//
you're reading...
کودک متوهم, خزعبلات مجانی, شخصی

دست‌نوشته‌های کودک متوهم-1


خوب من برنامه ی امشب و فردایم را که قبلاً طبق اعلام، نموده بودم، تغییر دادم. دلیلش هم وجود یک عدد علی آقای صفوی بوده که یک اسم مستعار میباشد و خودش هم میداند که کی میباشد. اوشان، یه اینجانب توصیه های یک مقام معظم را نموده و گفتند که حالا که میخواهی به سر کار بروی، پوشک خاطرات خودت را همانجور نَشُسته دم در وبلاگ آویزان کن تا بوی دل انگیز آن را در سال های بعدی هم حس کنی و بخندی! البته من به او گفتم که در پوشک، چیز بی تربیتی موجود است و نمیشود آن را در معرض عوموم قرار داد، اما او گفت که این یکی اسانس آلبالو دارد و با آن فرق می کند. پس با دو رود به محمد و عال محمد که در اول اخبار به ما یاد میدهند، انشای خود را شوروع می کنم:

فردا صبح یک امتحان دارم و آقامعلممان گفته که از روی پلی کپی هایتان بخوانید و جزوه ی من را (که خودش ننوشته، اما ما فکر می کنیم که خودش نوشته) بخوانید تا 1000 شوید. اما من را استرس، دودستی گرفته و رها نمیکند. چندبار هم به اوی لعنتی گفتم که من فردا میخواهم که به سر کار بروم و اینجوری که تو من را چسبیده ای نمیتوانم بروم ، اما گوش نمی کند. و من هرکسی را که میبینم سلام می کنم و میگویم که من «میرم سرکار، میرم سر کار….جیبام پر از کاغذ و خودکار» و میگوید آفرین و من هم جواب می دهم آفرین ندارد زیرا آنها از من سو استفاده ی غیرجنسی کردند و به خاطر اینکه تا الان ماموران دستگیرم نکرده اند و سابقه ی کاردار نشده ام و من نمیدانم چه کاری، پول تو جیبی کم میدهند. و من در دلم هی به آنها فحش میدهم که در همین لحظه خواهرم به من میگوید دهان مغزت را آب بکش و چرا فکرهای رکیک میزنی؟ و من فکر می کنم که به صورت دموتراتیک به آنها فکر کنم و اینکه قرار است که این یک ماه آموزمایشی را چگونه سپری نمایم.
امروز بچه ی خوبی شدم و برای این که فردا با ناخون های کوتاه کرده و پیراهن تمیز به سرکار بروم، یکی از پیراهن شلوارهای کثیفم را اوتو می کنم. اما مامان جانم میگوید، دوزار پول توجیبی میدهند و تو برایشان انقدر پز پیراهنت را می نمایی؟ البته دوزار در زمان اوشان، بسیار بوده ولی الان نمیباشد. و من که کاملاً حرف گوش کن هستم، آن حرف مامانم را به گوش جان گرفته و یکی از پیراهن های دیگرم را که آستین کوتاه میباشد و کمی تا قسمتی تریپ اسپورت می نماید را انتخاب کرده و می کنم.
در حال چت نمودن با یکی از بچه های محله ی بلاگ اسپات میباشم و او در حال یاد دادن زبان اینگارسی میباشد! در همین وضعیت، ناگهان قلب کوچکم را در دست گرفته و احساس خفقان مینمایم. تپش بی سابقه ی آن، من را سابقه دار می کند و نمیدانم که آیا این سابقه به درد شرکت های خوب خوب و پول تو جیبی های خوبتر می خورد یا خیر.
در همان حال، با یکی از بچه های دوران مهدکودک چت میکنم و او میگوید مگر اوتجا چکر مکنی که قلبت به فشر اومد؟! و من حرف او را تیکه تلقی کرده و به روی خود نمیآورم. حیف که نمیداند در دل کوچک من چه میگذرد!
ادامه دارد.

* این نحوه نگارش، مخصوص یک عدد کودک فهیم است که توسط یک عدد امیرژوله در مجله چلچراغ به رشته در میاید. بنابراین آن را دزدی نکرده ام و کپی رایتش را هم با 16x رایت میکنم.

Advertisements

گفت‌و‌گو‌ها

8 thoughts on “دست‌نوشته‌های کودک متوهم-1

  1. بمیرم الهی! هنوز نرفته زده به سر بچم.

    Posted by آتوسا | 2007/11/07, 06:50
  2. چرا همه پست ها اخیرا ادامه داره! نقصی تو نوشته های امیر خان ژوله نیست!

    آمیر»پست چی؟

    Posted by هورام | 2007/11/07, 13:39
  3. :((

    Posted by mrkhalili | 2007/11/07, 15:08
  4. فک کن!!! کی تورو استخدام کرده آخه :ی چه کلاهی رفته تو پاچش! این وردپرستم اومدم یکم تستش کردم ولی نتونستم از لحاظ عاطفی باش ارتباط برقرار کنم…یعنی مثکه خیلی دنگ و فنگ داره و حوصله میخواد. من با همون بلاگفای ساده ی دوس داشتنیم به سختی کار میکنم :ی

    آمیر»آی کردم تو پاچه ش!!! حال کردم به جان تو!

    Posted by خانوم لنگ دراز | 2007/11/07, 23:22
  5. من برای روز اول کار یک دو هفته ای حموم نرفتم و به مدت همون دو هفته هم یک پیرهن میپوشیدم. بعد هم رفتم سر کار! تازه اونجا باید کفشها رو در میاوردیم و با دمپایی راه میرفتیم… فکر کنم خودت بتونی حدس بزنی!

    آمیر»با این چیزایی که میگی هیچ حدسی نزنم بهتره!! چراااااا آخه؟!

    Posted by شبستان | 2007/11/08, 19:46
  6. خوب معلومه آمیرووووووووووو. برای این که شبستان جان در گزینش قبول بشه مجبور بوده هپلی بشه.

    Posted by آتوسا | 2007/11/08, 20:53
  7. تو هم که کم اهل کپی رایت نیستی! 😀

    آمیر»یعنی هستم یا نیستم؟

    Posted by Observer | 2007/11/09, 10:07
  8. کم اهلش نیستی = زیاد اهلش هستی 😀

    آمیر»البته سعی فراوان می کنم، ولی زندگی بدون کپی رایت چیز دیگریست!!. این آهنگ Shania Twain رو دانلود کن تا بفهمی چی میگم.

    Posted by Observer | 2007/11/09, 20:33

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

کافه‌توهم را از فید دنبال کنید

نویسندگان:

Enter your email address to subscribe to this blog and receive notifications of new posts by email.

به 80 مشترک دیگر بپیوندید

لایک خور


لینک‌های خوشمزه

RSS لینک‌دونی گودری دوستان

  • خطایی رخ داد! احتمالا خوراک از کار افتاده. بعدا دوباره تلاش کنید.