//
you're reading...
سینمای ایران

دعوا سر یه دیش ماهواره!


تو فیلم‌های ایرانی رده ب، الان دیگه کمتر اثری پیدا میشه که بشه با تامل از کنارش گذشت. دیشب اما در پی تناقضاتی که از چند نفر از دوستان و همکاران درباره فیلم دایره زنگی شنیدم، CD فیلم رو خریدم و نشستم به دیدن.

خانم عبدالله زاده (گوهر خيرانديش) در حين جمع كردن لباس ها سيم يكي از ديش هاي همسايه را مي كند. همسايه (مهران مديري) براي درست كردن سيم، ديش همسايه ديگر (شعله) را به هم مي ريزد و او كه در حال مصاحبه با يكي از شبكه هاي ماهواره اي برون مرزي دچار مشكل مي شود يك تعميركار را به خانه مي كشاند. به اين ترتيب محمد (صابر ابر) و شيرين به مجتمع مي آيند و اتفاقات بعدي، شكاف هاي فرهنگي و اجتماعي ميان همسايگان را باز مي كند و مناسبات هر خانواده (درون خانه و با اطرافيان) بدل به قصه هاي تازه مي شود و سرآخر ماموران انتظامي سر مي رسند و…

                                                     (گزیده‌ای از نوشته‌ی جواد ماه زاده – اعتماد ملی)

                                dayere-zangi-1-1-87-b

راستش توان اینکه بخوام این فیلم رو به نقد کنم، تو خودم احساس نمی‌کنم. بنابراین ترجیح دادم  گزیده‏ای از نوشته‌های دیگرانی که در این مورد قلم زدند رو که اینجا بیارم تا به نوعی ادای احترامی کرده باشم به کارگردان تاز‌ه‌کاری که به لطف فیلمنامه‌ی درخشان اصغرفرهادی  (کارگردان فیلم‌هایی مثل شهرزیبا و چهارشنبه‌سوری) ، اثری خلق کرده که به زیبایی و با طنزی گزنده، وضع دردناک امروز جامعه ایرانی رو به تصویر کشیده و البته همه ما رو به حضور یه چهره‌ی مستعد پشت دوربین سینمای ایران امیدوار کرده.

اول از همه باید به مصاحبه‌ی گیسو مغفوری با پریسا بخت‌‌آور اشاره کنم که تو این آدرس قرار داده شده. خانم مغفوری در معرفی فیلم اینطور گفته:

دايره زنگي، دايره سرگرداني آدم‌ها است.تصويري است از زندگي ما در شهر بزرگي به نام تهران، با شخصيت‌هايي كه آنها را از نزديك مي‌شناسيم، شايد آيينه‌اي است روبه‌روي ما كه جامعه خود را و حتي خود را در آن مي‌بينيم و شايد همين آينگي است كه باعث شده تماشاگران از آن استقبال كنند.

گردباد اما به نظرم خیلی ساده و مفید، این فیلم رو معرفی کرده. نیازی نیست که بدونید تو فیلم چه خبره، چون:

آب دستتان است روی هوا ول کنید بروید دایره زنگی را ببینید. اولین ساخته پریسا بخت‌آور از آن فیلم‌هایی است که اصلن انتظارش را ندارید. یعنی توقع ندارید سینمای ایران بتواند شما را غافلگیر کند.

دایره زنگی طناز است اما طنزی ویران‌كننده دارد. دیگر همه چيز در حد لبخند و قهقه باقی نمی‌ماند. قصه‌ای سراسر خنده که یک جاهایی از ترس به خودتان خواهید لرزید. آنجایی که رامین نه محمد از بالای آن خانه شیرین را می‌بیند که با آن پسره مو بلنده سوار ماشین شد و رفت. بعد بدو بدو می‌آید پایین و آن نمایی که پریسا بخت‌آور به ما و او نشان می‌دهد خیلی خیلی ویران‌کننده است.

روزنامه‌ی اعتماد، تو یکی از تحلیل‌های سینمایی‌ش درباره دایره‌زنگی گفته:

در اصل «دايره زنگي» روايتي تلخ از ايرانيان متوقف شده در مرز سنت و تکنولوژي است، ايرانياني که هنوز تکليف خود را با داده هاي دنياي مدرن نمي دانند و تنها سعي مي کنند يا آنها را نفي کنند يا خود را به نديدن بزنند

اما یه جا دیگه تو یه تحلیل کاملتر اینطور می‌نویسد:

دورويي و دوگانگي در روابط اجتماعي با ديگران که اينک در مناسبات آپارتماني به طور فشرده و نمونه به تصوير کشيده مي شود؛ آدم هايي که تا چند دقيقه پيش قربون صدقه هم مي رفتند حالا به دليل اختلاف فکري بر سر ماهواره و مسائل مشترک زيست جمعي به هم مي پرند و با هم درگير مي شوند و بعد از کشمکش طولاني بار ديگر به تفاهم مي رسند و با هم بستني مي خورند.
اين تصوير واقعي از وضعيت اخلاقي جامعه ماست که سرشار از تضاد و دوگانگي است و تنها منافع و علايق شخصي است که معيار همه چيز را تعيين مي کند. فيلم مستندي که پسر عبدالله زاده درباره وضعيت اخلاقي- اجتماعي تهران مي سازد، به طور تلويحي بخش ديگري از آسيب هاي موجود را روايت و تصوير زيست شهري در پايتخت را تکميل مي کند.

               day

همسایه‌ی وردپرسی ما، نوشته‌های بی‌‎خواننده نظرش اینه که :

فروش و نصب «دیش» و هم دزدی، هر دو خلاف قانون‌اند ولی جامعه در مورد یک دسته «خلافکاران» سمپاتی دارد و لو دادن این جور خلافکار به پلیس، نوعی نامردی است که حتی آن همسایه‌ی مذهبی و مخالف ماهواره‌ی طبقه‌ی هشتم هم از آن پرهیز می‌کند.

حرفه:خبرنگار هم نقد خوبی بر فیلم نوشته. مثلاً اینجا گفته:

… البته آدم‌هاي « دايره زنگي » هم مثل نود و نه درصد آدم‌هاي سينماي ما – و البته جامعه ما – متاسفانه از هرگونه دغدغه اخلاقي و درگيري دروني با خودشان عميقا خلاص‌اند! و براي همين هم براي شخص من آدم‌هاي چندان جذابي نيستند.

 

نتیجه‌ای که از کل این نقدها میشه گرفت اینه که فیلم رو نباید تو ژانر سرگرمی تقسیم‌بندی کرد. البته که با دیدن فیلم، سرگرم میشید، کلی می‌خندید و خلاصه از این بابت راضی خواهید بود، اما در درجه‌ی اول، یه درام اجتماعی تقریباً تلخه و ممکنه مزه ختده‌هاتون رو کم‌شیرین‌تر کنه.
فیلم، ارزش بیش از یکبار دیدن رو داره و من از 10 نمره بهش نمره‌ی هشت رو میدم. بنابراین حتماً بخرید و ببینید.

Advertisements

گفت‌و‌گو‌ها

6 thoughts on “دعوا سر یه دیش ماهواره!

  1. واقعا فیلم قشنگی بود. جایی که نسون میده برادره از خواهرش تو فیلمش استفاده کرده. چیزای جالبی رو به ذهن آدم میکشونه.

    Posted by شبستان | 2008/09/16, 04:42
  2. چنان پات رو گذاشتی رو گاز اپ کردن که یه لحظه دیر اومدن مساوی است با به گرد پات هم نرسیدن!

    ببین بخت آور از کارگردانهایی هست که میشه بهش امید وار بود چرا که ما کمبود کارگردان خوب زن داریم گرچه مرداش هم همچین گلی به سر ما نزدن.اگه یادت باشه قبلن هم ازش کار دیدیم اما تو تلویزیون سریال پشت کنکوری ها که ماه رمضون چند سال پیش پخش می شد و سریال من یک مستاجرم.اما.
    اما به نظر من اشتباه این خانوم اصرارش برای ورود به وادی طنز هستش که اصلن هم توش موفق نیست و اگه هم توی این فیلم طنز کلامی ویا موقعیتی موفقی می بینی باید بگم که نقطه ی قوت فیلم نامه است نه کارگردانی.
    فیلم نامه هم ایراداتی داره یکیش این که عین چهارشنبه سوری جریان تو یک اپارتمان میگذره تو اون فیلم جواب داد ولی تو دایره ی زنگی نه.
    من تو سینما دیدمش ولی با خوندن این پست شاید یه بار دیگه دیدمش نه واسه اینکه خیلی فیلم خوبی بود ااااا
    فقط واسه اینکه یه بار دیگه ببینم توش چه خبره.
    بخت آور تلاش میکنه فیلم ساز مولف نباشه ولی اگه بود بهتر بود.

    Posted by kinematic | 2008/09/16, 20:26
  3. @ kinematic:

    یه جوری میگی انگار که قبلاً ماهی یه بار آپ میکردم!!
    من هیچ کدوم از سریال هاشو ندیدم اما خوب، مسلماً سریال ای خوبی بود که انقدر نظر مثبت شنیدم راجع بهشون.
    به نظر من این فیلم از نظر بار طنز، به اجاره نشین ها رفته بود. البته که اجاره نشین ها برای خودش شاهکاریه ولی همین که بتونی طنز فیلمنامه رو طوری به فیلم بکشی که تماشاگر، جایی که باید بخنده یعنی موفق بودی.

    @ شبستان:

    چه چیزای جالبی به ذهنت اومد بگو ما هم مستفیذ بشیم!!

    Posted by Aamir | 2008/09/17, 03:36
  4. آيا شبستان با من بود؟؟

    Aamir:◄به نظرم من با شبستان بودم! ضمن اینکه من با جنابعالی هم صحبتیدم.

    Posted by kinematic | 2008/09/19, 03:15
  5. شاید یک نکته جالب فیلم این بود که فردی که ادعا می کرد قصد رفتن به آنتالیا و گوا را دارد زن ذلیل بود – مهران مدیری – و حاج آقا که مدعی فرمان برداری از خانه و خانواده را داشت طی یک حادثه زیر شلورای اش به ماشین خانم همسایه منتقل میشود.

    Aamir:◄کلاً جزئیات برنامه ریزی شده زیاد داشت.

    Posted by Endless Love | 2008/09/22, 04:08
  6. من کلا فیلمهای رو که مهران مدیری توش بازی کنه دوست دارم

    Posted by مهران مدیری | 2009/01/21, 04:32

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

کافه‌توهم را از فید دنبال کنید

نویسندگان:

Enter your email address to subscribe to this blog and receive notifications of new posts by email.

به 80 مشترک دیگر بپیوندید

لایک خور


لینک‌های خوشمزه

RSS لینک‌دونی گودری دوستان

  • خطایی رخ داد! احتمالا خوراک از کار افتاده. بعدا دوباره تلاش کنید.