//
you're reading...
خزعبلات مجانی

برنامه‌زیری سس‌مالی شده


خیر سرم می خواستم پست بعدی رو تا قبل از شب، یعنی حدود ساعت تاریک اینا آپ کنم. دقت کنید که پست بعدی، این پست نیست و پست بعد از این هم نیست بلکه پست قبل از این خواهد بود که به خاطر مسائل غیرامنیتی که همانا کمبود وقت – و به واقع، نبود وقت – می‌باشد، نرسیدم بنویسم. در نتیجه این پست رو نوشتم.چقدر برنامه‌زیری لذت‌بخشی!!!

 

امروز مصاحبه‌ی دومم با این شرکت چیز بود که به نظر خود شریفم، بسیار منطقی با چاشنی ذکاوت برگذار شد: شیرین، چرب و دوست من سلام!! غیر از یه سری سوال که در کمال شاخ! ازم درباره‌ی دانشگاه، درس های که گذروندم، علاقه های درسیم و از این چیزا…این نکات کلیدی پرسیده شد، سوال‌های دیگه تماماً راجع به سوالات فنی ای بود که تو آزمون روز جمعه جواب نداده بودم و یا ناقص توضیحیده بودم. منم با هوش و ذکاوت بسی فراوان، قبل از مصاحبه، جواب تمامشون رو پیدا کرده بودم، همونا رو تحویل مصاحبه‌چی دادم و تازه خودم رو هم کلی اصلاح کردم!…جوابش واسه آخر هفته..

 

این از این…بعدش هم رفتم خونه یکی از دوستان که همون نزدیکیه. یه کاری بهم پیشنهاد شده که کار نیست…یه چیزی تو مایه های اجباره…. رودرواسی…اینا. باید دست به ادوبی پریمیر ببرم تا یه مقادیر فیلم ادیت کنم و صداگذاری و این حرفا. ببینم اصلاً Premiere رو سیستمم حال می ده یا قراره مایه ی عذاب علیم یا الیم بشه! کسی پیشنهادی نداره؟!

 

از تمامی دوستان و آشنایان و بستگان و وابستگان و نوابستگان و اینا که حال بنده‌ی حقیر رو پرسیدن تشکر می کنم و از همینجا اعلام می‌دارم که حسابی سرما خوردم! فعلاً حالم خوبه. ولی قراره که بهتر (؟) بشه!

 

راستی…دیروز یه دوست مجازیم (لینکش سرکاریه…اگه دوست دارین سرکار برین کلیک کنین!!) تبدیل شد به دوست حقیقی. خوش به حال خودم!

Advertisements

گفت‌و‌گو‌ها

5 thoughts on “برنامه‌زیری سس‌مالی شده

  1. مادر جون الهی قربون قد و بالات برم ! من بلند شدم این همه راه رو از ولایت اومدم به غیر آتوسا هیچ کدومتون خونه نبودین ؟! خدا رو خوش نمیاد من پیرزن بیوه زن رو اینجور پشت در بذارین ! دلم برات شده قد سوراخ جوراب مورچه مادر جون ! مواظب خودت و مامانتم باش!

    Posted by مامانی | 2007/09/10, 22:51
  2. قالب عوض کردی آمیروی مامانی !
    I miss you my dear grand grand grand child

    آمیر» امیدوارم به قول اریک، غالب تهی نکنیم!!

    Posted by مامانی | 2007/09/10, 23:11
  3. انشاالله که زودتر خوب بشی!

    آمیر» برای بار دوم ممنون!

    Posted by شبستان | 2007/09/11, 10:34
  4. باز مصاحبه دادن شما راحت بود من که هر بار خندان رفتم توی اتاق برای مصاحبه عصبانی و با کت پاره بیرون اومدم (جدی میگم دو بار دعوام شد) بعضی اوقات طرف علاوه بر دانستن عقایدت می خواهد آن ها را تغییر بدهد و یا زیر سوال هم ببرد (البته شما زیاد مثل من نباش چون کار گیر نمی یاری و مثل من بیکار می مانی
    خداوند به شما توفیق سلامت در راه ولایت اهدا کند (داری جمله حزب اللهی را)

    آمیر» من تا حالا دعوام نشده… چون جای زیادی نبوده که برم. ولی از دعای انتهای کلامت کمال تشکر را داریم.(تو این مملکت به درد می خوره!!)

    Posted by lord13 | 2007/09/11, 14:33
  5. بچه که بودم مادرم برام یه عروسک از پارچه های کهنه درست کرده بود ….نمیدونم دختر بود یا پسر …برای من فقط ممل بود اسمش رو گذاشته بودم مملی!!!!!!!!خیلی باحال بود نمیدونم!!!! شبها تا کنارم نبود خوابم نمیبرد …شاید بخاطر جنس پارچه اش بود…ولی خوشگل نبود …خلاصه من این ممل خیلی رفیق بودیم …حتی من ممل رومی بردم مدرسه درسش خیلی خوب بود …ممل خیلی از من بیشتر درسها رو میفهمید …هر سال تند تند قبول میشد …تا اینکه یه روز گم شد …نفهمیدم …شاید رفت بهشت …شاید رفت خارج …شاید ازاینکه من همیشه کتک میخوردم دلش سوخت و یه شب از بالای پشت بوم خودش رو پرت کرد پایین و خودکشی کرد ولی بهرحال ممل رفت و دیگه کسی از ممل خبری نداشت . شاید توی مدرسه دزدیدنش یا شاید نمیدونم هرچی بود من ممل رو گم کردم و دیگه ممل نداشتم اون روز هیچ وقت یادم نمیره منی که زیر کتک های ناپدریم گریه نمیکردم وقتی توی محل ااونهمه کتک میخوردم گریه نمیکردم …مثل ابر بهار بخاطر ممل اشک میریختم میفهمی…مثل ابر بهار ….سالها بعد یه جایی تو یه روز گرم که عرق از هفت بند من زده بود بیرون و داشت کثافت از من میزد بیرون …توی دست یه بچه سیاه یه عروسک پارچه ایی دیدم نمیدونم شکل چی بود …ممل اون بچه سیاه اصلا صورت نداشت …ممل من حداقل میتونست ببینه چون خودم با مداد رنگی براش چشم چشم دو ابرو کشیده بودم ….ولی ممل اون بچه سیاه صورت نداشت مثل قهرمان رمان مسخ کافکا یا …….حالا این تصویر روی مونیتور شبیه همون عروسک پارچه ایی بود که گم کرده بودم شبیه ممل من !!!!

    Posted by eric | 2007/09/13, 18:44

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

کافه‌توهم را از فید دنبال کنید

نویسندگان:

Enter your email address to subscribe to this blog and receive notifications of new posts by email.

به 80 مشترک دیگر بپیوندید

لایک خور


لینک‌های خوشمزه

RSS لینک‌دونی گودری دوستان

  • خطایی رخ داد! احتمالا خوراک از کار افتاده. بعدا دوباره تلاش کنید.