مشاهدات مینیمال از یک نمایشگاه خیلی بین‌المللی

1 - توصیف تکراری: غلغله، بدون نظم، ریخت و پاش

2 - توصیف مهندس‌گونه: چه معماری مدرنی دارد این سقف‌های نساخته‌شده! “بین‌المللش” از طاق‌های مسجدناک با تایتل‌های عربیک، سرازیر است!!

3 - توصیف آبخور‌ناک: فقط و فقط اگر فرهنگ بالای آبخوری در ایران نهادینه نمیشد، سنگ‌های تشنه و زخم‌خورده‌ی زمین، بسی خیلی تشنه می‌ماندند به جان خودم…!

4 - توصیف صهیونیستی: چه خوشگل شدی این پرچم اسرائیل رو! فقط نمی‌دونم چرا رو زمین “نمایشگاه کتاب، سالن کتابهای کمک‌آموزشی” پهنش کردن؟! ببینم، یکی بگه درسهای “خاورمیانه‌شناسی اسلامی” یا “چگونه رژین سهیونیصتی، انقدر بد است؟ ” به موارد کنکور اضافه شده؟!
یا شاید “اثر تازه‌ی یک ردپا” یا “آموزش گام به گام محو کردن در ده روز” یا روش‌های نوآوری و شکوفایی در صنعت کتاب‌فروشی” یا…. به هرحال

5 - توصیف ارشادنمایانه: ببخشید خانوم ارشاد… این ماشینتون رو چه جوری از پله‌ها آوردین این بالا؟!

6 - توصیف فیزیولوژیکانه: هوای بازدم ناشی از خروج دی‌اکسید کربن از ریه‌های حدود یک‌میلیون کالبد رو به فساد، بسیار دم‎کرده می‌نماید! بابا خفه شدیم تو این غرفه‎ها!

7 - توصیف تلویزیونیکی: عموپورنگ و اون بچه پرروهه، خوب سرمان را گرم کرده‌اند! کتاب خریدن را بیخیال، نمایش اینها رو بچسب!

8 - توصیف رهنمایانه: حدود n نفر از بازدیدکنندگان گرامی، از این کاغذپاره‌های کروکی که من بصورت شانسی دم در نمایشگاه یافتم را می‌خواهند: لازمش ندارین؟ می‌شه بدین من؟!!
“به خودا من خودم اینجا گریبم!!”

9 - توصیف موسیقانه: از رضاصادقی‌خواندن‌های امیرمحمد (همون بچه‌پرروئه) که نمی‌توان گذشت، اما اگر هم بگذریم به یک آهنگ به شدت ناقص و فالش می‌رسیم که عمراً اگر بشود برایش میزان‌بندی نوشت! یه کم که روی سکوی ورودی شمالی نمایشگاه را می‌نگاهی، متوجه می‎شوی که یک دستگاه صدابرداری، از اینهایی که من همه‎اش در مجلس‌های رقص می‌بینم گذاشته‌اند و یک نفر، هراز چندگاهی یادش میاید که یه کم باهاش بازی نماید! بعد ریتم آهنگ هی عوض می‌شود!! اگر اسمش را بتوان آهنگ گذاشت!

10 - توصیف لببیک‌گویانه: چرا من هر طرف سرم رو می‌چرخونم، یا نوشته وضوخانه یا فلش زده که “به طرف نمازجماعت‌خانه”؟! نمایشگاه کتاب رو درست اومدم؟!

11 - توضیح مخابراتی: (بعد از گرفتن شماره ی موبایل همکارتان که الان در محیط نمایشگاه پرسه میزند :) مشترک موردنظر را فرستادیم جایی که ماهواره ها هم پیداش نکنن! زور زیادی نزنین!

- توصیف کلی: کلاً صدرحمت به نمایشگاه پیارسال! ما که پارسال اینجا رو ندیدیم، ولی اگر امسال پیشرفتی کرده باشد، واقعاً جای “مسئولان عزیز،خسته‌نباشید” دارد!

2 دیدگاه »

  1. آتوسا گفت,

    8,می , 2008 @ ق.ظ 9:57

    نمیری الهی!
    خیلی جالبناک و بامزه بود ننه!
    یعنی فردا که برم فقط دنبال این توصیفاتتم و دیگر هیچ!

  2. ورای بی شعوری و اینا! « KGMN گفت,

    9,می , 2008 @ ب.ظ 8:22

    [...] رفتیم و هر آنچه دیدیم قبلا، یعنی فک کنم سه چهار روز پیش نوه گلم [...]

RSS feed for comments on this post · آدرس دنبالک

یک نظر بنویسید