازی باشه، کار بیهوده و نادرستیه، به خصوص وقتی چهره های تماشاگران انگلیسی رو میدیدم که با چه شور و شوقی از اولین دقیقه‌ی بازی تا آخرین، ترانه‎ی پیروزی‌شون رو می‌خوندند و از فوتبال دلچسب تیمشون لذت می‌بردند.

(18) دیدگاه

کشف سیاره‌ای با احتمال وجود حیات در خارج از منظومه شمسی

یکی از آرزوهای بزرگ انسان، یافتن امکان حیات در سیارات دیگه‌ای غیر از زمین و مهاجرت به اونجاست. مدت‌هاست که دانشمندان در حال جستجو در سوراخ‌سنبه‌های کهکشان و همسایه‌های راه شیری هستند. هر از چند وقت یکبار در اخبار میشنویم که یک سیاره پیدا شده که امکان داره توش حیات داشته باشه، متری چهار میلیون و پونصد! یا نمیدونم فلان شاتل رو قراره بفرستن به مریخ که ببینن تو بهمان قسمتش، یخ وجود داره یا نه. اما…

اگر به مقدمه اعتقاد ندارید از اینجا بخونید. (به سبک حمیدرضای عزیز)

آخرین اکتشافات دانشمندان و ستاره‌شناسان، یک سیاره‌ی مشابه زمین رو در خارج از کهکشان راه شیری رو نشون میده که احتمال زیادی میره که قابل سکونت باشه. دمای این سیاره بین 32 تا 104 درجه فارنهایت تخمین زده شده (که معادل 0 تا 40 درجه سانتیگراده). فاصله‌ی این سیاره تا خورشید مربوط بهش، حدود 14 برابر کمتر از فاصله زمین تا خورشید خودمونه، اما به خاطر کوچکتنر بودن این ستاره، دمای مذکور حاصل شده و همین میزان دما، احتمال وجود آب در سیاره رو افزایش داده.

gliese_581

در شرایطی که آینده‌ی زمین با توجه به افزایش تدریجی دمای اون، وضعیتی نگران‌کننده به خودش گرفته، یه مقدار امیدواری چیز خوبیه… اما مساله اینجاست که سیاره‌ی کشف شده در فاصله‌ی 20.5 سال نوری از زمین و در منظومه‌ی Libra قرار گرفته که حدود یه‌کم زیاد به نظر می‌رسه! در هرحال، سیاره‎ی x که هنوز اسمی براش انتخاب نشده، یکی از مقصد‌های مهم ستاره‌شناسان و فضانوردان در آینده‌‌ی دور خواهد بود. با درنظر گرفتن امکان حرکت با سرعت 1,600,000 کیلومتر در ساعت* ، حدود پونزده‌هزارسال طول میکشه تا بشه به این سیاره سغر کرد. مگه اینکه ساکنین فعلی اون سیاره، فکری به حال سرعت نور بکنن، وگرنه که امید زیادی به زمینی‌ها نیست…!

منبع

* سرعت نور 10 به توان 9 کیلومتر در ساعت یا 3 ضربدر 10 به توان 5 کیلومتر در ثانیه یا به 299 792 458 متر بر ثانیه‌س! اگر متوجه شدین بگین من هم بفهمم! خیلیه..نه؟!

۱ دیدگاه

آگهی استخدام یک نفر همراه

به یک نفر داوطلب سفر به گذشته همراه خودم نیاز دارم. مسخره‌بازی درنمیارم و اصلاً هم شوخی نمی‌کنم. برای این کار، بهتون دستمزد می‌دم که البته بعد از برگشتنمون، پرداخت میشه. برای این سفر، هرچیزی که فکر می‌کنین از غذاهای فاسدنشدنی گرفته تا اسلحه و پوشاک مناسب چهارفصل، می‌تونین همراه خودتون بیارین. خودم قبلاً یکبار این سفر رو انجام دادم. البته برگشتنمون رو ضمانت نمی‌کنم و همین‌طور امنیت جانی‌تون رو.

در صورتیکه خواستین، همین‌جا میتونین آمادگی‌تون رو اعلام کنین تا از بین متقاضیان، مناسب‌ترین فرد رو انتخاب کنم.
اطلاعات تکمیلی بعد از قطعی شدن انتخاب فرد داوطلب، داده خواهد شد.

(4) دیدگاه

آنگاه که کی‌بورد، گوگل را خوشمزه‌تر می کند

اگر از اون دست نت‌بازهایی باشید که تعصب خاصی به کار با کی‌بورد دارن و حتی تو سخت‌ترین موقعیت‌ها هم میان‌برها و کلیدهای کمکی رو به استفاده از ماوس ترجیح میدن، احتمالاً از اینکه چرا گوگل امکانات مناسب برای کار با کی‌بورد رو فراهم نکرده یه کم دلخور هستین. اما اگه یه سر به این لینک بزنین و امکان keyboard shortcuts رو فعال کنید، خواهید دید که جستجوهای شما با استفاده از گوگل از هر نفطه‌ی وب (Homepage خود گوگل، صفحه‌ی اول فایرفاکس، igoogle و …) به یک فلش سیاه‌رنگ در کنار گزینه‌های پیداشده مزین خواهند شد. همین‌طور در سمت راست صفحه، راهنمای استفاده از کی‌بورد برای گشتن در بین نتایج رو خواهید دید.

J
Selects the next result.

K
Selects the previous result.

O , Enter
Opens the selected result.

/
Puts the cursor in the search box.

<Esc>
Removes the cursor from the search box.

چیزی که ممکنه تو این راهنما جا افتاده باشه، اینه که چطور یه لینک موردنظرمون رو تو یه Tab جدید باز کنیم (کاری که تو Firefox و IE7.0 با زدن دکمه وسط ماوس روی لینک مذکور انجام می‌شه.) برای این کار کافیه تو فایرفاکس، با نگه‌داشتن Shift، یکی از کلیدهای P یا Enter رو بزنین. انجام این عمل تو IE7.0، نتیجه رو تو یه پنجره‌ی جدید باز می‌کنه.
Google Experimental یک بخش از آزمایشگاه‌های گوگل محسوب می‌شه که آخرین ایده‌های بهینه‌سازی جستجو رو به صورت آزمایشی در اختیار کاربرانش قرار میده. بنابراین یادتون باشه که برای استفاده، باید حتماً یه اکانت گوگل داشته باشین.
نکته‌ی دیگه‌ای که به نظرم جزو مشکلات این طرح باید قرارش بدیم، اینه که اگه اونو تو مثلاً فایرفاکس فعال کرده باشین، قاعدتاً باید رو اکانتتون اعمال بشه و دیگه نیازی نباشه که تو IE یا مرورگر دیگه‌ای، مجدداً فعالش کنین؛ اما خوب…اینجا اینجوری نیست!
احتمالاً تا چند وقت دیگه، این طرح گوگل از حالت تجربی درمیاد و به یه گزینه‌ی انتخابی دائمی تبدیل میشه.

Google Suggestions امکان بسیار مفید دیگه‌ایه که تو قسمت Google Experimental قرار گرفته و فکر می‌کنم خیلی‌هاتون باهاش آشنا باشین. با این امکان، با تایپ کردن قسمتی از کلمه یا عبارت موردنظرتون،  لیستی از کلمات و ترکیبات مرتبط با اونها رو به صورت همزمان به همراه تعداد جستجوهای مرتبط اون موضوع به شما پیشنهاد میده. اگه بخواین این امکان رو هم تجربه کنید، امکان keyboard Shortcuts غیرفعال میشه؛ مگه اینکه بخواین از روشی که سایت عصرونه تو پست 10 دلیل برای استفاده از Google Suggest تشریح کرده استفاده کنید.

3365 copy فید توهم‌نامه رو به reader خودتون اضافه کنید.

دیدگاه‌ها

مساله‌ی دو عدد

یکی از مشکلات عدیده‌ای که در کار اینجانب، خودم میبینم، علاقه‌مندی ناگهانی به افرادی می‌باشد که خیلی خوشم می‌آید! این افراد، همگی از قشر خانوم بوده و بسیار خانوم می‌باشند! نمونه‌ی آن را می‌توان در محل کار مشاهده نماییم که یک عدد خوش‌رو و خوش‌مشرب که مقادیر زیادی بااحساس می‌باشد، موجود می‌باشد. مساله‌ی بغرنج، اینجا بوده که این عدد، خیلی اخلاق‌های روتین و روتین‌های اخلاقی در خودش داشته که با ذائقه‌ی من مچ نمی‌باشد! از طرف دیگر، یک عدد دیگر هم است که بسیار خوب بوده و کلاً با اینجانب، متوهم کوچک متمایل به بزرگ، ذائقه‌مند می‌باشد! اما کمی هم بی‌احساس می‌باشد! و من هم که هنوز از موارد چنین‌طوری کمی خجالت کشیده و می‌کشم، به روی ابروی خود، خم نمی‌آورم!  نتیجه این که، از درون، شبیه گاز گرفته‌ها شده‌ام.

این بود انشای من!

(3) دیدگاه

سیاست جدید تبلیغات در گوگل

گوگل اخیراً سیاست جدیدی رو در نمایش لینک های تبلیغاتی (adwords) در پیش گرفته و به قول یک سایت، دیگه به هر قیمتی اجازه‌ی تبلیغ رو به سایت ها و شرکت‌ها نمیده. اجازه بدید برای توضیح این سیاست جدید یه مثال بزنم: تا قبل از شروع ماه آوریل، اگر شما تو سرچ‌باکس گوگل، عبارت firefox رو تایپ می‌کردین، نتیجه ای که تو لینک‌های کناری بهتون برمیگردوند در ظاهر، آدرس‌های مربوط به فایرفاکس بود، اما اصلاً ربطی به موزیلا نداشت. بنابراین، احتمال اینکه کاربران تازه‌کار محصولات موزیلا بتونن به سایت اصلی این شرکت دسترسی پیدا کنند، کمی کاهش پیدا می‌کرد.

                                                Another_fx_bidder4
گرچه، لینک‌های فوف، نهایتاً آدرس‌هایی بودند که از اونها می‌تونستین فایرفاکس رو دانلود کنین، اما بهرحال، به نوعی سوءاستفاده از نام موزیلا و فایرفاکس محسوب می‌شدند. بطور خلاصه، این آپدیت از قانون، به شما به عنوان تبلیغ‌کننده، اجازه نمی‌ده که آدرس ظاهری تبلیغ (display url)  و آدرس مقصد (landing url) که در اون لینک تعریف شده، با هم متفاوت باشن.
شاید بپرسین مگه قبلاً نبوده؟!
در جواب باید بگم که بودن کسانی که که با سوء استفاده از سیاست‌های قبلی و برای بالابردن آمار ورودی به سایتشون، از این روش استفاده می‌کردند.
محدودیت دیگه‌ای قانون جدید، استفاده از tracking URL هاست. خیلی از تبلیغ‌کنندگان، از سایت‌های ترکینگ یا
“ردپا یاب” استفاده می‌کنند تا یه آمار مفید از ورود و خروج بازدیدکننده‌ها و لینک‌های مربوط داشته باشن. گوگل، معین کرده که آدرس مقصد نمی‎تونه از یه Tracking URL استفاده کنه مگر اینکه مبدا و مقصد، یکی باشن. به عبارت راحت‌تر، صفحه مقصدی که براتون باز می‌شه، آدرس خودتون باشه و نه  آدرس یک سایت ترکینگ.
اگر نمی‌دونید سایت‌های Tracking چه سایتهایی هستند، اینجا رو بخونید.

(5) دیدگاه

Tracking چیست؟ یا ردپای شما را می‌یابیم

فرض کنید که شما تو یکی از پنج حالت زیر قرار دارید:

1 - یه پست با تیتر فارسی می‌نویسین و از Slug استفاده نمی‌کنین. (خصوصاً تو وردپرس؛ میزبان‌های دیگه رو نمیدونم) بنابراین آدرس پستتون میشه یه چیز بی‌شاخ و دم که سر و تهش رو نمیشه با چشم مسلح دید!

{مثلاً آدرس پست جاری بدون Slug هستش:
http://fancies.wordpress.com/2008/04/19/tracking-%da%8…84%d
8%a7%d9%8btracking-%da%86%db%8c%d8%b3%d8%aa%d8%9f-%db%8c%d8%a7-%d8%b1%d8
%af%d9%be%d8%a7%db%8c-%d8%b4%d9%85%d8%a7-%d8%b1%d8%a7-%d9%85%db%8c%e2%
80%8c%db%8c%d8%a7%d8%a8%db%8c%d9%85%d8%8c-%da%a9%d9%84%d8%a7%d9%8b/

که برای مثال ما، آدرس بسیار قشنگی می‌باشد!}

2 - یه آدرس شدیداً طولانی که هفت هشت مرحله پایین رفته و مجدداً قابل مشاهده و حفظ کردن با خیال راحت نیست!

3 - وسواسی هستین و گیر دادین که آدرس فعلیتون رو به شکل مستقیم به جایی لینک ندین.
4 - اصلاً کلاً دوست دارین مرموز باشین و آدرس یه پست خاص رو جایی لو ندین. حالت پنجم رو هم بهش میرسیم.

در وضعیات بالا، می‌تونین از سایت‌های Tracking یا ردپا یاب استفاده ببرین. با استفاده از این سایت‌ها، میتونین علاوه بر اینکه آدرس فعلی خودتون رو به یه آدرس کوتاه‌تر تغییر بدین، می‌تونین از مزایای آماری که این سایت‌ها درباره‌ی تعداد کلیک‌ها و ویزیت‌ها و … در دستان شما قرار میدن، بهره‌مند بشوید. بنابراین حالت پنجم، مخصوص اون دسته آدمای خوره‌ی آمار این‌جوری هستش! اما مساله کوچیکی که باید در این مورد آخر بهش دقت کرد، اینه که اکثر سایت‌های ترکینگ، این سرویس رو با دریافت هزینه‌ی مختصر در اختیار شما می‌ذارن. بطور مثال، می‌تونین از خدمات سایت urlzoom برای مختصر کردن آدرس به صورت مجانی استفاده کنید، اما برای بهره‌مند شدن از آماری که در اختیارتون می‌ذاره… شرمنده! همینطور سایت Linkwatch که فقط آمار بهتون میده یا مثلاً سایت tinyurl که فقط آدرس بهتون میده.

با در نظر گرفتن آدرس قشنگ ذکر شده در بند 1 و سایت قشنگ‌تر urlzoom، آدرس ما آماده‌س و شما می‌تونین از url زیر برای دسترسی به این پست استفاده کنید:
http://www.urlzoom.org/19

تخصیص یه آدرس کوتاه‌تر به آدرس شما، کار خیلی پیچیده‌ای نیست. به نظر میاد که کل موضوع، یه forwarding ساده باشه؛ اما این که روال آمارگیری از کاربران تو سایت به چه شکله، یه مقدار قضیه مشکل تر میشه. بذارین این موضوع رو با یه مثال ساده تشریح کنیم.

Tracking

فرض کنید شما در حال باز کردن یک صفحه روی وبلاگ توهم‌نامه هستین و من تو یه قسمت از پستم، یک لینک برای دانلود فلان فایل گذاشتم.به این صورت:
<”a href =”fancies.wordpress.com/felaan_page.html>

برای اینکه بتونم بفهمم که بهمان بازدیدکننده، روی چه لینک‌هایی کلیک کرده و یا اینکه اون صفحه رو برای چه کسایی فرستاده، تو کد html مربوط به لینک، یه کد ساده رو اضافه می‌کنم به این صورت:
<”a href =”fancies.wordpress.com/felaan_page.html?123456abc>

اون ارقام آخر کد، میشن همون کد ردپا یاب یا query String هم گفته میشه و با درنظر گرفتن اینکه بعد از یه کاراکتر علامت‌سوال اومدن، توسط browser به هیچ انگاشته میشن و همون رشته‌ کد بالاتر خونده میشه. اما هر صفحه‌ای که بعد از این، توسط این user درخواست میشه، 123456abc رو هم با خودش منتقل میکنه و نتیجه این میشه که آمار بازدیدکننده‌ی ایکس درمیاد.

این کار مشابه کاریه که شیرینی‌های اینترنتی (Cookies) انجام می‌دن؛ اما تفاوت اصلی query string با شیرینی‌ها اینه که اینا داخل url هایی که یک کاربر ذخیره می‌کنه یا برای یکی دیگه میفرسته قرار می‌گیرن در حالیکه Cookie ها در برقراری یک Session تعریف میشن (مثلاً زمانی که پنجره‌ی جدیدی از مرورگرتون رو باز می‌کنین). دیگه اینکه اگر کاربری، از دو مسیر مختلف به یک آدرس برسه، دو تا query string تولید میشه و در نتیجه دو نفر حساب میشه. (بنابراین اگه خواستین با کسی دست به یقه بشین، از دو طرف بزنینش! فلسفه‌ش همونه!!) این درحالیه که cookieیکبار، شیون هم یکبار!


پی‌نوشت:
اگر فکر کردین که با استفاده از این روش می‌تونین به صورت فرت و فرت، تو بالاترین و خوشمزه و دیگ و نعلبکی، لینک سرو کنید، باید بگم که زیاد فکر نکنین. چون قطعاً امکان‌پذیر نخواهد بود! (اینو گفتم که شما دیگه مث من به زحمت نیفتید!)

(3) دیدگاه

عبور از 600,000,000 دانلود برای موزیلا

آماری که اواسط ژانویه سال جاری اعلام شد، ظاهراً خود موزیلایی ها رو هم یه‌کم تکون داده! سایت addon.mozilla.org (AMOکه پربیننده‌ترین سایت از مجموعه سایت‌های مربوط به موزیلا محسوب میشه، مرز 600 میلیون دانلود به کاربران رو پشت سر گذاشته.این آمار، فقط مربوط به دانلودهای اصلی می‌شه و نه آپدیت‌هایی که از رو سایت دانلود می‌شه. بیشتر از 4000 addon و بین 800 هزار تا یک میلیون دانلود در روز از حدود 4.5 میلیون بازدید روزانه از صفحات این سایت،آمار بسیار قابل توجهیه. فایرفاکس بصورت تخمینی، حدود 125 میلیون کاربر در سراسر جهان داره که نسبت به ابتدای سال 2007، دوبرابر شده. 100 میلیون، تعداد آپدیت‌هاییه که AMO رو در روز پینگ می‌کنند که از این تعداد 93 درد مربوط به فایرفاکس 2 می‌شده.

fir

موزیلا، سیستم دقیق آمارگیری خودش رو روز به روز بسط می‌ده و در حال حاضر اطلاعات بسیار خوبی در مورد کاربرانش داره. بطور مثال، Funnelcake، پروژه‌ای بوده که ماه‌ها پیش شروع کردند و در اون، مسیری رو که کاربران فایرفاکس از زمان دانلود و نصب برنامه، تا یک پریود زمانی بلندمدت بعد از اون رو طی کرده‌اند، بررسی کنند. در این آمارگیری، حدود 57 درصد از کسانی که فایرفاکس رو (در تاریخ 4 اکتبر 2007) دانلود کردند، نصبش کردن و 49 درصد از این کاربران، در دوره‌ی 30 روزه‌ی بعد بصورت روزانه از فایرفاکس استفاده کردن. 5 ماه بعد از نصب یعنی در میانه‌های بهمن 86، با افت خیلی کم، 42 درصد کاربران، کماکان از مرورگر خودشون استفااده می‌کردند.

این آمار ، یعنی اینکه فایرفاکس تونسته در یک دوره نسبتاً بلندمدت، خودش رو به کاربرانش تحمیل و متقاعد به استفاده کنه.

فایرفاکس همچنان پیش می‌تازد، حتی اگر جناب فتحی عزیز بگوید IE7.0 بهتر است! (البته الان را نمی‌دونم، اما در گذشته که اینگونه بود! باشد که ایشان هم به راه راست هدایت شده باشد!)

منابع◄
http://blog.mozilla.com/metrics/2008/02/29/firefox-retention/
http://blog.mozilla.com/metrics/2008/01/30/600000000-add-on-downloads/
http://john.jubjubs.net/2007/11/27/mozilla-firefox-market-share/

(8) دیدگاه

دلم را به من برگردان

سلام وبلاگ جان!

امیدوارم که حالت خوب باشد. نمیخواهد حال من را بپرسی؛ چون میدانم که خیلی خوب نیستی، به روی خودم نمیاورم که خوبم. فقط کمی دستم تا قسمتی درد می‌کند ولی با آن کنار می‍آیم.
وبلاگ‌جان! از وقتی که با تو آشنا شدم، جاهایی از وجودم را که به آن “دل” می‌گویند به تو داده‌ام و بدین‌ترتیب بیدل مانده شدم. کلاً دوست‌های خوب از این کارها زیاد می‌کنند؛ دل می‌دهند و معمولاً قلوه دریافت می‌کنند. اما می‌دانی، بعد از آشنایی‌ دو نفر با هم، مدتی می‌گذرد که همدیگر را بهتر بشناسند؛ بعد از آن ممکن است از هم خوششان نیاید و هم را ول کنند و بروند سراغ دوست‌های دیگر. ممکن است که یکی‌شان دوست نداشته‌باشد که بینشان قهر بیفتد و هی سیریش آن یکی می‌شود که یک وقت از دستش ندهد! اما خوب این‌جور دوستی‌های یکطرفه، خیلی جذاب نیستند و کلاً دوای دردهای روح به شمار نمیآیند. تازه ممکن است تاثیر ناجور هم داشته باشد. مثل زندگی دوتا آدم با هم می‌ماند. حتی آمارش هم همانجوری است؛ یعنی آنهایی که از دوستشان یا خانومشان یا آقایشان راضی نیستند خیلی بیشتر از آن‌ زوج‌هایی است که مثل چسب دورو به همدیگر می‌چسبند! بنابراین وسط راه، همدیگر را ول می‌کنند و می‌روند پی کارشان…

حالا قضیه‌ی من و تو هم همینطوری است. من میخواهم که با تو دوست باشم، اما انگار تو دیگر دوست نداری. این را از قیافه‌ات می‌شود حدس زد، از نگاهت، از کم محلی‌هایت، از داشبوردت، از کامنت‌دانی‌ات…. شاید سرماخورده‌ای یا چه میدانم، مشغله‌ی ذهنی داری؛ البته می‌دانم که دنبال یک دوست بهتر از من نرفته‌ای، چون من زودی می‌فهمیدم. اما هرچه هست، دیگر…دیگر قلوه به ما تعارف نمی‌کنی.
نمیدانم وبلاگ جان… شاید وقت رسیده که هرچه دل، کادوپیچی‌شده تحویل تو دادم، بهم برگردانی. اگر می‌توانستم می‌گفتم که وقت‌هایی که با تو گذراندم را هم همراه کارتون کادوها، بدهی بیاید! اما نمی‌توانم، نه اینکه از نظر فیزیکی و غیرفیزیکی ممکن نباشد، بلکه برای اینکه تمام آن زمان‌ها را بگذارم پیشت یادگاری بماند.

اما نه… مثل همه‌ی آنهایی که سیریش میشوند، می‌خواهم بهت دوستی را یاد بدهم. حتی به قیمت تاثیرهای ناجور! می‌دانم که آخرش کم میاوری! شاید من هم آن موقع پیر شده باشم، اما ارزشش را دارد!

(6) دیدگاه

اکشن‌های یک شهر

دوماً - امروز به این نتیجه رسیدم که x نامساوی با x است  در صورتیکه که یکی از x ها تو قلهک باشه و یکی‌ش تو پونک. به عبارت بهتر، برای کشیدن یک دندون عقل ناقابل توسط یک جراح -ناچاراً متبحر- در مطبی در قلهک باید 150 تا 190 هزار تومن خرج کنید و برای کشیدن همون دندون توسط همون دکتر، در درمانگاهی در منطقه‌ی پونک، حدود 50 تومن کفایت می‌کند با گارانتی مادام‌العمر! لطفاً هنگام خواندن این مطلب و توجه به  قیمتها،  به فعل کشیدن توجه کنید.
حالا اگر مثل بنده‌ی حقیر و از سر بدشانسی، دو تا دندون  عقلتون رو بخواین از زندگی فلاکت‌بار ساقط کنید، قطعاً به روح پرفتوح مسببان از سه دهه پیش به اینور، فحش‌های آبداری نثار خواهید نمود!

سوماً - به نظرتون، اگه تو یه خیابون شولوغ، تو یه ماشین ترتمیز گل (Gol البته)، یه خانومی پشت فرمون، در حال استفاده از موبایل، یه دونه بزنه تو سر پسرش که بغل دستش نشسته و دوتا هم از ایشون بخوره، با پشتی‌هاش جرو بحث بکنه  و البته در تلاش برای ورود به صف ماشین‌های کیپ تو کیپ با راننده‌های بی‌حال و حوصله باشه، چه اتفاقاتی می‌تونه رخ بده؟ چیزی که جلوی چشمم، امروز به عین دیدم و به غین، غالب تهی کردم! گو اینکه ممکنه که غالب با قاف باشه!
حالا اگه ده تا از این موجودات گرانقدر، تو ده نقطه‌ی  اساساً ترافیکی، بخوان به هنرنمایی بپردازن، فیلم شهرمون چقدر از این اکشن‌تر می‌تونه بشه؟

اولاً- متاسفم که چند وقتیه که دیر به دیر آپ می‌کنم. روندکم آوردن وقت داره به معضل بزرگ برام تبدیل می‌شه و اولویت‌بندی بین کارهایی که دارم، کلاً آنلاین‌شدنم رو زیر سایه برده. حیف پولی که دارم برای اینترنتم می‌دم و استیف نمی‌کنم.

(5) دیدگاه

از این به بعد، در این وبلاگ از مزایای فیدبرنر مستفید شوید!

بسیار متاسف میباشم که یکبار دیگر باید تمام آنچیزی را که دیروز در لایورایتر، نوشتن کردم، امروز باید دوباره بنویسم. به هرحال، چون زیاد نمیباشد، دارای عیب نمیباشد و مختصر و مفید آن را دوباره مینویسم.

بنابه درخواست های فراوان هیچ کس، خودم تصمیم گرفته و آنرا به چیز اجرا گذارده نمودم؛ به این معنی که لطفاً از این پس، (یعنی از دیروز، که ممکن است برای بعضی ها پریروز باشد و کلاً برای بعضی ها اصلاً مهم نباشد که “زمان” چه میباشد!) مشترک خوراک جدید من و کلاً آقای آمیر شوید و از مزایای “چیزبرنر” مستفید شوید! بسیار خوب میباشد که این کار را همین الان و با تقه نمودن روی آیکون به این گندگی در این کنار بکنید و خیال من و خودتان را از همه جهات راحت نمایید. باشد که در دنیا و اگر اون دنیا هم موجود بود، در آخرت، از مزایای مادی و معنوی احتمالی بهره منداری نموده شوید.

با تشکر
ک.و.د.ک متوهم.

(3) دیدگاه

لبخند معنی دار قطبی؛ پایان یک داستان تلخ

متاسفانه، تنها راه خروج قرمزپوشان از وضعیت فعلی، کنار رفتن افشین قطبی از تیمه. راهی که مثل همه‎ی روش‌های زمان بحران در ایران، فقط پاک کردن صورت‌مساله محسوب می‌شه، اما ظاهراً اجتناب‌ناپذیره.

امروز جمعه، 23 فروردین، تماشاگران فوتبال ایران، تحقیرشدن دوتیم بزرگ پایتخت رو دیدند. دو تیمی که الان از بزرگی، هیچ چیز به جز ادعای اون رو یدک نمی‌کشند. دو تیمی که محصول فوتبال به روایت سیستم دولتی و تفکر محافظه‌کاری دست‌اندرکاران و مسئولانشون هستند و البته چیزی از فوتبال رو برای دوست‌دارانشون به نمایش نمی‌گذارند. استقلال، از ابتدای قصل با مشکلات مختلفی دست و پنجه نرم می‌کرد و شاید ناکامی‌های الانش خیلی به چشم نیاد، اما وضعیت پرسپولیس، کاملاً متفاوته.
کاشانی، مدیر عامل پرسپولیس - که جانشین انصاری‌فردی شده بود که در انتهای فصل پیش، حمایت هواداران رو با خودش داشت - در ابتدای فصل و برای کاهش فشارها، افشین قطبی رو به پرسپولیس آورد. تیمی که کاشانی و دوستانش، استیلی و مرزبان به عنوان کادر مسئول در بستن تیم، مثلاً آماده کرده بودند رو به دست فطبی داد و در واقع اون رو قربانی خودش و سیاست‌های غیرورزشی مدیرانش کرد و حالا داره نتیجه کارش رو به خوبی می‌بینه؛ گرچه با محافظه‌کاری عام ه284300_origمفکرانش، سعی می‌کنه همه‌چیز رو طبیعی نشون بده و در واقع با همین سیاست‌هاش، همه‌چیز رو به شکلی که می‌خواسته، جلو برده. تهدید کردن قطبی به جریمه‎ی مالی در صورت استعفا یا کنار گذاشتن مرزبان، مربی ایرانی‌ندیده‌ی پرسپولیس رو در تنگنا قرار داد و جا رو برای بروز مشکلات بیشتر باز کرد.
اختلافات بین قطبی و کادر مربیان تحمیلی به اون، کاملاً در زمین مشهوده و تیمی که همه در ابتدای کارش، به قهرمانی اون مطمئن بودند رو طوری زمین‌گیر کرد که از استقلال اهواز در یک نیمه چهار گل دریافت کنه و البته هیچ تلاشی برای جبران نتیجه نکنه. اشتباهات فاحش بازیکنان در میانه زمین و خط دفاعی پرسپولیس به حدی بود که هرکسی که از جدول مسابقات خبر نداشته باشه، این تیم رو می‌تونست فقط با یک تیم دسته‌دومی مقایسه کنه. یادمون باشه داریم در مورد تیمی صحبت می‌کنیم که نیم‌فصل اول، شخصیت یک قهرمان رو داشت و بازی‌های فنی این تیم، تمام منتقدان رو ساکت کرده بود. هنوز هم میشه این روزها، در حدود دوسه دقیقه از کل بازی، نشانی از اون تیم رو در این کالبد پوسیده پیدا کرد، (مثل ده دوازده دقیقه‎ی بعد از خوردن گل در بازی با استقلال). تو وضعیتی که بازیکنان به راحتی به خودشون اجازه می‌دن رودرروی سرمربی و تاکتیک‌هاش بایستن و هرطور که دوست دارن تو زمین رفتار کنند، جایی برای اون سرمربی نخواهد بود. لبخند معنی‌دار قطبی در اواخر بازی، کاملاً نمایانگر وضعیت جاری در تیم فروپاشیده‌ی پایتخت بود.

اما حتی این‌ها هم دیگه دوای درد کشنده‌ی پرسپولیس نیستند. این تیم قطعاً به یک شوک نیاز داره؛ اما شوکی که بخواد این تیم رو در یک مدت کوتاه درست کنه، تغییر مدیر و بازیکن و تدارکات و غیره نیست. متاسفانه، تنها راه خروج قرمزپوشان از وضعیت فعلی، کنار رفتن افشین قطبی از تیمه راهی که مثل همه‎ی روش‌های زمان بحران در ایران، فقط پاک کردن صورت‌مساله محسوب می‌شه.اما اجتناب‌ناپذیره.

افشین قطبی پس از شکست 4 بر یک مقابل استقلال اهواز با انتقاد از بازیکنان تیم فوتبال پرسپولیس تصریح کرد : نمی دانم باید با این تیم چه کار کنم .
وی بازی اعضای تیم فوتبال پرسپولیس را غیر قابل قبول دانست و افزود : بازیکنان پرسپولیس بی روحیه و بی انگیزه ظاهر شدند. (منبع)

فوتبال ایران داره تو یه حلقه‌ی تکرار حرکت می‌کنه. به وضوح میشه دید که اتفاقاتی که در جام‌جهانی برای برانکو و تیمش افتاد، اینجا هم برای قطبی داره رخ می‌ده. سیر قهقرایی‌ای که همیشه در فوتبال ایران وجود داشته و بعد از اومدن علی‌آبادی و دوستان، شتاب بیشتری گرفته و تمام کورسوهای امید رو خاموش می‌کنه. دیگه حتی دیگه نمی‌شه نگران آینده بود..

(4) دیدگاه

کانگورو

                                    mahd2

می‌باشد… تنگ می‌باشد…دلم رو می‌گویم! کمربندهای قبلی هی بصورت تپی از روی قلب کوچک من پایین می‌افتند، بس که دلم از حد خودش لاغرتر شده نموده است!

انشای علمی تخیلی هم نمی‌نویسم. روزها تند و تند از جلوی چشمان معصومم به عقب پرت می‌شوند و شمع کیک تولد من، هرسال عدد گنده‌تری را به من می‌نشانند! کلاً عمر است دیگر! چشم که به هم بزنید، ماه‌های بسیار زیادی از آن گذشته و کودکتان -آن موجودی که درون شما از بس جست‌و‌خیز کرده، دل و روده‌ی شما را پایین آورده است- کمتر شبیه بزغاله و بیشتر شبیه بز می‌نماید! برای بعضی‌ها هم می‌تواند گوساله و گاو باشد! شخصاً بچه‌کانگورو و پدر او رو ترجیح می‌دهم! بلانسبت.

یک‌موقع تصمیم داشتم که این متوهم‌خانه را از دست این آقای صاحب آن نجات داده و دهم،  اما ظاهراً پول تنفسشان را نداده‌اند و چندروزیست که متروکه شده است! بعد، رفته‌اند یک خانه‌ی دیگر که مثل اینکه به آن خانه‌ی گروهی می‌گویند، گرفته‌اند و در آن درباره‌ی بی‌ناموسی‌های استکبارجهانی، از خودشان پست در می‌کنند! البته من که می‌دانم همین فردانشده از آنجا بیرونش می‌کنند! به قول بزرگترها حلوای نقد از نسیه‌ی آن، خوشمزه‌تر می‌باشد! البته به من چه که بزرگترها ، انقدر اشتباه می‌کنند؟! می‌توانستند کودک بمانند!!

(3) دیدگاه

پروژه‌ی وبلاگ گروهی کلید می‌خورد.

پست قبل، با واکنش نسبتاً خوبی روبرو شد. گرجه دوستانی هم بودن که کار رو جذاب یا مفید نمی‌دونستن، اما به هرصورت، کاریه که جدا از هدف اصلی‌ش می‌تونه بستر خوبی برای آزمایش رسمی یک کار  گروهی تو وردپرس باشه؛ کاری که با وبلاگ نوروز 87 شروع شد. الان مساله اینجاست که برای تدوین مطالب چه روش‌هایی می‌تونن مورد استفاده قرار بگیرن. یکی دوتا از دوستان، فروم پرشین‌تولز رو معرفی کردن که اتفاقاً مطالب خوبی راجع به سریال‌هایی از این دست داره. اما من معتقدم به خاطر پراکندگی موضوعات و اصولاً ذات “فروم بودن” این سایت، کار رو برای علاقه‌مندان، مشکل می‌کنه.
اما مسائلی که در این بحث باید موردنظر قرار بدیم:

1 - استفاده از یک وبلاگ گروهی در وردپرس، این اجازه رو به نویسندگان اون می‌ده که در مورد مجموعه‌هایی که دوست دارن رو نقد کنن، مطالب لینک‌های مختلف مرتبط با اون موضوع رو با ذکر منبع، تو پست‌هاشون بیارن و یا سوال‌هایی که فکر می‌کنن براشون بی‌جواب مونده، در قالب یه پست مطرح کنن. به عبارت دیگه، لزومی نداره تا مطلب، توسط خود منتشرکننده‎ش در وبلاگ، نوشته شده باشه، بلکه می‌تونه کپی‌برداری از مطلب دیگه‌ایی باشه که جای دیگه‌ای (سایت، مجله و…) باشه. البته با رعایت کپی‌رایت. بنابراین نیاوردن نام منبع به معنی اینه که خودتون نوشتینش و…

2 - امکان ویرایش نوشته‌های دیگران، کاری که مشابهش تو ویکی‌پدیا انجام میشه، از اون مواردیه که می‌تونه به وبسایت، جنبه اوپن‌سورس بیشتری بده و احتمال وجود اشتباهات رو تو نوشته‎ها کمتر کنه. اما ممکنه باعث بشه که نویسنده و ادیتور مطلب، به جون هم بیفتن!! ضمن اینکه این امکان رو به همه می‌ده که بتونن وبلاگ رو به اون صورت که خودشون دوست دارن اداره کنن.
بنابراین، سطح دسترسی باید Contributer تعریف بشه. اما آیا این سطح، جواب همه‎ ی درخواست‎ها و نیازهای موجود رو میده؟

3 - قالب وبلاگ؛ قالبی که دکتر مزیدی برای نوزوز 87 انتخاب کرد، یه قالب مناسب برای یه وبلاگ گروهی بود و البته محیط توئیتر رو شبیه‌سازی می‌کرد. اما برای موضوعی مثل موضوع ما خیلی مناسب به نظر نمی‌رسه. ضمن این که فونت پیش‎فرض قالب هم بهتره که Tahoma باشه.

4 - گرچه عملاً تفاوت زبادی بین استفاده از ادیتورهای مختلف، برای ارسال مطلب به وبلاگ وجود نداره، اما وجود یک استاندارد برای این قسمت، لازم به نظر می‌رسه. بطور مثال، یک نفر ممکنه از ورد 2007 برای ارسال مطالبش استفاده کنه و فرد دیگه‌ای از WLR. با توجه به امکانات بسیار جالب Word برای ویرایش عکس‌ها، تفاوت این دو برنامه از دید خواننده، شاید فقط به عکس‌ها استفاده شده در پست، محدود بشه. اما مشکلات لینک کردن مجدد عکس‎ها در ویرایشگر وردپرس و ساخته شدن عکس‎خای اضافه روی فضای آپلود وبلاگ، مواردی هستند که مثلاً برنامه لایو رایتر رو در این زمینه، از ورد بالاتر قرار میدن.

5 - دسته‌بندی مطالب، مهمترین ابزار استفاده‌ی بازدیدکننده‌ها از مطالب سایت است. نام مجموعه، و ژانر و سال نمایش اون، می‌تونه اصلی‌ترین پارامترهای دسته‌بندی مطلب محسوب بشن.

6 - شما بگین (بگویین؟! بگویید؟! بفرمایید؟!)

7 - من یه وبلاگ تو این آدرس باز کردم. مشابه کاری که دکتر مزیدی برای نوروز 87 انجام داد، از تمام کسانی که دوست دارن که تو این پروژه شرکت کنن، خواهش می‎کنم که تو کامنت‎های همین پست اعلام کنن تا ایمیلی براتون قرستاده بشه. سوالات خودتون رو هم همینجا مطرح کنید تا بشه از بینشون، یک صفحه FAQ مناسب برای وبلاگ جدید هم تعریف کرد.

فکر می‎کنم این وبلاگ بتونه خودشو به عنوان یک نمونه مناسب وبلاگ‎های گروهی تو وردپرس معرفی کنه و حتی استفاده از این امکان رو در آینده نزدیک رایج کنه. همین کار رو میشه برای موسیقی، فیلم، ادبیات و رشته های دیگه‌ی هنر هم انجام داد. احتمالاً اون‌ها خیلی بیشتر هم طرفدار پیدا بکنند.
گرچه همین الان هم وبلاگ‎های دو سه نفره، کم و بیش تو وردپرس فارسی حضور دارن، اما با این شکل، فکر می‎کنم از اولین کارهای گروهی رو بتونیم شاهد باشیم. منتظرتون هستیم.

(6) دیدگاه

سریال‌های خارجی و طرفداران ایرانی

تاثیری که سریال آخر مهران مدیری تو عید رو اذهان عمومی و خصوصی گذاشت و گروه‌های پراکنده‌ی بحث و دعوا رو در اقصی نقاط وب پهناور برجای گذاشت، من رو به این فکر انداخت که چرا دایره‌های بحث راجع به مجموعه‌های تلویزیونی بین جماعت وبگرد ایرونی شکل نمی‌گیره. البته وقتی دارم از مجموعه‌های تلویزیونی صحبت می‌کنم، قطعاً منظورم سریال‌‎های آبدوخیاری ایرانی نیست که یک در ده‌هزار ارزش بحث و نقد رو ندارن. اگر میخواین بگین “سریا‌لهای خارجی استکبارجهانی که بین ایرانی‌ها شناخته شده نیست و غیره و غیره… خیلی محترمانه دعوتتون می‌کنیم که تا به ادامه‌ی بحث توجه نفرمایید!
کاملاً متوجه هستم که هنوز تعداد آدمایی که بیننده‌ی پر و پاقرص مجموعه‌های معروفی مثل Friends, Lost, Heroes, Office, خانواده‌ی سیمپسون‌ها و غیره و مجموعه‌های کمتر معروفی مث Firefly و Crossing Jordan’ و Futurama و مجدداً غیره باشن، محدوده و قابل توجه نیست، اما باید درنظر داشته باشیم که این عده محدود اصلاً یه گروه نزدیک به هم و در واقع یک Community رو تشکیل نداده‎ن تا علایق و مشترکاتشون رو تو اون زمینه هم بروز بدن. فکر هم نمی‌کنم که تو این زمینه، سایت‎هایی مثل فیس‌بوک و اورکات خیلی چاره‌ساز بوده باشن و در نهایت اینکه، یک مرجع مناسب برای طرفداران فارسی‎زبان این سریال‎ها هنوز وجود نداره. بطور مثال، احتمال می‎دم که علاقه‌مندان به سریال Heroes بعد از تموم شدن پخش فصل دوم این سریال، منتظرن که فصل سوم هم پخش بشه (و البته دو روز بعدش با بهترین کیفیت، رو سایت‌های تورنت و غیره قرار بگیره) اما واقعاً نمی‌دونن که دلیل وقفه‌ی طولانی پیش‌اومده بین این دو فصل چیه و فصل بعد از چه تاریخی شروع می‌شه. (که سپتامبر 2008 باشه)
وجود مطالب مناسب و در دسترس، جدا از اینکه می‌تونه طرفداران این مجموعه‌ها رو راضی کنه، می‌تونه باعث بشه که تعداد زیادی از بخش passive وبگرد‌ها، به طرف موضوعات خاصی جذب بشن و حتی درصدد تهیه‌ی این سریال‌ها - که این‌روزها دیگه واقعاً کار سختی نیست - بربیان.

lostheroes

از اونجایی که اصولاً این جور کارها، نیاز به همکاری و همیاری چندین نفر از دوستان علاقه‌مند داره، بنابراین فکر ‌کنم این پست رو بشه یه جور دعوت‌نامه برای تمام این دوستان درنظر گرفت که نظرشون رو راجع به این موضوع و چیزی که در این مورد فکر می‌کنن را مطرح کنن.

منتظر پیشنهادهای خوبتون هستم.

firefly

پیوست: مسلماً سریال های دیدنی دیگه ای هم هستن که من اون بالا اسم نیاوردم که یکیشون اونیه که حرفشو نزده، در اینجا رو تخته میکنه! بنابراین شما به بزرگی خودتون ببخشید.

(14) دیدگاه

« داده های پیشین