//
you're reading...
اطلاعات عمومی, شخصی

این روزای پیک نیک…


تو این یکی دو روز، حسابی سر خودمون رو با اینور انونور رفتنای خارج از حد گرم کردیم جوری که الان که دارم اینا رو می نویسم، اصلاً کوچکترین علاقه ای ندارم که پامو از خونه بیرون بذارم! خوشبختانه کلاس زبان هم به لطف تعطیل شدن امروز (پنجشنبه) مالیده شد و دیگه بسط میشینم تو خونه!

دیروز ظهر با جمعی از دوستان و اینا رفتیم طالقان یا بهتر بگم اونطرف طالقان، کنار دریاچه طالقون. جای فوق العاده جالبیه و جون می ده برای چادر زدن و عکاسی. ما هم برای اینکه شرایط یه پیک نیک استاندارد رو به جا آورده باشیم، سر ظهر با تمام ادوات لازم به همراه دوتا ماشین و نه نفر آدم دیگه رهسپار مقصد دور شدیم.

نمی دونم تا حالا اصطلاح Potluck به گوشتون خورده یا نه؟ Potluck ،به وعده ی غذایی ای گفته می شه که در اون، هرکسی غذایی با خودش میاره و بین همه به اشتراک می ذاره. اصولاً هم یه کلمه ی اختصاصی پیک نیکه. تو این پیک نیک، همه غذاها رو یکی خرید، همه وسایل رو همون یکی آورد و یکی از ماشین ها هم از مایملک اون یکی مذکور بود!! به یاد داشته باشین که بنزین، هنوز سهمیه بندیه!

انقدر که این کلمه ی پیک نیک رو تو چارخط بالا استفاده کردم بد نیست که چارکلمه هم راجع به ریشه لغویش براتون بگم:

ادبیات فرانسه قرن هفدهم برای اولین بار شاهد استفاده ی این کلمه به شکل مشابه امروزیش بود. Pique-Nique به گروهی اطلاق شده بود که مشروب مود علاقه شون رو با خودشون به یک رستوران آورده بودن تا سر غذا استفاده کنند. Pique مخفف کلمه Piquer به معنی برداشتن یا انتخاب کردنه و Nique معنی چیزای کم اهمیت رو می ده. {گرچه من متوجه اینکه «چیز کم اهمیت» چیه، نشدم!}

300px-Potluck06

جالبه که بدونین که بعد از انقلاب فرانسه در سال 1789، درهای پارک های لندن به روی عموم مردم باز شدند. به این صورت پیک نیک رفتن به پارک ها در اون زمان رواج پیدا کرد.

panthدر اوایل قرن 19 میلادی، گروهی از شهروندان لندنی، گروهی رو تاسیس کردند که مجمع پیک نیک نام داشت. اعضای این مجمع همدیگه رو در Pantheon در خیابان آکسفورد ملاقات می کردند. روال کار دقیقاً Potluck بود و میزبان خاصی، تو این برنامه ها پذیرایی نمی کرد. این روال تا سال 1850 یعنی تا زمانی که بانی اون زنده بود جریان داشت و بعد از اون فراموش شد.

پیک نیک ها، گاهی به عرصه ای برای اعتراض های مدنی یا سیاسی تبدیل میشن. بطور مثال در آگوست 1989، اعتراض هایی از این دست در جریان متحدسازی آلمان های شرقی و غربی صورت گرفت و مردم در دوطرف مرز مجارستان و اتریش تجمع کردند. 300px-Discursivepicnic

بزرگداشت چهارم جولای در آمریکا (روز استقلال)، روز Bastille فرانسه در سال 2000، دوشنبه ی فرشته یا Pasquetta در ایتالیا از معروفترین روزهایی هستند که مردم به پیک نیک های دسته جمعی می روند.
{سیزده بدر خودمون هم که دیگه جای توضیح نداره}

Advertisements

گفت‌و‌گو‌ها

8 thoughts on “این روزای پیک نیک…

  1. نکنه اون یکی تو بودی؟ مثبت جان؟

    نه خوشبختانه!! متاسفانه این یه کار از من برنمیاد!

    Posted by آتوسا | 2007/08/30, 22:52
  2. سلام پسرم دليل نيومدنم رو اونور گفتم! به هر حال نمي خوام تنها باشي.. پس مامان به چه دردي مي خوره؟ هان؟ بايد ميومدي خونه مامانت و درد دل مي كردي… حالا چته گلم/ بابات كه در گير يه حركت مليه و نمي تونه به تو برسه!

    Posted by olis | 2007/08/31, 11:29
  3. عالی بود.

    مرسی!

    Posted by سالور | 2007/08/31, 12:15
  4. واااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااای. الان دیدم:
    Your comment is awaiting moderation

    بابا این وردپرسم خلیه برای خودش ها. تازه رفرش هم کرده بودم ها! باشه شیرینی سر جاشه.

    خدا همه ی مریضان را شفا دهد.

    Posted by ماسینتوسا | 2007/08/31, 13:13
  5. مطالب جالبی بودن بابا دست مریضاد

    قربون شما!!

    Posted by gozarzaman | 2007/08/31, 16:47
  6. ببین من کلا گیج شدم یعنی الان اون نظز بالای این کامنتو فقط من می بینم و تو؟ منظورم اینه:

    Your comment is awaiting moderation
    خدا خودتو شفا بده. بی تربیت. خوب اون بالایی هارم حذف میکردی.

    Posted by آتوسا | 2007/09/01, 23:12
  7. سلام بهت بابته وبلاگت تبریک می گم مخصوصا مطالبات و بازم مخصوصا این پستت!!! راستی اگه برات زحمتی نیست یه لینکی هم با عنوانه (امیر یدالهی) به ما بده ممنون می شم بازم حتما بهت سر می زنم دوستدارت امیر[گل]

    Posted by امیر | 2007/09/03, 18:47
  8. پسرک پدربزرگش را تماشا کرد که نامه اي مي نوشت. بالاخره پرسيد:
    «ماجراي کارهاي خودمان را مي نويسيد؟ درباره ي من مي نويسيد؟»
    پدربزرگ از نوشتن دست کشيد، لبخند زد و به نوه اش گفت:« درست است، درباره ي تو مي نويسم.
    اما مهم تر از نوشته هايم مدادي است که با آن مي نويسم. مي خواهم وقتي بزرگ شدي مثل اين مداد بشوي.»
    پسرک با تعجب به مداد نگاه کرد و چيز خاصي در آن نديد:« اما اين هم مثل بقيه ي مدادهايي است که ديده ام!»
    پدر بزرگ گفت:« بستگي دارد چطور به آن نگاه کني. در اين مداد پنج خاصيت است که اگر به دستشان بياوري، تمام عمرت با دنيا به آرامش مي رسي.»
    «خاصيت اول: مي تواني کارهاي بزرگ کني، اما نبايد هرگز فراموش کني که دستي وجود دارد که هر حرکت تو را هدايت مي کند. اسم اين دست «خدا» است، او هميشه بايد تو را در مسير اراده اش حرکت دهد.
    «صفت دوم: گاهي بايد از آنچه مي نويسي دست بکشي و از مدادتراش استفاده کني. اين باعث مي شود مداد کمي رنج بکشد. اما آخر کار، نوکش تيز مي شود. پس بدان که بايد رنج هايي را تحمل کني، چرا که اين رنج باعث مي شود انسان بهتري شوي.
    «صفت سوم: مداد هميشه اجازه مي دهد براي پاک کردن يک اشتباه، از پاک کن استفاده کنيم.
    بدان که تصحيح يک کار خطا، کار بدي نيست، در واقع براي اينکه خودت را در مسير درست نگه داري، مهم است.
    «صفت چهارم: چوب يا شکل خارجي مداد مهم نيست، زغالي اهميت دارد که داخل چوب است. پس هميشه مراقب باش درونت چه خبر است.
    « و سرانجام، پنجمين خاصيت مداد: هميشه اثري از خود به جا مي گذارد. بدان هر کاري در
    زندگي ات مي کني، ردي به جا مي گذارد و سعي کن نسبت به هر کار مي کني، هشيار باشي
    و بداني چه مي کني.».

    خوب ناشناس…! یا خودتو معرفی می کنی یا اینکه من اعتراف می کنم که متن فوق العاده ای بود!! سریعتر جواب بده!

    Posted by ناشناس | 2007/09/04, 14:36

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

کافه‌توهم را از فید دنبال کنید

نویسندگان:

Enter your email address to subscribe to this blog and receive notifications of new posts by email.

به 80 مشترک دیگر بپیوندید

لایک خور


لینک‌های خوشمزه

RSS لینک‌دونی گودری دوستان

  • خطایی رخ داد! احتمالا خوراک از کار افتاده. بعدا دوباره تلاش کنید.