سوالاتی در باب چرا!

پی. وست: امروز نمایشگاه بودم برای یه کار شغلی (یعنی موردی که مربوط به کارم می‎شود!). اینجا انقدر سوژه‌های بی‌نظیری کنار هم جمع شد‌ه‌ن که می‌شه ازشون یه کتاب طنز نوشت. یه سری از مشاهداتم رو نوشتم اما چون عکسی ازشون نگرفته‌ بودم، فعلاً draft گذاشتم تا کاملش کنم و به عنوان پست بعد بفرستم رو بلاگ. از دستش ندین!

***

1 - چرا و چطوریه که برقرار کردن رابطه، با دختری که دوستش داری و اونم دوستی‎شو بهت نشون میده، انقدر سخته؟ چرا دخترا انقدر دوست دارن خودشونو تو آفساید نشون بدن؟
2 - چرا باید اولین رابطه‌م با کسی باشه که ارزش زیادی برای شخصیتش قائلم؟ اگر این رابطه شکل نگیره یا به هردلیلی به هم بخوره، چه بلایی سر روحیه‌م میاد؟!
4 - چرا موقعی که می‌خوای خیلی جدی حرف بزنی، خیلی جدی گند میزنی به موقعیت، و آخرش هم فقط میتونی به خودت و حرفای خودت بخندی؟!
3 - چرا این جریان باید تو موقعیتی پیش بیاد که از طرف دیگه هم درگیر بیرون اومدن از سر کار و مشکلات مربوط به اون باشم؟
دارم کلاً کم میارم!!

پیوست: تصمیم گرفته بودم که پست‌های شخصی‌مو فقط تو وبلاگ backdoor بنویسم، اما ظاهراً نمیشه احساساتت رو به خوبی به زبونی غیر از فارسی به نوشته برگردونی. بنابراین گفتم اینجا خودم رو راحت کنم! جوابای شما رو هم بشنوم.

8 دیدگاه »

  1. حسین گفت,

    5,می , 2008 @ ب.ظ 11:36

    امیرو چند تا وبلاگ داری؟؟؟؟؟
    پسر یه سر “بیشتر” آنلاین شو ببینیمت بازم ;)

  2. تنها ترین گفت,

    6,می , 2008 @ ق.ظ 2:24

    1 . به همون دلیل که گاهی پسرا هم اینطور میشن و تو آفسایدن!
    2 . میشی یکی مثل همه اونایی که یه تجربه بد ( بعضی ها بهش میگن شکست ) دارن، میشی یکی مثل من : دی
    4 . اینم دلیلش خیلی مفصله که در این مقول نگنجد
    3 . چون همیشه همه مشکلات باید با هم پیش بیان تا بیشتر عذابت بدن اگه غیر این باشه که دنیا رسمشو درست اجرا نکرده … واسه همیه که گفتن بد بختی که باز آید …… ( ببخشید البته مثله دیگه من که نساختمش )

    پ.ن : اینو هم خوب اومدی .. واقعا نمیشه یه سری از احساسات و … رو به زبونی جز فارسی بیان کرد
    موفق باشی

    آمیر:►1 - خودم یکیشون
    2 - من هنوز اولشم!

  3. شبستان گفت,

    6,می , 2008 @ ق.ظ 9:36

    بنده در این جور روابط سر رشته‌ای ندارم و الان فیلمی هم یادم نمیاد که برات تعریف کنم!

    آمیر:►تو هنوز همون یه فیلمی که از رابرات دنیرو تعریف کردی رو به عنوان best point ever ت باید درنظر بگیری فغلاً◄

  4. آتوسا گفت,

    6,می , 2008 @ ق.ظ 10:46

    phgh j, fd ,th and kki fcv’j dhnj vtj! \svll fhdn kki [hka dhna fvi? Hviiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiii?

  5. آتوسا گفت,

    6,می , 2008 @ ق.ظ 10:47

    ildk

  6. Ayyoob Mirzaie گفت,

    7,می , 2008 @ ب.ظ 1:55

    لینک شما اضافه شد!
    ضمنا
    دعا می کنم برایتان

  7. سجاد گفت,

    7,می , 2008 @ ب.ظ 6:19

    افسوس که عشق یعنی دوری یعنی نادانی یعنی نبود اطلاعات. یعنی توهیمی که که در ذهن از هدف مورد نظرمان داریم. ولی هرچه باشد عشق امید است. من که تمام تلاش خود را انجام دادم ولی نمیدانم چرا وقتی به هدف می رسی می فهمی که تمام راه را اشتباه رفته ای و این چیزی که به آن دست یافته ای آنی نبود که خواهانش بودی.
    دخترکی که در خواب و رویا می دیدم تو نبودی تو فقط توهم ذهن زیبای من بودی .خدا حافظ عزیزم!
    شاد باشی

    آمیر:►مرسی. امیدوارم که اینجوریا هم نباشه. مرسی!

  8. رامین گفت,

    29,می , 2008 @ ب.ظ 8:01

    منم با نظر آتوسا موافقم!
    …. و … دخترای فابریک کلا اینجورین!

RSS feed for comments on this post · آدرس دنبالک

یک نظر بنویسید