دیشب بارسلونا در دقیقه 92 گل مساوی رو زد، ولی داور هند مهاجم رو گرفت و گل رو مردود اعلام کرد. هی نشستیم بارسلونیها بریزن سر داور، و تمام زندگیشو جلوی چشمش بیارند…زهی خیال خام!
تو اون لحظه بیشتر از اینکه دلم برای بارسا بسوزه که فینال رو از دست داده، برای این ناراحت شدم که یادم افتاد چقدر بین ما و اروپاییها فاصلهست. نیازی هم نیست که بحث تفاوت بین فوتبالها رو پیش بکشم، چون اصولاً مشکل، فرای این صحبتهاست.


خب تفاوت و رشد و عدم رشد فرهنگی همین جاها خودشو نشون میده.
نوشتهشده به دست یک گرم | 2010/04/30, 16:05همین فاصله چند متریشون بدون حفاظ با زمین و قرار گرفتن تماشاچیهای ما در فاصیه چنددهمتری و با حفاظ و فنس و گارد و پلیس هم خود گویای دردهای بزرگیست
نوشتهشده به دست دست نوشته | 2010/04/30, 21:14
نوشتهشده به دست Ãmir Caféchi | 2010/05/02, 09:03جناب نویسنده وبلاگ
با خوندن این پست و پست فرهنگ بی فرهنگی یه نتیجه گیری زود بکنم و اون اینکه جنابعالی بیش از حد خودباخته اون غربی ها شدین
یه خوردهبه خودتون بیایین
درسته توی کشور با نقایص و کاستی های فرهنگی هم هست
ولی دلیل نمیشه سر هر مسئله مربوط و نا مربوطی این غربی ها را توی سر خودمونو مردممون بکوبیم
بد نیست یه مقدار هم به نمود های بی فرهنگی توی غرب بپردازین
مثل همجنس بازی رسمی و علنی و قانونی !!!
تجاوز بی حساب و کتاب به کودکان و ….
البته اگه این مسائل و سایر مسائل بی فرهنگی دیگر را نشانه پیشرفت و تمدن و دمکراسی و لیبرالیزم اونها ندونین
در پایان یه کمی به حرمت قلم و نوشته هم بیاندیشیم
نوشتهشده به دست سید | 2010/05/04, 19:04جناب سید
من اصولاً به خودم اجازه نمیدم راجع به هر موضوعی نظر بدم ولی تا جایی که میتونم از تمام چیزهایی که دین درباره ش نظر صادر کرده دوری میکنم، چون اساساً در حوصله من به عنوان نویسنده و مخاطبان به عنوان خوانندگان این وبلاگ نیستند. (بطور مثال هم/جنس/بازی مممکنه از دیدگاه من و شما مساله کاملاً مطرودی باشه، ولی از نظر بسیاری از روانشناسان یه نقص/بیماری محسوب میشه)
ضمن اینکه فکر نکنید اینجور مسائل در مملکت خودمون نیست… که فراوان است؛ فقط آمارش در نمیاد. (این رو فکر میکنم با من موافق باشید)
خودباخته، غرب زده،… اسمش رو هرچه دوست دارید بگذارید. مساله اینه که من با شرایط موجود در جامعه ای که توش بزرگ شده م، مشکلات اساسی دارم. هیچ وقت نتونستم با کاستی ها و نادرستی ها کنار بیام و فکر میکنم این حق رو داشته باشم که معیاری غیر از ایران و اسلام برای قیاس شرایط استفاده کنم. در عین حال از پیشنهادتون هم استفاده میکنم و در مورد کاستی های غرب هم تا جایی که با چشم خودم ببینم مینویسم. (و نه از دریچه رسانه ها)
نکته آخر هم اینکه شما برای بحث با نظرات متفاوت، دوست دارید به آدم ها برچسب بزنید. فکر میکنم بهتر باشه اول از همه رطب رو خودمون میل کنیم و بعد به دیگران تعارف کنیم.
نوشتهشده به دست Ãmir Caféchi | 2010/05/05, 16:31