//
you're reading...
ورزش

درگیری در چاله‌میدان ورزش


این روزها اتفاقی که جدای از ناکامی‌های پی‌درپی در المپیک، ورزش ما رو  تحت تاثیر خودش قرار داده، درگیری لفظی بین دو مربی جوان و صاحب‌منصب فوتبالمونه.

علی دایی، مربی تیم ملی و امیر قلعه‌نوعی، مربی استقلال تهران، به شکلی اساسی به پروپای هم پیچیده‌اند و رادیو و تلویزیون و روزنامه‌ها را مجبور کرده‌اند که به وظیفه‌ی شرعی حاشیه‌سازی‌شون به شدت عمل کنند! اما مساله اینجاست که جرقه‌ی این رودررویی از یک موضوع واقعاً مسخره شروع شد؛ جایی که دایی دو بازیکن استقلال را برای بازی‌های غرب اسیا از این تیم گرفت و استقلال از پگاه شکست خورد.
قلعه‌نوعی در یک واکنش نه‌چندان دور از انتظار، باخت تیمش را به گردن دایی و خودخواهی او انداخت و دایی هم گفت که استقلال برای امثال حجازی‌هاست و بعد هم  واکنش تند قلعه‌نوعی… که حتی فردوسی‌پور را از چین به تعجب واداشت!

اما چیزی که در این دعوای  زرگری برای من جالب است، با عرض معذرت از طرفداران استقلال، رفتار بچگانه‌ی قلعه‌نوعی و صحبت‌هایی است که ایشان در مصاحبه آخر خود کرده‌اند. جملاتی مثل «زمان من، تیم ملی در رده‎ی اول رنکینگ آسیا قرار داشت اما الان کجا هستیم»  با وجود اینکه روی کاغذ معتبر هستند اما بیشتر به کل‌کل بچه‌های ده دوازده‌ساله با هم شباهت دارند. رنکینگی که هرماه و با کوچکترین تغییرات تیم‌های اول آسیا و البته فیفا جابجا می‌شود، نمی‌تواند ملاکی برای نمایش برتری در یک بازه‌ی زمانی باشد. یا جمله‌ی «دایی از اینکه من او را از تیم‌ملی خط زدم ناراحت است» از مردی که طرفدارانش «ژنرال» می‌نامندش و دهه‌ی پنجم زندگی‌ش را سپری میکند، کمی سبک و کودکانه به نظر می‌رسد. بله… همه می‌دانیم که دایی ورژن جدید، از هر بهانه‌ای برای محکم کردن جاپای خودش در تیم ملی استفاده می‌کند و در این راه از خط زدن بازیکنان محبوبی مثل کریمی و مهدوی‌کیا ابایی ندارد و یا در مقابل تک‌تک مربیان و کارشناسانی که لب به انتقاد از او باز می‌کنند، سخت موضع می‌گیرد، اما اینها دلیلی بر این نمی‌شود که با او در مقام مربی تیم ملی که در مدت کاری کوتاهش، کارنامه‌ی نسبتاً خوبی(و نه قابل تقدیر) به جای گذاشته، شمشیر از رو بست. دایی در مدت طولانی نقش‌آفرینی‌ش در فوتبال ملی، به شدت تلاش کرده تا هرچه بیشتر منفوریت کسب کند و این‌کار را آگاهانه یا ناآگاهانه، به خوبی توانسته به انجام برساند. اصرارهای بی‌مورد او بعد از بازی‌های سایپا با تیم‌های پرطرفدار پایتخت بر ضعف داوری و درگیری‌های لفظی او با خبرنگاران و گزارشگران و بعد هم که ماجرای یک‌شبه مربی ملی شدنش، موقعیت دایی را از یکسال پیش به اینطرف، بشدت نزد مردم و رسانه‌ها تنزل داده تا در موقعیت اینچنین رویارویی با مرد نچسب آبی‌ها، حق را به قلعه‌نوعی بدهیم.

جمع‌بندی این بحث، ما و البته تمام افراد دیگری که از بیرون شاهد ماجرا هستند را به این نکته می‌رساند که وضعیت ورزش ما در دستان چه  کسانیست و با شتاب به کدام سمت سقوط می‌کند. شکست‌های اخیر  ورزش را دیگر نمی‌توان فقط به سوءمدیریت‌های افرادی مثل علی‌آبادی، مصطفوی، کفاشیان و… نسبت داد که این خانه از پایبست ویران است. فرهنگ منحط فوتبال همه را در خود فرو می‌برد و تحصیل‌کرده و عامی نمی‌شناسد. دیگر مدرک فوق‌لیسانس دایی یا مثلاً مربیگری A آسیا، اهمیت خود را از دست داده‌اند که خوب…اینها به قول دکتر هاله، کاغذپاره‌هایی بیش نیستند!!

اما…آیا این همه‌ی ماجراست؟

Advertisements

گفت‌و‌گو‌ها

4 thoughts on “درگیری در چاله‌میدان ورزش

  1. بهترین عکس العمل به این رفتار های دایی کاریست که علی پروین انجام داد.
    بی توجهی و تحقیر اون.
    من بر خلاف بعضی ها اعتقاد دارم که الان وقت حمایت از مربی تیم ملی نیست. بلکه وقت شعار دادن علیه اون در استادیوم و انتقاد های شدید البته منطقیه.
    چرا که این تیم یاران دایی راه به جایی نمی بره.
    هر چه زود تر با این دو روش باید دایی رو از این تیم کنار زد و کار رو دست کاردان سپرد ( مثل قلعه نوعی و قطبی و … ) سپرد که حداقل امیدی به کار باشد.
    برای نابودی فوتبال ایران فقط کافیه که ایران با دایی به جام جهانی صعود کنه. اون موقع است که دایی رسما سند فوتبال ایران رو به نام خودش میزنه.
    به خاطر همین دلایل وقتی ایران به مرحله ی دوم مقدماتی جام جهانی صعود کرد خیلی ناراحت شدم.
    اگه یه بنا , دیوار رو کج بسازه و حاضر نباشه اون رو اصلاح کنه باید بنا رو عوض کرد.
    خانه از پایبست ویران شده , خال ایوانش رو نباید درست کنیم.

    آمیر:◄دیوار کجه؟ بنا رو میخوایم عوض کنیم؟ خوب لااقل یه بنا بیاریم که عمله هاش ازش حرف شنوی داشته باشن. پس قلعه نوعی که میره کنار…!
    یه بنا رو بیاریم که یه کم خالی بندی، دروغ، چاپلوسی، پدرسوخته بازی بلد باشه…پس قطبی میره کنار!
    پیشنهاد بعدی؟!

    Posted by سروش | 2008/08/12, 08:30
  2. نمیدونم چی بگم ! هم از دایی خوشم میاد هم بدم میاد ! ولی فکر میکنم در شرایط فعلی بهترین فردی بود که میشد انتخاب کرد چون تنها کسی بود که جرات کرد که نسل جدیدی را به تیم ملی بیاره . مهدوی کیا و هاشمیان و رحمان رضایی و … که در تیم های باشگاهیشون 2 دقیقه هم بازی نمی کنند دیگه باید کنار میرفتند و دایی جرات این کار را داشت . ولی مربیان ایرانی بیشترشون در یک حد هستند و فرقی نداره کدوم انتخاب بشن . به نظر من دایی اصلا نباید جواب امثال قلعه نویی را بده .

    Posted by بابک | 2008/08/12, 20:48
  3. واقعا جالبه

    Posted by فروش فیلم | 2008/08/17, 11:33

Trackbacks/Pingbacks

  1. بازتاب: عکس هایی زیبا از افتتاحیه مراسم المپیک 2008 چین / سری دوم « Gajamoo2 - 2008/08/13

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

کافه‌توهم را از فید دنبال کنید

نویسندگان:

Enter your email address to subscribe to this blog and receive notifications of new posts by email.

به 80 مشترک دیگر بپیوندید

لایک خور


لینک‌های خوشمزه

RSS لینک‌دونی گودری دوستان

  • خطایی رخ داد! احتمالا خوراک از کار افتاده. بعدا دوباره تلاش کنید.