//
you're reading...
موسیقی

انتقادهایی به یک فضای دل‌انگیز


◄گزارشی از کنسرت لیلی افشار در خانه‌ی هنرمندان : 17 مرداد 87♠

بعد از یکسال انتظار از آخرین کنسرت خانم افشار در سال 86،  امروز رو با کلی ذوق و شوق به خیابان ایرانشهر رفتیم تا ساعتی را با شنیدن نوای دل‌انگیزی که دستان لیلی افشار می‌سازند سر کنیم. از بخت بد (یا  چه‌میدونم؟ بخت خوب!…مساله اینه که خودم خواستم!)، با دو بزرگوار دیگر همسفر بودیم که یکی معلم پیانوم بود و دیگری استاد گیتار کلاسیک! و بنابراین نظر من تا حدودی متاثر از نظر اونها شد!

اصولاً می‌گویند سالی که نکوست از بهارش پیداست. بنابراین وقتی لیلی افشار، قطعه‌ی اول رو که یه آهنگ ترکی نه چندان جالب بود اجرا کرد، می‌شد حدس زد که تا انتها چه رویه‌ای رو باید شاهد باشیم.

بخش اول کنسرت در گرمای احمقانه‌ی سالن بتهوون، جایی که کولرگازی‌ها رو خاموش کرده بودند تا احتمالاً تمرکز نوازنده بهم نخوره برگزار شد. نوازنده‌ای که به شدت حساسه و به هر فلاش دوربینی که زده می‌شه واکنش مستقیم نشون میده. البته در اینکه حق رو بهش بدیم هیچ شکی نیست و فهمیدن این موضوع که این کار، جزو نبایدهای یک کنسرته، کار چندان پیچیده‌ای نیست.

تا انتهای بخش اول، قطعات بسیار خوبی نواخته شدند. سه قطعه از کاپریچوهای گویا که من شخصاً خیلی لذت بردم و سه قطعه‌ی دیگه از قویون‍بابا  که یک‌ساعت اول رو در اوج تموم کرد. البته نکته‌ی عجیب این قطعات، تمپوی بالا، تغییر آکوردها و تنظیم کمی متفاوت اونا نسبت به آلبوم بود که نمی‌تونم بگم کار عمدی‌ای بود و آیا تاثیر مثبتی داشت یا نه.
از آنتراکت کنسرت تا پایان بخش دوم، دوتغییر در محیط و اجرا ایجاد شد. یکی اینکه کولرها روشن شدند و دیگری اینکه صدای بلندگوها کم شدند (یا شاید اولی باعث توهم دومی شده بود؟!). در بخش دوم، دو قطعه از ونزوئلا، یک قطعه از آرژانتین، یک ترک آذری از رشیدبهبودف، دو قطعه ایرانی و سویا و الحمرا اجرا شدند که شاید بتونم فقط یک یا دوتا از اونا رو خوب توصیف کنم. نمیدونم چرا، ولی اصلاً حسی که باید رو منتقل نکردند و کلاً یه جورایی برعکس بخش اول، بخش پیچش بود! به هرحال، بعد از تموم شدن کنسرت، همه یه مقدار سرخورده شدیم.

بلافاصله بعد از خروج از سالن، خانم افشار شروع به امضا دادن به علاقه‌مندان کردند که به شکل عجیبی خلوت بود وتقریباً  استقبال کمی شد. البته این رو هم اضافه کنم که کلا کنسرت 150 نفر پذیرش داشت.  شاید مهمترین دلیل این استقبال کم از امضاها، بازاری بود که مسئولان کنسرت برای فروش CDهای 3500 تومانی موجود در بازار به قیمت 10 هزارتومن درست کرده‌بودند!  این همه بی‌انصافی به خاطر یک امضا…؟!

                       DSC00137

در مجموع، آنچه که دیدیم، با آنچه که می‌شنیدیم یک مقداراتی فرق کرده بود و شاید بزرگترین ایرادی که بشه از این کنسرت گرفت، انتخاب نه چندان مناسب قطعات به خصوص در بخش دوم بود. گو اینکه خانوم معلم هم از نبود ریتم درست در کل قطعات، به شدت دلخور بود. بماند که دیگران چه می‌گویند…

لیلی‌افشار هفته‌ی آینده در کرمان یک کنسرت خواهد داشت و در روزهای 24 و 25 مرداد هم احتمالاً کنسرت معوقه خودش در تالار رودکی رو اجرا خواهد کرد.

Advertisements

گفت‌و‌گو‌ها

هنوز دیدگاهی داده نشده است.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

کافه‌توهم را از فید دنبال کنید

نویسندگان:

Enter your email address to subscribe to this blog and receive notifications of new posts by email.

به 80 مشترک دیگر بپیوندید

لایک خور


لینک‌های خوشمزه

RSS لینک‌دونی گودری دوستان

  • خطایی رخ داد! احتمالا خوراک از کار افتاده. بعدا دوباره تلاش کنید.