1/ Anathema…Thin Air
2/ Walter Murphy…Fifth of Beethoven
3/Keane…Clear Sky
4/ Lissie…Record Collector
5/ Christina Aguilera…Lift Me Up
ماهی که گذشت با فیلتر شدن چندروزه وبلاگهای وردپرس، و در نتیجه عدم دسترسی خوانندهها به جعبهموسیقی کافهتوهم همراه شد. من هم خیلی تلاشی به خرج ندادم تا این بخش رو مرتب آپدیت کنم. اما خوب همین تلاش نصفهنیمه هم به آپلود پنج آهنگ جدید همراه بود. از این پنج قطعه، چهار تاش مربوط به آلبومهای جدیدی هستند که در یک ماه اخیر به بازار اومدهاند.
اگر به جعبهی موسیقی در منوی کناری صفحه دسترسی ندارید، میتونید از این لینک، آهنگهای این ماه (و ماههای قبل) رو گوش و یا دانلود کنید. برای دنبال کردن آهنگهای باکس هم میتونید مشترک فید جعبهموسیقی بشید.
1/ گروه راک پروگرس
یو آناتما با آلبوم جدیدی به نام “اینجاییم چونکه اینجاییم” بعد از هفت سال به بازار موسیقی برگشتند. A Natural Disaster آخرین آلبوم اونها بود که در سال 2003 به بازار اومد. البته سال پیش آلبوم Hindsight که شرحش در این پست رفت، توسط آناتما به بازار فرستاده شد. اما اون البوم جزو آثار استودیویی گروه محسوب نمیشه. آناتما از اون دسته گروههایی که طرفدارانی از سلیقههای مختلف رو متناسب با زمان ارائه آثارش به خودش جذب میکنه و آلبومهاش با واکنش غالباً مثبت شنوندهها و منتقدان روبرو میشه. آلبوم We’re here because we’re here، هم از این قاعده مستثنی نیست و صرفاً مهر تائید دیگریست بر عملکرد حرفهای و هنرمندانهی این گروه. نویسندهی وبسایت Sputnikmusic معتقده که طرفداران آناتما، جواب هفتسال انتظارشون رو به خوبی با این آلبوم گرفتند. آلبومی که مجموعهای از تمام نکات مثبت هفت آلبوم قبلی گروهه و عملاً کاملترین اثر اونها به حساب میاد. نقد به شدت مثبت این نویسنده رو میتونید در این صفحه ببینید.
اما نظر شما چیه؟ آیا میشه جدیدترین آلبوم آناتما رو به عنوان بهترین اثر اونها تابحال در نظر گرفت؟
* We’re here, because we’re here، نام آهنگی قدیمیست که کل ترانهی اون از همین یک جمله تشکیل شده و در جریان جنگ جهانی اول ساخته شد.
***
2/ کمتر اثر موسیقایی الکترونیکی رو میشه پیدا کرد که در گذر سیسالهی زمان، تازگی خودش رو حفظ کرده باشه و همچنان جزو آثار مطرح این ژانر موسیقی محسوب بشه. Fifth of Beethoven، یکی از اون معدود آثاره. والتر مورفی، آهنگساز 57 سالهی آمریکایی، در سال 1976 با ایدهی هوشمندانهاش در اضافه کردن افکتهای کامپیوتری به یک اثر موسیقی کلاسیک توانست یکی از جذابترین آثار تلفیقی کلاسیک رو خلق کنه. خلاقیت والتر مورفی، حتی در انتخاب نام اثر هم دیده میشه. قطعهی کلاسیکی که Murphey انتخاب کرده، موومان اول از سمفونی شمارهی پنج بتهوونه. در عین حال، A fifth به معنای یکپنجم، اشارهای داره به بخش کوچکی از یک موجودیت بزرگتر. ضمن اینکه یکپنجم، معیار سنجش متداولی برای بطریهای حاوی لیکوره (که چیزی در حدود 125 سیسی رو در بر میگیره) و به صورت استعاری، نمادیه از لذت مختصر و مفیدی که میشه با این اثر مدرن، از سمفونی پنج بتهوون برد.
قطعهای که برای جعبهموسیقی انتخاب کردهام، بازسازی 2008 این اثره که توسط خود والتر مورفی ساخته و ادیت شده.
***
3/ گروه سهنفره Keane با البوم Hopes And Fears در سال 2004 به شهرت رسید. قبلاً درباره یکی دو آلبوم این گروه در این وبلاگ صحبت کردهام. اما قطعهی Clear Sky از آلبوم جدید اونها با عنوان Night Train رو انتخاب کردم که
ماه پیش به بازار اومد. چیزی که کین به خاطرش معروف شد، نوآوری اونها در استفاده از افکتهای دیجیتالی بر روی سازهای زنده (بخصوص پیانو) بود. این روال در آلبوم سال گذشتهی گروه (Perfect Symmetry) جای خودش رو به آهنگهایی به سبک دهه 80 با حال و هوایی مدرنتر داد! اون آلبوم با اینکه به اندازهی دو آلبوم اول کین، مورد استقبال بازار واقع نشد، اما نقدهای بسیار مثبتی رو دریافت کرد. روند این تغییرات فاحش در آهنگسازی گروه ، با آلبوم 2010 اونها ادامه پیدا کرده و ظاهراً اصلاً نمیشه منتظر افتادن اونها در ورطهی تکرار موند. آلبومی سیدقیقهای که اینبار بیشتر به سمت بازار متمایل شده و شنوندهی صدای “کنعان (Kan’an)” خوانندهی سومالیایی رپ، در دو سه قطعه از اون هستیم. در کنار این قطعات، قطعه You’ve got to help yourself هم با همخوانی Tigarah، خوانندهی ژاپنی، در آلبوم قرار داده شده که کلکسیون آهنگهای بد آلبوم رو کامل کرده. از پنج قطعهی باقیمانده، یکی که به عنوان Intro قابلصرفنظره، looking Back یکی از سه آهنگی که با کنعان خونده شده، اثری بازاریه که شاید به خاطر ملودی نوستالژیکی که از فیلم راکی برداشته شده، تا حدی بتونه موفق باشه. سایر قطعات آلبوم هم، فقط “خوب” هستند. به عبارت دیگه، احتمالاً سه چهارماه بعد، وجود این آهنگها رو اصلاً به خاطر نخواهید آورد. اینها آهنگهای بدی نیستند، ولی شاید برای طرفداران اونها، خیلی هم بهیادموندنی نباشند. Clear Sky، شاید آخرین تلاش کین برای بازگشت به دوران اوج اونهاست. این آهنگ رو میتونید از جعبهموسیقی دانلود کنید.
***
4/ Lissie، خوانندهی تازهکار آمریکایی، چندروزی بیشتر نیست که البوم اول خودش رو به بازار فرستاده (21 جولای 2010)، ولی خیلیها از همین ابتدا، او رو یکی از پدیدههای موسیقی در سالهای آینده میدونند. نقدهای عموماً مثبتی که در همین مدت کوتاه بر آلبوم Chasing the Tiger نوشته شده، امیدهای زیادی را برای موفقیت این خوانندهی 27 ساله ایجاد کرده.

اولین قطعهای که از Lissie شنیدم، اولین فطعهی آلبوم او و همین آهنگیه که تو جعبهی موسیقی گذاشتهم. صدای جوانپسند Lissie در کنار ترانهی شنیدنی Record Collector، فقط بخشی از جذابیت این قطعه رو تشکیل میدن. گو اینکه چیزی که از همین ابتدا، شما رو متوجه متفاوت بودن این اثر میکنه همین ترانه است:
I’m tired of saying
That I won’t get lost ever again
Who knows, maybe I will
اما هنر اصلی Lissie، در آهنگیه که برای این قطعه ساخته. این یکی، مثل سایر آثار مشابه پاپ یا راک نیست که با یک ریتم از ابتدا تا انتهای اثر پیش بره و در کمال شگفتی، در میانه راه از ریتم میافتد و بعد از چند جملهی شعری، و به سبک و سیاق آهنگهای دهه 70 و 60 میلادی، به تدریج به ریتم برمیگردد. مدت زمان کوتاه قطعه، به شما این امکان رو میده که بارها اون رو از ابتدا گوش بدید، اما خسته نشید. شنیدن قطعات بعدی آلبوم، اما شما رو از این کار بینیاز میکنه. با وجودی که Record Collector همهی اونچیزی رو که برای لذت بردن از یک موسیقی خوب نیاز دارید به شما میده، در کمال شگفتی، نه تنها از کیفیت دو سه آهنگ بعدی کاسته نمیشه بلکه در آهنگ سوم (In Sleep) به اوج میرسه. اجرای زندهی این سومی رو میتونید از اینجا تماشا کنید. از یک راک گو اینکه متاسفانه این روند صعودی ادامه پیدا نمیکنه و بین قطعات بعدی نوسان پیدا میکنه. اما کیفیت آهنگها در سطح خوبی باقی میمونه تا مخاطب رو از اینکه دو سه قطعهی ابتدایی، اتفاقی خلق نشدهاند مطمئن کنه.
توجه عمیقتر طرفداران موسیقی دهه 1970 رو به این آلبوم جلب میکنم.
- ***
5/ چهارمین آلبوم استودیویی کریستینا آگوئیلرا بدون شک یکی از ضعیفترین اونهاست. آلبومی که حوالی نیمهی خردادماه منتشر شد. اولین چیزی که با شنیدن این آلبوم متوجه میشوید، تشابه سبکی بخش بزرگی از قطعات این آلبوم با آهنگهای لیدی گاگا (چه از نظر موسیقی و چه از نظر سبک خواندن) است؛ منتها با کیفیتی پایینتر. یک جور کپی دستدوم از روی دست لیدی گاگا! خیلی از منتقدان، با ذکر این نکته که Christina Aguilera برای نباختن بازار در رقابت با رقیب نسبتاً تازهواردش، چنین آلبومی رو به بازار فرستاده، روی این مساله صحه گذاشتند که کیفیت، عملاً در سطح اول موسیقی آمریکا جایی ندارد. آلبوم 19 قطعهای Bionic، مثل سایر البومهای آگوئیلرا ترکیبی از قطعاتی با ریتم تند و آرومه که مثلاً بتونه سلیقههای مختلف بازار رو راضی کنه. قطعات شلوغتر که از استفادهی سنگینی از افکتهای کامپیوتری کردهاند، بیشتر به درد یک پابهای بعد از نیمهشب میخورند و از نظر محتوای ترانهها،چیزی برای گفتن ندارند. روال اسفبار آهنگهای بیکیفیت تا قطعهی دهم (Sex for breakfast) ادامه پیدا میکنه و از اینجا به بعده که آهنگهایی با ریتم کند، جایی برای عرضه پیدا میکنند. قطعهی یازدهم، Lift Me Up قطعاً بهترین قطعهی کل آلبومه و به همین دلیل بار سنگین انتظارات طرفداران آهنگهای کلاسیک آگوئیلرا رو به تنهایی به دوش میکشه. آهنگهایی مثل Hurt از آلبوم قبلی این خواننده و یا Reflection که صدای قدرتمند کریستینا رو به نمایش میگذارند، تنها آثاری هستند که بخشی از طرفداران او رو بهش وفادار نگهداشتهاند.
دو سه قطعهی بعدی هم شرایطی مشابه همین قطعه دارند. All I Need و I Am و You Lost Me با استفاده از سازهای زنده، آلبوم بیروح Bionic رو از سقوط کامل نجات دادهاند. بعد از این چهار قطعه، آگوئیلرا زمان استراحت رو پایان میده و دوباره و اینبار حتی بدتر از قبل، به فضای شلوغ و غیرقابلتحمل ابتدای آلبوم برمیگرده.
این نوسانهای شدید در بین قطعات مختلف آلبوم، باعث شده که منتقدان هم در دادن امتیاز به اون، با شک و تردید عمل کنند. ولی در نهایت غالب اونها، اون رو متوسط رو به بالا ارزیابی کردند. نظر من رو اگر میخواهید…؟ قطعهی Lift me Up رو از جعبهموسیقی دریافت کنید. همین!
از ماه آینده، این روال معرفی آهنگ رو در کافه توهم تغییر میکند. در عوض، هر قطعه در یک پست جداگانه مورد بررسی قرار خواهد گرفت… مثل یک جور مینیمالنویسی موسیقایی!

کافهتوهم را فید دنبال کنید.


مرسی از نوع زیادش
نوشتهشده به دست misssdandelion | 2010/06/28, 08:08سلام
خوشحالم که با اینجا آشنا شدم
و ممنون از حضورت در خانه مجازیم.
نوشتهشده به دست naimeh1350 | 2010/06/29, 20:58
نوشتهشده به دست Ãmir Caféchi | 2010/06/30, 22:34این لیزی خوبه ولی به پای مایلی نمیرسه. خواننده بایس مث مایلی سایروس باشه
نوشتهشده به دست رامین | 2010/06/30, 09:06من غیر از اون آهنگ Climb چیز دیگه ای از مایلی نشنیده م
نوشتهشده به دست Ãmir Caféchi | 2010/06/30, 20:25این آهنگ in a moment like this محشر بود. محشر
نوشتهشده به دست رامین | 2010/06/30, 09:19اینم برای یک ماه پیشه رامین جان!
نوشتهشده به دست Ãmir Caféchi | 2010/06/30, 22:34this is life ایمی مک دونالد هم عالیه
نوشتهشده به دست رامین | 2010/06/30, 09:55این که برای دو ماه پیشه!
نوشتهشده به دست Ãmir Caféchi | 2010/06/30, 22:34آهنگ لیزی عالی بود.keanهم قبلا خوب بود ولی الآن تجاری شدن.آناتما هم من آلبوم های قبلشون رو بیشتر دوست داشتم ولی بعضیا این جدیده رو بیشتر دوست دارن.کریستینا رو هم کلا خوشم نمیاد.لیزی nothing else matters متالیکا رو کاور کرده و bad romance لیدی گاگا رو هم کاور کرده!نمی دونی از کجا می تونم کل آلبومشو گیر بیارم؟
نوشتهشده به دست سحر | 2010/07/01, 10:10این تورنت آلبومش:
http://www.torrentdownloads.net/download/1651558453/Lissie+-+Catching+a+Tiger
نوشتهشده به دست Ãmir Caféchi | 2010/07/01, 20:39You rock dude !
Thank you big time!
-Raouf
نوشتهشده به دست Raouf | 2010/11/02, 17:11