//
you're reading...
اینترنت, توهم, شخصی

نوولی برای یک دوستی


بدون مقدمه باید بگم که روز شنبه، روز واقعاً جالبی بود برام. چرا که با کسی که مدت ها دوست بودم دوست شدم!به جان شما این دفعه دیگه توهم نیست! واسه شما سابقه نداشته؟ خوب واسه منم نداشته! ولی هرچیزی بالاخره برای یه دفعه هم که شده باید اتفاق بیفته. نه مث این داستان های هندی آبدوخیاری که دو نفر در آرزوی دیدار همدیگه کلی بین‌شون سناریو نوشته و گفته میشه و آخرش هم یکیشون زهر می‌خوره می‌ره زیر ماشین کشته می‌شه!

خوب…تا اینجاش بهتون حق می‌دم که چیزی نفهمیده باشین! اصولاً هر وقت می خوام توهم‌نامه ننویسم،هم چیزی از آب درمیاد که به سالواتور دالی هم بدی چیزی ازش سر در نمیاره! و برعکس، بارها شده مثلاً مطلب متوهم از خودم در کردم اما نیمساعت بعدش رفتم دیدم یکی دیگه، یه مطلبی نوشته که پوز کافکا رو هم زده!

تا حالا شده یکی از دوستان مجازی‌تون رو خارج از دنیای زهرماری اینترنت ملاقات کنین؟ اولین بار کی بود؟ کی بود؟ (این کی با اون فرق می‌کنه البته) اولین بار جه حسی داشتین؟ چقدر طول کشید تا تونستین باهاش شروع به حرف زدن کنین؟ چند وقت با هم حرف زدین تا متوجه شدین که وقتشه «بهتره دیگه بسه» برین خونه‌تون؟!! چقدر تصورتون از اونی که از پشت کامپیوتر (یا حتی تلفن) باهاش حرف می‌زدین، با ظاهر واقعیش متفاوت بود؟! چه چیزاییش مشترک بود؟! سیصد و نوزده سوال پاسخ نداده شده‌ی دیگه هم هستند که می‌شه تا صبح مطرح کرد. فعلاً به همینا کفایت می کنیم.

به هرحال… من روز شنبه طی یک ملاقات خیلی یهویی! با ماسینتوسای بزرگ دیدار کردم! البته این فقط ماسینتوسای خودمه و شما می تونین همونی رو که تو وبش نوشته صداش کنین!

داستان آشنایی ما برمی‌گرده به وبلاگ قبلی و این یعنی نه خیلی وقت پیش! با توجه به مدیریت مسخره‌ی کامنت ها در بلاگفا، نمی تونم دقیقاً بگم اولین کامنت بینمون چی بود. حدوداً هم نمی‌تونم! البته با توجه به کیفیت هارددیسک مغزم، فکر می کنم ماسینتوسا منو ببخشه! ساخت چینه. ازش انتظار بیشتری نمی‌شه داشت!
ولی خوب، باید بگم که ذهنیتی که از این دوست مجازی حقیقی شده داشتم یه ذهنیت کاملاً مبهم و مه‌آلود و کاملاً توهم زده بود. یعنی اصلاً ذهنیتی نداشتم! خوب شما هم تو مه غلیظ، تا نیم متریتونو بیشتر نمیتونین ببینین، چه برسه به من که…هیچی! چیه؟ ! مگه من چمه؟!بی نزاکت !! بیخود راجع به دیگران فکر می‌کنین! مگه از خودتون ناموس ندارین!؟! و الی آخر… فقط یه چیزی بود که من از اینکه تو این جو توهم‌زده تونستم ازماسینتوسا ببینم به خودم افتخار میکنم و اونم اینکه چه دوست خوبی بود….مثل همون تصویری که ازش همیشه تو ذهنم داشتم… مث همون کاراکتری که تو پینوکیو بود و هرکار کرد نتونست آدمش کنه! تو هوش مصنوعی هم داشت ! مث یه مامان بزرگ واقعی!! البته با یه اختلاف سنی کمتر از اون! مهربون مهربون! همونطوری که اولیس می‌گفت…و فکر می کنم این حس، تنها حسیه که حتی از تو خط تلفن هم منتقل میشه!
راستی مرسی از هدیه‌ت. خیلی ارزشمندتر از یه اونیه که بشه فقط خوندش…
همیشه به عنوان کادو، پیش خودم نگه می‍دارم!!

Slide2

پی‌وست» برای اونایی که با تیتر این پست مشکل دارن،باید بگم که مشکل خودشونه!!
نوول به صورت Novel خونده می‌شه، نه به صورت Navool یا مشتقاتش!!

پیوست پریم» الان مونده دو سه نفر دیگه رو Convert کنم! مجازی به حقیقی. ببینیم کی پیش میاد!!

Advertisements

گفت‌و‌گو‌ها

8 thoughts on “نوولی برای یک دوستی

  1. چخ جالب! ما که نفهمیدیم…

    Posted by mychamber | 2007/09/25, 23:30
  2. من خیلی هم خوب یادمه که اولین کامنتم چی بود یه چیزی بود به این مضمون که : وای آمیر حسوده اون عکس وحشتناکت که اینجا بود کجا رفته؟
    بعد اون کاراکتر تو پینوکیو خدای نخواسته مامان ژپتو که نبوده یه وقتی ؟ هاننننننننننن؟ بعدترشم چرا نگفتی من چه فداکاری هایی که نکردم تا تو منو ببینی، نیم ساعت منو کنار دست ببر و پشت سر تمساح و زیر ابر زنبور و مگس کاشتی بعدشم گفتی ساعتم ال و بل. بعدتترترشم اون کادو رو یه وقت نخوری ننه. خوندیش یا نه؟ توش گربه هم داره. اونم از نوع متوهمانه.
    ولی یه سوال خیلی خیلی اساسی: تو از کجا مطمئنی که اونی که دیدی من بودم. شاید یکی دیگه بوده.

    آمیر»
    1 -ای ول! چرا زودتر به فکرم نیفتاد!!
    2 – مامان ژپتو کیه؟! اون که خیلی قبل از آقای پدر عمرشو داد به شما! منظورم Blue Fairy بود.
    3 – خوب الان می گم! دقیقاً 15 دقیقه بعد از 4 رسیدم به پارک، و تقریباً کلی ماسینوتوسا رو علاف کردم. ولی بعد که رسیدم بهش، اصلاً به روی خودش نیاورد. خوب نمی خواستم دیگه اینو بگم. گفتم که چقدر مهربونه!
    4 – گربه ش نازه! اند توهمه! من همش یاد گربه ی توی یکی از کارتونا میفتم! تپل، مشکی با پوزه ی سفید! سبیل های تابدار و ملوس! حیف که گیر بد کسی افتاده منحرف شده!
    مممممم…! خود خودت بودی!… یعنی اینجوری فکر میکنم!!

    Posted by آتوسا | 2007/09/25, 23:50
  3. من الان دارم از فرط حسادت مي ميرم… شماها…. شما دوتا با هم رفتيد بيرون..! خب ديدي امير چقده مامان بزرگت گل و ماه و مهربونه ببينم كادوي تو چي بود؟!!!!!!!!ماماني كجاااااااااااااااااااااااايي؟


    تو که یه بار دیدیش. اونم زودتر از من!
    یه کتاب که آخر توهمه! حیف که این روزا سرم شولوغه وگرنه همون روز اول تمومش کرده بودم.
    فعلاً فصل 13 شم.
    آتوسا…! از دست این …ایچ ها به تنگ اومدم! چقدر زیادن!!!

    Posted by olis | 2007/09/26, 09:58
  4. عجب…

    Posted by شبستان | 2007/09/26, 11:52
  5. سلام آقای امیر
    من اولین باره که برای شما کامنت میذارم اونم واسه اینه که بهتون اطمینان بدم کسی که دیدید خود خود خود ماسینتوساتون، به جون خودم.
    کاکتوس بدجنسه (آتوسا ضایع کن!!!!)

    موفق باشید

    Posted by کاکتوس | 2007/09/26, 14:23
  6. دو ست عزیز
    دو ستان و اقعی را در د نیای مجازی پیدا می شو ند که بسیار بهتر از دو ستان مجازی در د نیای و اقعی هستند این را من بار ها تجر به کر د م و یک چیز دیگر اگر اهل خو اند ن نول هستید خو شحال می شو م کتابهایم را به شما تقدیم کنم

    Posted by تورج عاطف | 2007/09/26, 22:54
  7. می تونی از ش یه رمان عاشقانه بنویسی!
    راستی بهت تبریک می گم،داشتن یه دوستی که این قدر بهش افتخار کنی واقعاً ارزشمنده.

    Posted by kochebagh | 2007/09/26, 23:18
  8. اینشالا خداوند متعال یه همچین دیدارهایی نصیب ما هم بگرداند
    آمین

    آمیر» بگرداند…ما که بخیل نیستیم!

    Posted by محمد | 2007/09/27, 11:16

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

کافه‌توهم را از فید دنبال کنید

نویسندگان:

Enter your email address to subscribe to this blog and receive notifications of new posts by email.

به 80 مشترک دیگر بپیوندید

لایک خور


لینک‌های خوشمزه

RSS لینک‌دونی گودری دوستان

  • خطایی رخ داد! احتمالا خوراک از کار افتاده. بعدا دوباره تلاش کنید.