سفری در بیراهه
بر سر خدا فریاد میزنم…
بهخاطر آنچه که به من پیشنهاد میکند.
یکی از آهنگهایی که تو این چندماههی اخیر به شدت منو گرفته و ول نمیکند، Conversation with God، یکی از قطعات آخرین آلبوم Darren Hayes خوانندهی استرالیاییه که قبلاً هم راجع بهش نوشتهام. ترانهی خیلی خیلی عجیب و نامفهوم و البته توهمآمیز این اثر، از اون کارهاییه که فقط از خود دارن هیز برمیاد.
این ترانه، داستان یک سفر جادهای با ماشینیه که سرنشینانش، راوی و خدا هستند. مسیر نامعلومه و طوفان و مه، حرکت در اونو بیش از پیش مشکل کرده. به علتی مبهم، ماشین از مسیر خودش به یه مکان نامعلوم هدایت میشه. مکانی که به نظر نمیرسه بازگشتی از اون رو بشه متصور بود.
برگردان ترانه، بعضیجاها خیلی مشکل میشه و حتی به نظر میرسه که به قصد نامفهوم نوشته شده. همین نامفهوم بودن باعث میشه که شعر، تازگی خودش رو در هربار شنیدنش حفظ کنه و شنونده به شکل مداوم دنبال جوابهایی برای سوالات متعددی باشه که این ترانه براش پیش میاره.
جدای از متن شعر، ملودی اثر و تنظیم به شدت متناسب اونه که کاملاً فضای موردنیاز ترانه رو براش فراهم میکنه. من همیشه از تنظیمات خاص آهنگهای Darren Hayes لذت میبردم و استفادهی غیرمتعارف اون از سبک الکترونیک رو ستایش میکردم که اصولاً طرفدارای زیادی رو نمیتونه به خودش جذب کنه. اما این کار رو میشه یکی از شاهکارهای موسیقی ترنس دونست که در کنار صدای کمنظیر Darren Hayes، یه اثر درخور موزیک پاپ/راک سالهای اخیر رو به شنوندگان خودش عرضه میکنه.
دانلود این اثر از اینجا
درون یک ماشین در سفریم
من و خدا، تنها، زیر بارانی تند
پنجرههای ماشین را بخار گرفته
و پلی که مه، سراسر آنرا فراگرفتهWe’re driving
Just me and God
It’s raining
It’s raining hard
The windows
Are steaming up
The bridge
Engulfed by fogبرق پل، پل فلزی چشمم را میزند
و مرا به سوی خویش میخواند
و من در حال جنگ و جدل…
بر سر خدا فریاد میزنم…
بهخاطر آنچه که به من پیشنهاد میکند.The rest of
The metal bridge
It beckons
It pulls me in
I argue
I scream at God
For what he’s offeringدستم از فرمان ماشین جدا میشود
نمیدانم که چگونه به اینجا رسیدهام
اگر میتوانستم به عقب برمیگشتم
چراغهای ماشین را روشن میکردم
افکارم به یک بیراههی ساکت کشیده شدهاند.
بیراههای که هیچ چراغی در آن روشن نیست.
مسیر برگشت را نمیتوان پیدا کرد.
پس دست خدا را میگیرم
و ترسم را دور میریزم
دیگر وقتی برای آسودن نیست.My hands fly off the steering wheel
Can’t recall getting here
If I could, I would reach behind
And turn my light on
My thoughts run off the beaten track
There’s no light
How’s the way back
Take the hand of God
And bite the fear
No more lingeringدر سفرم
با خدا گفتگو میکنم.
او فریاد میزند
و من فقط سر تکان میدهم
میخواهم جایی باشم که تو هستی
در لرزش درختان و برگهایشان…I’m driving
I talk to God
He’s screaming
I only nod
I need to
Be where you are
The leaves and trees
Are shakingباران تند میزند.
گلولهها گرسنگی را در گرسنگی آزاردهندهای ذوب میکنند؛
درد، انبارهای برای خود ساخته است.It’s raining
The bullets melt
The hunger
Of hunger itself
It’s straining
The pain has
A reservoir
It keeps for itselfدر حال سقوطم
خودم نیستم
مثل این میماند که
در زیر بدنهی یک کشتی که از اینجا دور و دورتر میشود گرفتار شدهام.My hands fly off the steering wheel
Can’t recall getting here
If I could, I would reach behind
And turn my light on
My thoughts run off the beaten track
There’s no light
How’s the way back
Take the hand of God
And bite the fear
No more lingering
I’m falling
I’m not myself
I’m diving
I’m underneath
The hull of
A mighty ship
That steams away from hereحبابها در سطح، با هم مسابقه گذاشته اند
در نور میدرخشند
زیاد میشوند
و من صدایش را میشنوم
… صدای خدا را
که با تمسخر درآمیخته است.The bubbles
The surface race
The shining
They replicate
I hear it
The Voice of God
Is laced with sarcasm
In your hands
And my thoughts run off the beaten track
There’s no light
How’s the way back
Take the hand of God
And bite the fear
No more lingering
My hands fly off the steering wheel
Can’t recall getting here
If I could, I would reach behind
And turn my light on

اسما گفت,
14,می , 2008 @ ب.ظ 3:42
توهم : عشق من !
محمد گفت,
14,می , 2008 @ ب.ظ 9:42
گذاشتمش برای دانلود :)
شبستان گفت,
19,می , 2008 @ ب.ظ 10:19
عالیه! دارم میگرمش.
شبستان گفت,
20,می , 2008 @ ق.ظ 12:11
این خییییییییییییییلیییییییییییییییی خداسسسسسسسسسسسسسسسس!
لینک بقیه آهنگاش رو از کجا بیارم؟!
Elaheh گفت,
14,ژوئن , 2008 @ ب.ظ 10:20
امير عزيز
با اشاره به اين كه با خوندن پست هات متوجه شدم كه تو يكي از معدود جووناي ايراني هستي كه درست حسابي از موسيقي غربي سر در ميارن،مي خوام در ادامه ي پست قشنگت يه چيزي اضافه كنم:
من 10 ساله كه طرفدار Savage Garden و Darren ام و مثل كف دستم مي شناسمشون. اين آهنگ هم از شاهكارهاي Darren ه و Darren تو MySpace ش مي گه كه اين آهنگ اشاره داره بي اون دوراني كه Darren آلبوم The Tension And The Spark ش رو مي نوشته.اون موقه هنوز با Homose×uality ش و جدا شدن پدر و مادرش از هم deal مي كرده و يه روز وقتي از پل Golden Gate رد مي شده مي خواسته خود كشي كنه و اين آهنگ گفتگوي Darren با خدا تو اون شب ه.
هر وقت اين آهنگ رو گوش مي دم تو دلم ميگم خدارو شكر كه Darren هيچ وقت اين كارو نكرد.چون اونوقت غير از كم شدن يه فرشته از رو زميني كه پر از كثيفي شده، يه نابغه ي واقعي رو تو music از دست مي داديم.
tnx again بابت همه ي پست هاي محشرت.
Take Care
آمیر:►WOW!! ممنون از توضیحت. واقعاً جالب بود
مرسی از تعارفت. یه سر به لینک پیوست هم بزن
وسوسههایی در درماندگی … دربارهی آهنگ Sense of Humor « توهم نامه::Hallucination گفت,
14,جولای , 2008 @ ب.ظ 10:13
[...] سفری در بیراهه♫ خونهای تو سرزمین آدمفضاییها♫ تاریکی◙ بازی [...]