خودکارهای آبی من
کودک متوهم» از زمانی که قلم به دست گرفته و انشای خود را آغاز نموده کردهام، حدود سالهای نسبتاً زیادی میگذرد. منتها از آنجایی که علاقهی خاص و عام و به تعویض خودکار به صورت مکرر داشته و رنگهای مختلف آبی را برای نوشتن امتاحان مینمایم، خیلییی طول میکشد تا هر دفعه، انشای مربوط تمام شود. تمام هم که میشود، ازش خوشم نمیاآید و آن را خیلی هنری پاره مینمایم! دیگرانی که دلشان به حال من کودک متوهم بیچاره میسوزد گوشزد میکنند که انقدر خودکارم را عوض نکرده و ننمایم چرا که باعث خارج شدن پول از یک حفره در جیب مبارک میشود! من میدانم که جیب، کجا میباشد چون از آن خیلی دارم و در آن کلی امپی تیری و کرایهتاکسی و البته تخمه نگه میدارم، اما جیب مبارک را هنوز پیدا ننمودهام تا جلوی سولاخ آن را بگیرم!
خودکار جدیدی که خریدهام اسمش موسیقی بوده و آن را خوشم آمده است. فعلاً که فقط نوشتن بابا نان که نمیدهد هیچی، کوفت هم خریداری نمینماید را بلد نموده شدم! خودکار قبلیام را که هنوز نگاه داشته و سر کار با آن مینویسم تیریپش خیلی باکلاس بود و با آن کامپیوترهای مردم را راه میانداختم، اما دلم را زد و دیگر از نوشتن با آن لذت نمیبرم! برای همین میخواهم در فرصت مناسب و وقتی که جیب معروف را که همه از آن میحرفند پیدا کردم، قبل از دوختن آن، خودکار آبی مذکور را که تیکه تیکه هم مینویسد، داخل آن گذاشته تا سر بخورد و گم شود و بعد بگویم تقصیر من نبود! و بعد خودکار جدیده را از آن یکی جیبم دربیاورم و پزش را بدهم!
وسط این نقشه که بسیار مرتب و حسابشده بوده و منجر به پلههای ترقی میشود، یک چیز قلب کوچکم را -که دیگر کوچک نیست و الان با قلب فیل برابری میکند!- به تاپتاپ میتکاند، این است که اگر وقتی گمِ خودکار آبی الانم را گور کردم و خودکار آبی جدید را درآوردم، ببینم جوهر بیناموسش پس داده نموده شده، باید چه نوع خاکی و با چه غلظت و اینهایی که در شیمی معدنی به ما یاد دادند را به سر بریزم و آیا آن کافی میباشد یا خیر؟! تازه… خشکشویی خوب سراغ دارید؟!!


آخرین نظرات