5 – جنگ بد است. این را هر بلانسبت شامپانزهای هم میداند. حداقل برای ماهایی که موقع موشکباران، پوشک پایمان نبوده قشنگ میفهمیم! (الان که فکر میکنم، مبینم کاش چندسال دیرتر به دنیا آمده بودم! حداقل میخورد به وقتی که پوشک را از پایمان درنیاوردهبودند!)
اما من همچنان نمیفهمم که یکی که زورش به آنیکی نمیرسد چرا باید دوباره کرم بریزد و برود طرف را سیخونک کند؟! آنهم وقتی میداند که غیر از خودش، کلی آدم دیگه هم وارد دعوا میشوند.
یاد وقتی میافتم که مدرسه میرفتیم و یکجا پررو بازی درمیاوردیم و با گردنکلفتها دهنبهدهن میشدیم! نتیجهی آخرش هم این بود که چهارتا دکمه بالای روپوش مدرسه را باید میدادیم مامانجان از اول میدوخت!
راستی…با این اوضاع جنگ، نفت دوباره گران شد! فکر کردن هم نمیخواهد! پولش میرود توی سفرهمان! الان، کلی کیفور شدم!
2 – خدا این خبرنگار عراقی را نیامرزد.
مردک مازوخیست بیتربیت! لابد نمیدانسته که یک کاری میکند که تا زیرشلواریش را سرش نکشند، ولش نکنند. احتمالاً اگر میدانست توی یک “مثلاً دانشگاه” مملکت همسایهش، مسابقهی لنگهکفشپرانی به عکسهای پرزیدنت برگزار میشود، خوب خر که نبوده، پا میشده میامده اینجا که کلی از خودش تحصیل علم، در کند!
4 – احمدینژاد فکر میکند؛ یعنی فکر میکند که دارد فکر میکند! بعد میرود توی تلویزیون خارجه، کریسمس را به انگلیسیها میگوید مبارکشان میباشد. بعدش میگوید که اگر مسیح اینجا بود الان دلش از این همه کفر و ستم، قیلی ویلی میرفت! خوب… لابد میرفته دیگر! مسلماً 2000 سال پیش که مسیح زنده بوده، احمدینژاد هم بوده، تازه رفیق فابریک عیسی اینا هم بوده و الان به عنوان ژاندارک زمانه، آمده تا پیام آزادیبخش مسیح را بدهد برود! فعلاً که داده، ولی رفتنش با خداست!!…
همین فردایش، سینهچاکان ژاندارک خان از دیوار انگلیس میروند بالا و سفارتشان را فتح میکنند!! همچین یککم دلم واسهی مسیح میسوزد که یک موقع، همچین رفیق فابریکی را تحمل میکرده است!

3 – آقای بنتون ایتالیایی تصمیم میگیرد که لباسهای باکلاسش را در ایران بفروشد. یعنی شهردار تهران دعوتش میکند که بیاید بفروشد. بعد یک عده از آقای …اینا و دوستان، خودشان را پاره مینمایند که عامل صهیونیست دارد میاید و مسلمانان به پا خیزید و تکبیر و غیره!
…تا اینکه سفیر دولتی که رییسدولتش خیلی فکر میکند، در ایتالیا از آنجا میگوید که باباجان! این آقا اصلاً کاتولیکه…هفت جدش هم مسیحی بودهن! بعد ، آن عده بادشان میخوابد؛ یعنی ظاهراً میخوابد! اما از این که الکی خودشان را پاره کردهاند دلخور میباشند! چندماه بعد که دوباره فیلشان هوس فلسطین کرده، باد میکنند!! اول بساط نستله را میچینند، بعد هم که چون یک جاییشان سوخته، خوب نشده، تصمیم میگیرند که چیز بنتون را هم بسوزانند! برای همین هم نصفهشبی پا میشوند میروند چیز بنتون را آنش میزنند! به همین راحتی!! حالا میخواهد عامل صهیونیست باشد یا نباشد. چیزدر مقابل چیز!!
به قول شاعر که خدا تا هفت نسل بعدش را بیامرزت: ” آدما کلاً دو دستهن: یا مث منن یا که نیستن…. اونایی که مثل من نیستن، عامل صهیونیستن! (اتفاقاً اسم شعرش هم “کفش” بوده که راستایش با گزینهی 2 جور باشد!)

1 – در پی قطع شدگی اینترنتی که کلاً تابحال در ایران سابقه نداشته و افتادن لنگر کشتی روی فیبر نوری، جمعی از طلاب حوزه علمیه، احزاب و دانشجویان سراسر کشور دست به تظاهرات زدند. آنها خواستار این شدند که فیور نوری! (این دقیقاً همون چیزی بود که گفتن) ترکیه به ایران، را هم قطعشدگی کنند تا آن 40 درصد باقیمانده هم مالیده شود و کلا کاربران اینترنتی خیال خام تهاجم فرهنگی غرب را از سرشان بیرون کنند. آنها در شعارهایشان اعلام کردند:
“شعار هر بسیجی مسلمان …ای لنگر، روی فیور نوری بمان!”
به همین ترتیب، روزها، یکجوری لنگر را میاندازند روی فیبر که نشود هیچرقمه، دانلود کرد! شبها لنگر را میکشند بالا که بسیجیان مسلمان کمی بروند بخوابند.
ما هم میرویم خودمان را بکشیم بالا…! (البته از آن دسته ی قبلی ، ما را جدا کنید!)
▒ ▒ ▒ توهمنامه را از فید دنبال کنید ▒ ▒ ▒


خوشمان آمد از این پستتان
Comment با سروش — دسامبر 31, 2008 @ ق.ظ 9:29
آقاجانمان پیش تر ها نوشیدن آن نوشیدنی خارجی را نیز با آن کاور اروتیک بی معنیش محروم نموده بودند … برای همین نیز چند مدتیست آب قند های ایرانی
را به جای کوکای عزیزمان نیوش می کنیم.
از آن اینترستینگ ترش آن است که کف حیاط دانشکده ی ما را پرچم اسرائیل کشیده اند به این بزرگی!تا آنم را به قدوم خوبش مزین نماییم!
باشد تا آقا جانمان راضی باشند
Ãmir:▒چه دخترجان حرفنیوشکنی میباشید شما! دو سه سال پیش جلوی در دانشگاه ما هم همین کار رو دو تا از بچه ها سرخود انجام دادن! آقامدیرمان آمد گوششان بگرفت و تنبیهشان بنمود. بعد هم داد خودشان پاکش بنمایند.
چتد وقت بعد، گوش آقامدیرمان را بگرفتند و او را تنبیه نمودند، تنبیهها!!
Comment با آی دا — ژانویه 1, 2009 @ ق.ظ 12:28
فکر میکنید چرا صهیونیسم و اسراییل بعد از گذشت نیم قرن هنوز به حیات نامبارک خویش ادامه میدهد؟ آیا بخاطر داشتن سومین ارتش منظم دنیاست؟ یا بخاطر داشتن صدها کلاهک هستهای؟ برای پیبردن به جواب این سوال کمی به دور و بر خود نگاه کنیم و سر و وضع خویش را نظارهگر باشیم.
اینقد هم کیوسک گوش نده واست خوب نیستش رفیق .
من با احمدی نژاد کاری ندارم اون یه احمق هستش ولی حالم از یهودی ها بهم می خوره مثل خوک واسم می مونن یه مشت انسان بزدل پول پرست اگه یه نگاهی به لیست کشده شدگان جنگ خودمون بندازی یه یهودی نمی بینی ولی تا دلت بخواد زرتشی ، مسیحی ، مسلمان می بینی که تو این جنگ مردن
———————————-
Ãmir▒:دیشب تو وب بامدادی هم همین مشکل رو داشتم. بابا بحث، چیز دیگریست… من میگم اگر مسلمونهای افراطی ای مثل اعضای حماس، یه ذره واسه جون مردمشون ارزش قائل بودند، جنگ رو ول کرده بودن و کار این درگیری، هیچوقت به اینجا نمیکشید که ما الان همه چیز مملکت خودمون رو ول کنیم و دو ددستی بچسبیم به غزه. اصلاً من به ذات مشروع بودن یا نبودن اسرائیل کاری ندارم. (تمام دنیا هم اسرائیل رو به رسمیت شناختهند؛ حالا ما چرا انقدر خودمون رو کاسه داغتر از اش میکنیم که اسرائیل باید محو بشه و…. ) . اگر پای منافع سردمداران این حکومت در میون نبود، فکر میکنی صحبتی از مظلومیت فلسطین و نامشروعیت اسرائیل به میون میاوردند؟
تو وبلاگ سروش، مفصل دراینباره بحث شده و من باهاش کاملاً هم نظرم.
Comment با masood hedayati — ژانویه 1, 2009 @ ق.ظ 10:31
اگه الان فلسطین ایران بودش و یهودی ها اینجا می گرفتند می گفتند اینجا از این به بعد اسرائیل هستش همه دنیا هم این حرف رو قبول می کردند به رسمیت می شناختن ما باید می رفتیم 2500 سال اینجا ایران بوده بعدش یه شبه می شه اسرائیل . تو بودی قبول می کردی .
منم موافقم با این حرفت موافقم ، این خوی کثیف سیاست هستش
Comment با masood — ژانویه 2, 2009 @ ق.ظ 5:19
جانا سخن از زبان ما ميگويی،،،،،،،
Comment با ghangharia — ژانویه 2, 2009 @ ب.ظ 2:32