دیگه از تابستونا بیزارم. تو تاکسی نشستم… ترافیک خیابون قفل شده… آفتاب از پنجره به صورتم می خوره و صورتمو برق میندازه .عرق از شقیقه هام سر می خوره پایین. از تنم بخار بلند میشه و پیشونیم انگار داره باد میکنه. هوای ماشین دم کرده , قابل تحمل نیست… دیگه نیست . دوست دارم داد بزنم. حنجرم داره از سکوت پاره میشه. اما نه، دوست دارم اول بغل دستیم رو بکشم! بوی عرق تندی میده که حالمو بدتر از این که هست میکنه. میدونم تقصیر آفتابه اما اونم بی تقصیر نیست؛ هیچکس تو این دنیا بدون تقصیر نیست .
شاید هم راننده تاکسی را اول کشتم که دیگه هوس برداشتن دستگیره رو نکنه. دیگه هوس نکنه به اخبار رادیو گوش کنه و با آن سر صیقلیش که نور آفتابو از جلو هم تو صورتم منعکس می کنه حرفهای مجریشو تصدیق کنه . باید تصمیمم رو بگیرم. باید یک نفرو بکشم تا حالم بهتر بشه. یه روز خوب میاد… باید بیاد !
از قبل می دونستم امسال گرما که برسه , چیز تازه ای اتفاق میوفته. چند سالی هست آفتاب همیشه رویم فشار میاره، اما امسال خیلی بیشتر پر از حس خشم و تنفرم کرده .
در پیاده رو هم آفتاب ولم نمی کنه. هر داغ گرما بدجورعذابم میده و گونه هامو میسوزونه. دونه های عرق توی ابروهام جمع شدن و منتظر فرصت هستن. وقتی از زیر درختایی که حالا سبز شدن رد می شم ذرات کوچکی به صورتم می خوره ؛ شته ها هم با آفتاب همدستن , می دونم . من حالا همه چی رو می دونم!
خرداد داره به آخر میرسه و آفتاب داره تیغشو برام تیز میکنه , من اما هنوز نفس می کشم… هنوز هستم و حقمو می خوام .


میبینم که گرما و سیاست با هم قاطی شده
سیاسی نیستم ولی از گرما متنفرم
نوشتهشده به دست misssdandelion | 2010/05/30, 19:52وایییییییییییییییییییییییی خدای من ساعت 12 شده و من هنوز این جام!!!!!!!
همه کارام مونده، درس نخوندم:(
امشب برای اولین بلر اومدم اینجا وب جالبی داری ! منو که از همه کارام بیکار کرد:p
موفق باشی
نوشتهشده به دست eli | 2010/05/30, 20:32فکر کنم خیلی ایهام داشت. یه کم زیادی گرمم شد!
نوشتهشده به دست Ãmir Caféchi | 2010/05/30, 23:46ghorban ozr mikham inja swede hast na baghdad azizam khodetow control kon taze shode 22 alaki hayajan midi chera!?:P
نوشتهشده به دست sepehr | 2010/05/31, 21:24سپهر جان، به اسم نویسنده مطالب هم توجه کن.
ضمن اینکه فکر کنم امروز چهارم بود!
نوشتهشده به دست Ãmir Caféchi | 2010/05/31, 21:49سلام .
بعد از کشتن آفتاب قدم بعدی چیه ؟
نوشتهشده به دست کافه ستاره | 2010/06/03, 07:16خلق یه آفتاب جدید
نوشتهشده به دست Ali | 2010/06/04, 06:08هاااااااااااا! من این پست رو توی گودر خوندم! بعد با خودم گفتم این آمیر نامرد برگشته خبر نداده! فک کن فقط!
نوشتهشده به دست Cynthia | 2010/06/05, 10:27