//
you're reading...
وبلاگ

گذر زندگی به روایت عکس‌واره


pic <مقدمه> مدت‌هاست که فیلم، به ابزار اصلی مورد استفاده در داستان‌گویی مصور تبدیل شده. اما قبل از اینکه استفاده از ویدیو رایج بشه، عکس‌ها بودند که روایتگر داستان‌ها می‌شدند. سخت بود که بتونی تمام وجوه یه داستان رو تو عکس‌ها به تصویر بکشی، طوری که بیننده رو با احساسات متعلق به اون زمان کاملاً دیگر کنه.  بنابراین، ‌تک‌عکس‌هایی که در طول تاریخ تونستند تمام حس لحظه رو به تماشاگرشون القا کنند، عکس‌هایی شدند که در حافظه‌ی تاریخی مردم ثبت شدن. نمونه‌ش عکسی که از زمان اعدام ویت‌کنگ گرفته شده یا آخرین لحظه‌های زندگی یهودی در انتظار مرگ، یا بوسه‌ی صلح و….
اما این‌ها همه تک‌عکس‌هایی بودند که با وجودجامع بودنشون، نمی‌تونستند تک‌تک اتفاقاتی رو که در اون زمان و در اون موقعیت در حال رخ دادن بوده، بروز بدن. در واقع، عکس ف قط یک اسلایس از زمانه و نمی‌تونه بیشتر از سه‌بعد فضایی رو در خودش جا بده. بنابراین روشی باید استفاده می‌شد که  این وجه قضیه رو که فیلم‌ها در ذات حرکتی خودشون دارن، به همراه داشته باشه. اینطوری شد که Photo Essay ها قدم به میدون گذاشتند. <مقدمه/>

***
<تعریف> Photo Essay یا اگه بخوایم یه ترجمه‌ی مناسب براش به کار ببریم، عکس‌واره‌! مجموعه‌ی از یک سری عکس‌هاییست که برای روایت کردن یک داستان یا برانگیختن احساسات بیننده، تهیه می‌شوند. تو یه تقسیم‌بندی، این مجموعه‌ها می‌تونند عکس‌های بدون زیرنویس، عکس‌های با توضیح مختصر یا  عکس‌های داستان‌دار و فول‌تکست باشند. عکس‌واره، دقیقاً همون روشی رو که در بازگویی یه داستان استفاده می‌شه، در پیش می‌گیره و تنها فرقش اینه که اینجا، داستان به روایت تصویره. بنابراین عکس‌های مورد استفاده در این روش باید علاوه بر اینکه خوب و نسبتاً حرفه‌ای گرفته شده باشن، باید حاوی اطلاعات کامل در مورد موضوع موردنظرتون باشند.
تو یه نوع تقسیم‌بندی دیگه، عکس‌واره‌ها می‌تونند از خط داستانی خاصی پیروی کنند که بهشون Narrative essay گفته میشه یا اساساً بدون‌ترتیب باشند که و برای شمای بیینده فرقی نکنه که از کدومشون شروع به تماشا کنید و Thematic essays نامیده میشن. این دسته از عکس‌واره‌ها بیشتر روی یه موضوع خاص مثل فقر، بی‌خانمانی، طبیعت وحش و … متمرکز می‌شن و عکس‌هایی از این گروه‌ها و به تصویر می‌کشن. البته ذاتاً هدف از درآوردن عکس‌واره، اینه که یه حس مشخص از گذر زمان رو به بیننده‌شون القا کنن، بنابراین به نظر من، دسته دوم خیلی نمی‌تونه تعریف دقیقی از عکس‌واره محسوب بشه.
با این تعریف می‌تونیم بگیم که تمام عکس‌واره‌ها، از انواع آلبوم‌های عکس و کلکسیون‌های تصویری هستند، اما هر کلکسیون عکسی رو نمی‌شه یه عکس‌واره محسوب کرد! <تعریف/>

اما از اونجایی که این تعریف کپی‌رایت نداره، و از اونجایی که اگر هم میداشت، کی میخواست رعایتش کنه،  بنابراین هرکدوم از ما می‌تونه یه عکس‌واره از موضوعات موردعلاقه‌ش درست کنه و بذاره تو آرشیو عکس‌هاش برای عبرت آیندگان که بعداً نگن طرف بیهوده از دنیا رفت!

با این حساب بذارین یه سری از نکاتی رو که موقع درست کردن یه عکس‌واره بهتره رعایت بشه، بررسی کنیم:

1. پیدا کردن موضوع: عکس‌واره‌ها، زمانی پویایی خودشون رو نشون میدن که موضوع خوبی داشته باشن. موضوعتون هرچی میخواد باشه – از عکس‌های یک نوزاد از تولدش تا مثلاً یکسالگی‌ش گرفته، تا مراسم تولد یک پیرزن نود و هفت‌ساله و … . مهم اینه که شما بتونین توش چیزی سرگم‌کننده و جذاب پیدا کنین.

2. پروسه تحقیقات: اگه دارین عکس‌هایی از اون نوزاد خوش‌شانس می‌گیرین،سعی کنید که اطلاعاتی راجع پدر و مادرش داشته باشین و زمانی رو با اونا صرف کنید، درباره فرهنگشون، سطح زندگی‌شون و… مطلب جمع کنید. اگر موضوع عکس‌واره، یک نمایش تئاتره، با کارگردان و بازیگران صحبت کنید، درباره سابقه‌ی احتمالی تاریخی نمایش بپرسید، از اتفاقات و آدم‌ها یپشت صحنه، اطلاعاتی بدست بیارید، و کلی موضوع ریز و درشت دیگه که بهتره در ابتدای کار یادداشت کنید که بعداً هیچ چیز رو از دست ندید.
تمام این اطلاعات، قراره کمک‌حال شما برای خلق ایده‌هایی باشن که تو عکاسی ازشون بهره می‌برین.

3. داستان اصلی رو پیدا کنید: حالا وقتشه که ببینین داستانتون رو می‌خواین از چه زاویه‌ای روایت کنید. نوزاد مذکور، فرزند یه خانواده‌ی اصیل و ثروتمنده یا پا تو یکی از اون جمع‌های تازه به دوران‌رسیده‌ای گذاشته که چسبیدن به ظواهر زندگی و …، آیا تک‌فرزند خانواده‌ست و قراره ارث و تاج و تختی بهش برسه…. یا شاید به یه بیماری نادر قلبی دچاره و قراره تا زمان مرگش محتملش، در ناز و نعمت بزرگ بشه و…

ببینید، اینجا دیگه تقریباً ایده‌ها تو تمام موضوعات مشترک می‌شن، اما هرکدوم می‌تونن به روشی کاملاً متفاوت از اون یکی روایت بشن.

4. احساسات رو مرزبندی کنید: ترس، لذت، هیجان، درد و… برای اینکه بتونن کاملاً از عکس‌های شما به روح بیننده هجوم بیارن، باید تو داستانتون مرزبندی بشن و در نماهاتون مورد استفاده قرار بگیرن. توجه داشته باشین که شما قرار نیست احساسات بیننده‌ رو کنترل کنید، بلکه فقط باید از این احساسات به عنوان نقطه‌ی اتصال بیننده‌ها با عکس‌ها کمک بگیرید.

5. شات‌ هاتون رو برنامه‌ریزی کنید: تو این مرحله و اگر تازه‌کار هستید، بهترین کار اینه که بشینید و بنویسید که از چه نماهایی می‌خواین عکس بگیرین. هر نما به مثابه‌ی یه خط از یه داستان یک پاراگرافی می‌مونه. این جمله رو یادتون بمونه. هر کدام از این نما‌ها باید توصیف کننده ی یه مفهوم حالت احساسی باشن تا بتونن در نهایت به هم وصل بشن و داستان کلی شما رو شکل بدن.

به خاطر بسپرید که داستان‌گویی مهارتیه که نیاز به تمرین داره. نیازی نیست که حتماً نویسنده‌ی خوبی باشید تا بتونید یه عکس‌واره‌ی حرفه‌ای تهیه کنید. فقط باید یه مقدار رو تکنیک‌های عکاسی دقت داشته باشید و با یک مقدار ناقابل خلاقیت و یه کمی جرات، کارتون رو جلو ببرید.
وقتی که شروع کنید به عکاسی با این شیوه، مطمئن باشید که عکس‌هاتون دیگه مثل قبل نخواهند بود.

در پست‌های بعدی درباره‌ی انواع عکس‌هایی که می‌تونین تو عکس‌واره‌تون استفاده کنید صحبت می‌کنم. پس پیشنهاد می‌کنم که مطالب این وبلاگ رو از این طریق دنبال کنید.

منابع:
Wiikipedia
DPS

واسه اینکه اولاً فکر نکنید که عکس‌واره چیز وحشتناکیه که نیاز به همت بلند وو غیره داره، پیشنهاد می‌کنم سری به لینک‌های زیر بزنید تا عملاً با این مفهموم آشنا بشید:

Narrative» هنرهای یک آهنگر :Lee Rees
سفر به همراه نور David Tiller
مجموعه‌ عکس‌های Bruce Davidson
Narrative» سفری به ایرلند
زندگی در ایران Arash Shiva
نیمه‌ی پنهان زن افغان Lana Šlezić

اگر این مطلب شما را خوش آمد، اینها را هم از همین بلاگ پیشنهاد می‌کنم:

چطور عکس‌های بهتری بگیریم
غیرممکن‌ترین عکس‌های  واقعی دنیا

Advertisements

گفت‌و‌گو‌ها

4 thoughts on “گذر زندگی به روایت عکس‌واره

  1. اون لینک های آخر در رسوندن منظورت خیلی کمک کردند

    Posted by سروش | 2008/09/14, 08:17
  2. فیلتر شکن انگار چیز خوبیه !

    پ.ن: ربطش با کمی فکر کردن معلوم میشه .

    Aamir:◄ منظورت کدام تغییرات است؟ .فیلتره دیگه…کاریش نمیشه کرد!

    Posted by اسما | 2008/09/15, 04:35
  3. تغییرات جدیدتو دوست دارم .

    Posted by اسما | 2008/09/15, 04:37
  4. جالب بود. یه بار دیگه هم درباره عکاسی نوشته بودی آمیرووووو! اون بارم آموزنده!!!!!! بود! بعدشم من دلم برای کودک جان متوهم تنگیده!

    Posted by آتوسا | 2008/09/17, 08:55

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

کافه‌توهم را از فید دنبال کنید

نویسندگان:

Enter your email address to subscribe to this blog and receive notifications of new posts by email.

به 80 مشترک دیگر بپیوندید

لایک خور


لینک‌های خوشمزه

RSS لینک‌دونی گودری دوستان

  • خطایی رخ داد! احتمالا خوراک از کار افتاده. بعدا دوباره تلاش کنید.