اکشنهای یک شهر
دوماً – امروز به این نتیجه رسیدم که x نامساوی با x است در صورتیکه که یکی از x ها تو قلهک باشه و یکیش تو پونک. به عبارت بهتر، برای کشیدن یک دندون عقل ناقابل توسط یک جراح -ناچاراً متبحر- در مطبی در قلهک باید 150 تا 190 هزار تومن خرج کنید و برای کشیدن همون دندون توسط همون دکتر، در درمانگاهی در منطقهی پونک، حدود 50 تومن کفایت میکند با گارانتی مادامالعمر! لطفاً هنگام خواندن این مطلب و توجه به قیمتها، به فعل کشیدن توجه کنید.
حالا اگر مثل بندهی حقیر و از سر بدشانسی، دو تا دندون عقلتون رو بخواین از زندگی فلاکتبار ساقط کنید، قطعاً به روح پرفتوح مسببان از سه دهه پیش به اینور، فحشهای آبداری نثار خواهید نمود!
سوماً – به نظرتون، اگه تو یه خیابون شولوغ، تو یه ماشین ترتمیز گل (Gol البته)، یه خانومی پشت فرمون، در حال استفاده از موبایل، یه دونه بزنه تو سر پسرش که بغل دستش نشسته و دوتا هم از ایشون بخوره، با پشتیهاش جرو بحث بکنه و البته در تلاش برای ورود به صف ماشینهای کیپ تو کیپ با رانندههای بیحال و حوصله باشه، چه اتفاقاتی میتونه رخ بده؟ چیزی که جلوی چشمم، امروز به عین دیدم و به غین، غالب تهی کردم! گو اینکه ممکنه که غالب با قاف باشه!
حالا اگه ده تا از این موجودات گرانقدر، تو ده نقطهی اساساً ترافیکی، بخوان به هنرنمایی بپردازن، فیلم شهرمون چقدر از این اکشنتر میتونه بشه؟
اولاً- متاسفم که چند وقتیه که دیر به دیر آپ میکنم. روندکم آوردن وقت داره به معضل بزرگ برام تبدیل میشه و اولویتبندی بین کارهایی که دارم، کلاً آنلاینشدنم رو زیر سایه برده. حیف پولی که دارم برای اینترنتم میدم و استیف نمیکنم.
عجب بچه باحالی که زده تو دهن مامانش!
آمیر:◄فکر نکنم تو دهنش زده باشه. یعنی نزده خوب….چرا جوسازی می کنی آقا؟!!
اینه
فکر کنم فرهنگ اراذل و اوباش مشنگ داره نهادینه میشه!
آمیر:►اون که آره… خشت کج و این حرفا رو هم داشته باش.
احتمالن تصادف می کنن. پسره با مغز از تو شیشه پرت میشه بیرون مامانه هم سرش می خوره تو شیشه / خون میپاشه رو در و دیوارو یک کامیون هم از روشون رد میشه. درست بود؟
آمیر:►متاسفانه قسمت آخرش نادرست بود. کامیونی که میگی، تو ترافیک گیر کرد نرسید به اینا!!
ejareye matab fargh mikone
آمیر:►میخوام فقط یه دندون بکشم به خدا!!
چه سوژههایی تو این شهر هست و فیلم درست نمیکنند ازش!
مثلا کارگردان فیلم بابل که اسمش سخته، اگر بود مثلا دندونپزشک و مالک شرکت گل و اون زوج جوان و یه کارتن خواب را به هم ربط میداد و میشد فیلم خفن! :)))