هر وقت من يك كار خوب مي كنم مامانم به من مي گويد بزرگ كه شدي برايت يك زن خوب مي گيرم.
تا به حال من پنج تا كار خوب كرده ام و مامانم قول پنج تايش را به من داده است.
حتمن ناسرادين شاه خيلي كارهاي خوب مي كرده كه مامانش به اندازه استاديوم آزادي برايش زن گرفته بود…..
پیدا کردن ادامه این داستان تو اینترنت سخت نیست؛ اتفاقاً خیلی هم راحته. اما کدومتون این داستان رو قبلاً هم خونده بودین؟
برای من که یکی از دوستان اینو تو به email م فرستاده بود که تازگی داشت. اما شخصاً خیلی کنجکاو شدم که بدونم جریان این نثر طنزآمیزی که در همون سبک و سیاق کودک فهیم نوشته شده، از کجا شروع شده و کی اونو نوشته. برای همین هم همین یکی دو خط بالا رو از کل داستان انتخاب کردم و تو گوگل سرچ کردم. البته مجبور شدم بازه جستجومو چندین بار تغییر بدم تا ببینم اولین بار توسط چه کسی نوشته شده. نزدیک به پنج سال عقب برگشتم ولی انقدر که تو وبلاگهای مختلف استفاده (یا بهتر بگیم کپی پیست شده بدون اینکه هیچ اثری از منبع اصلی داستان به چشم بخوره)، نتونستم سورس نوشته رو تشخیص بدم.. خیلی از این وبلاگها البته نوشتهند که انشای “عزدواج” رو از طریق ایمیلهای دوستانشون دریافت کردهند اما هیچکجا نوشته نشده که نویسنده اصلیش کی بوده.
هدفم از این مقدمه این بود که کمی به پدیدهی دزدی ادبی یا plagiarism غر بزنم!
اینکه من وبلاگنویس مثلاً فلان متن رو پیدا میکنم و برای وقت میذارم و ترجمه ش میکنم یا از لینکهای مختلف راجع بهش مطلب جمع میکنم که یک عده بشوند خواننده ی ثابت ما، بشوند عضو فید ما و غیره… البته چیز بسیار افتخارآمیزی برای من نوعی محسوب میشه. حالا اینکه انقدر مطلبم خوب بوده که یه عده هم از روش کپی کردن تو سایتها و وبلاگهای خودشون یا فورواردش کردن به میل همدیگه، نمیدوونم دقیقاً جای افتخار داره یا نه!؟
فک کنم بدترین نوع دزدی، همین دزدی ادبیه. نیست؟ خوب، اگه بدترین هم نباشه، یکی از بدترینها هست دیگه. یعنی طرفی که برمیداره مطلب شما رو بدون هیچ اشارهای به خود شما یه جا استفاده میکنه، نشون میده که کوچکترین ارزشی برای خودتون قائل نیست و دنبال سوء استفاده های حالا، مادی یا معنوی از مطلب شماست.
برای اینکه جلوی این قضیه رو بگیرید، میتونید روی پستهای وبلاگتون پسورد بذارید! که خوب مسلماً کار جالبی نیست ،چون برای اینکه جلوی یک درصد از خوانندههای نابکارتون رو بگیرین دارین دست به کاری میزنید که بعدش، دیگه مخاطبی رو جذب نکنید. پس چه کنیم؟
یک راه حل اینه که دزد مطالبتون رو پیدا کنید و آیپی یا رنج آیپی که ازش استفاده میکنه رو روی وبلاگتون بلاک کنید. اینکار البته مشکلات زیادی میتونه به همراه داشته باشه، به خصوص اگر طرف از ip دینامیک استفاده کنه (که در 80 درصد موارد هم همینطوره)، بلوک کردن یه بازه از آیپی ها میتونه به بلوک شدن خوانندههای دیگه منجر بشه و در واقع تر و خشک رو با هم بسوزونه.
راه حل بهتر اینه که یکی از پستهای چند وقت پیشتون که بازدیدکننده بیشتری داشته رو پیدا کنید و یه جمله ازش رو انتخاب کنید و بروید توی گوگل پیست کنید. منتها ابتدا و انتهای جمله تون رو دو تا آپاستروف بذارید به این صورت “…” و ببینید که اون جمله رو کجا غیر از بلاگ خودتون پیدا میکنید. بعد بروید خدمتشون خیلی دموکراتیک بگین که مطلب شما رو از توی وبلاگ یا سایتشون بردارند.
راه آلترناتیو بهتر، اینه که آدرس صفحه اول سایت یا وبلاگتون رو وارد موتور جستجوی CopyScape کنید و ببینید که بهتون چی برمیگردونه. نتایج این موتور جستجو، سایتها یا وبلاگهای دیگه ای هستند که بیش از 20 کلمهی مشترک در یک پست خاص با پست متناظر از وبلاگ شما رو استفاده کرده باشند. اینجوری میتونید به راحتی طرف رو شناسایی کرده و اخطارهای لازم رو بهش بدین.
اخطارهای فوق شامل موعظه، راهنمایی به استفاده از سایتهای به اشتراکگذاری مطلب و دست آخر تهدید میشن. (نوع تهدید هم کاملاً به سلیقه شما بستگی داره! که میتونه از تهدید به هک، داون کردن سایت، شکایت، تهدید به ضرب و شتم و آخر سر هم تهدید به قتل رو دربربگیره. کافه توهم، مسئولیت هیچگونه اتفاقی در این زمینه رو برعهده نمیگیرد.)
اگر متوجه شدین که سایت مجرم، از Google AdSense برای تبلیغات سایت استفاده میکنه، میتونید موضوع نقض کپیرایت رو به گوگل اطلاع بدین تا تبلیغاتشون رو کنسل کنند. گاهی وقتها هم میتونید از Whois برای پیدا کردن اطلاعات دارنده سایت استفاده کنید. اینطوری دیگه منبع درآمدشون تخته نمیشه، بلکه موجودیت سایته که مورد تهدید قرار میگیره (البته این دومی خیلی تو ایران کاربرد نداره چون دولت بیشتر پشت سر مجرماست تا مالباختهها!)
به هرحال، بچه زدن نداره ولی خوب، بعضی وقتا همین بچه ها هستند که همون بزرگترها رو تا آخرین حد ممکن میچزونند!
کافهتوهم را از فید دنبال کنید.


آقا به كي داري ميگي…
نوشتهشده به دست Mr.Chocolate | 2009/10/23, 19:46به در…!ا
نوشتهشده به دست Ãmir | 2009/10/24, 09:14به من هم این انشارو ایمیل زده بودند ولی برایم تازگی نداشت چون در یک برنامه رادیویی اجراشو رو شنیده بودم. البته به صورت یک آیتم مجزادر یک برنامه, یکشنبه شبها با موضوع انشاهای مختف از رادیو تهران به صورت زنده پخش می شه. جالب اینجاست که اونها هم منبعی رو که این متنو از اون گرفتند اعلام نمی کنند و با افتخار تمام در ابتدای برنامه نام یه بابایی رو به عنوان نویسنده متنها اعلام می کنند. اینها که داعیه فرهنگ دارند و مدام هم در تمام رسانه هایشان از قانون کپی رایت افاضه سخن می کنند این طوری عمل می کنند, دیگه چه توقعی میشه از بقیه داشت!!
نوشتهشده به دست Hey jud | 2009/10/23, 22:27کلاً که از رادیو تلویزیون نمیشه انتظار داشت، باز مردم رو بگی…وضعشون بهتره!
نوشتهشده به دست Ãmir | 2009/10/24, 09:14توي جدول اومده دزد اينترنت (دو حرفي) ميشه كمكم كنيد متشكرم
نوشتهشده به دست زيبا | 2009/10/24, 09:59این موضوع دزدی ادبی که کلا تو ایران فقط جای تعصف داره و بس، اما یک راه وجود داره که شاید تو ایران جواب بده:
از داخل هر مطلبی که تو وبلاگتون می نویسید (به طور مخفی، مثلا یک نقطه یا ویرگول) به وبلاگتون لینک بدید.
پیام
نوشتهشده به دست پیام | 2009/10/24, 18:42به نظرم راه حل خوبی نیست چون اونوقت نوشتن هر پست دو برابر معمول زمین میبره
نوشتهشده به دست Ãmir | 2009/10/24, 20:50یه چیزی یه جایی دیدم به اسم “copygator” هرکی از این کارای بد کنه سوسماره میره میخورتش
نوشتهشده به دست دست نوشته | 2009/10/24, 21:06یکسری جناب مجیدی همچین بحثی را مطرح کرده بودند. ولی مث شما راهکار نداده بودند. صرفا دلخوریشونا اعلام کرده بودند از این کارا… شما هم راهکار خوبی را ارائه دادی… ولی خب اصلا کسی سراغ ما نمیاد رو خود وبلاگ مطالبا بخونه چه برسه که کپی هم بشیم
.البته بعضی دوستان لطف دارند مث خود شما.
نوشتهشده به دست رضا.ب | 2009/10/30, 18:59ببینم کدوم یکی از دوستان برنامه آفیس روی کامپیوترشون رو خریدن؟ اینم مثل اون
نوشتهشده به دست علی | 2009/11/02, 14:19راستش برای من از اولش رو کامپیوترم بود! به ته استفاده ش که میرسه، ویندوز رو دوباره از اول میریزم!ا
یه فرقی که دارند اینه که کسی از شما بابت خوندن مطالب اینجا پولی نمیگیره. ولی برای آفیس باید پول بریزی به حساب مایکروسافت
نوشتهشده به دست Ãmir | 2009/11/02, 16:00سلام .نوشته هاتون واقعا خوبه.ممنون.
نوشتهشده به دست asal | 2010/11/16, 13:58سلام .میشه بپرسم نویسنده اصلی این داستان کی بوده؟؟؟؟ ممنون میشم اگه زود جواب بدید
نوشتهشده به دست asal | 2010/11/17, 17:08همونطور که گفتم، نتونستم نویسنده ی اصلی شو پیدا کنم.
نوشتهشده به دست Ãmir Caféchi | 2010/11/17, 17:19