//
you're reading...
ورزش, تلویزیون

توهّمات آقای گزارشگر


…اما چندروزیست که روزنامه‌ی اعتماد، دست به انتقادهای سفت و سختی زده که البته حرف دل همه‌ی ماست و جناب گزارشگر رو به جواب دادن واداشته…

زمان: اولّای بازی پرسپولیس – استقلال روز جمعه
مکان: تابلوئه دیگه… ورزشگاه آزادی، جایگاه ویژه گزارشگران

خیابانی در حال گزارش: و باقری شوت می‌کنه و توپ به تیر دروازه می‌خوره تا جواب شوت زیبای کاظمی رو داده باشه! (حالا شوت مثلاً زیبای کاظمی، با کلی شلوغ‌بازی‌ای جناب گزارشگر، از دو سه متری کنار دروازه گذشته ها!) …

این یکی از اون صحنه‌هایی بود که حرص من دراومده بود که چرا بین این همه گزارشگر، باید عتیقه‌ترینشون برای گزارش این بازی انتخاب بشه و البته پارازایت‌های بجا و نابجای جناب خیابانی در مورد اصول جوان‎پهلوانمندی و عشق و صفا و صمیمیت و غیره که البته به نسبت، کمتر از بازی‌های قبلی بود همچنان ادامه داشت و اوجش سر صحنه‌ای بود که بازیکن پرسپولیس توپ رو بیرون زد تا به وضعیت هافبک مصدوم‌شده‌ی استقلال رسیدگی بشه و البته مجالی پیش بیاد تا زیپ قصاردونی آرواره‌ی آقاجواد باز بشه و آقا، به تعریف و تمجید از این حرکت و اینکه باید چنین باشد و چنان باشد و غیره بپردازه!

اما چندروزیست که روزنامه‌ی اعتماد، دست به انتقادهای سفت و سختی زده که البته حرف دل همه‌ی ماست و جناب گزارشگر رو به جواب دادن واداشته.

امیرقادری در شماره‌ی دوشنبه‌ این هفته با توپ پر، خطاب به ضرغامی رییس صداوسیما نوشته:

…حرفي که مي خواهم بزنم شايد در نگاه اول موضوع کم اهميتي به نظر برسد ولي باور کنيد در درازمدت ما را به عنوان «تماشاگران ارجمند» تلويزيون تان به جنون رسانده است. مي خواهم درباره آقاي جواد خياباني با شما حرف بزنم… خصلت اصلي و اساسي اش اين است که وقتي پشت تريبون قرار مي گيرد جوري رفتار مي کند که انگار مدير روابط عمومي و بلندگوي سياست هاي نظام است. مثلاً حالا بايد از تيم ملي حمايت کند. حالا بايد انتقاد کند. حالا بايد براي پيروزي يک تيم حنجره اش را پاره کند. حالا بايد دوستي و برابري و برادري را بين بازيکن هاي دو تيم تبليغ کند. حالا بايد مروج ارزش ها باشد. حالا بايد شکست ها را به رخ بکشد. حالا بايد شکست ها را توجيه کند.
مشکل اينجاست که در مورد آقاي جواد خياباني به نظر مي رسد هيچ چيز از هيجان اش، نظرهايش، حرف هايش از خودش نيست. اين وقتي معلوم مي شود که دارد فوتبال خارجي گزارش مي کند. کم پيش مي آيد که واقعاً از شوت و پاس و گل خوب هيجان زده شود. هيجان را وقتي بيشتر در صدايش مي بينيم که دارد از مديري، مسوولي، چيزي دعوت مي کند بيايد روي سن. فکرش را بکنيد ليونل مسي دارد از ميان سه بازيکن حريف رد مي شود و ما صداي کليک ماوس آقاي خياباني را مي شنويم که دارد در لپ تاپش دنبال چيزي مي گردد!

سر بازي پرسپوليس- استقلال همين چند روز پيش ديوانه مان کرد. اين آقا يا پرسپوليسي است و براي اينکه رد گم کند اينقدر استقلالي گزارش مي کند يا واقعاً استقلالي است. البته باور کنيد از همين ميزان اشتياق استقبال مي کنيم؛ همين قدر که بدانيم چيزي در دنيا وجود دارد که آقاي خياباني «واقعاً» دوست اش دارد. ولي باور کنيد شنيدن گزارشي اينقدر يکطرفه آدم را ديوانه مي کند؛ آن هم در شرايطي که براي تماشاي بازي نمي شود به هيچ شبکه ديگري پناه برد. مشکل ما را درک کنيد آقاي ضرغامي.فعلاً همين که بتوانيم مشکل آقاي خياباني را حل کنيم براي نسل ما يک موفقيت واقعي است،

این چکیده‌ی حرف‌های امیر قادری بود، اما بخوانید که آقای خیابانی چه جوابیه‌ی باکلاسی نوشته!

khiabani

ايشان بدون ذکر دليل و معياري مرا متهم مي کند که خودم را نماينده نظام مي دانم، در حالي که خودشان به طور صريح به نمايندگي از نسل شان حرف زده اند. من هيچ وقت اين نمايندگي را ادعاي خودم ندانسته ام. خب طبيعي است و حتماً خود ايشان هم مي دانند که در همين نسل خيلي ها به کار بنده علاقه هاي کم و زيادي دارند و مسلماً نظر يک يا چند نفر نمي تواند همه نظرات يک نسل را نمايندگي کند.

سرخپوست خوب، سرخپوست مرده‎ست!
من تابحال نشده با کسی درباره‌ی گزارش‌های آقای خیابانی صحبت‌ کنم و کسی از این گزارش‌ها به نیکی یاد کنه. حالا نمیدونم تو این نسل، (و نه فقط هم‌نسل‌های من و آقای قادری، که یه رنج وسیع سنی!) کی میاد و علاقه نشون میده به آقای خیابانی و گزارش‌هاش، خدا داند!

وقتي ايشان اشاره مي کنند خياباني هيچ وقت به هيچ چيزي علاقه نشان نمي دهد (موضوعي که مطرح کردنش با اين اطمينان قاعدتاً به سال ها همنشيني در زندگي شخصي بستگي دارد)، بايد بدانند لحظه هاي زيادي از گزارش ها و اجراهاي همين دو ماه اخير بنده موجود است که به راحتي خلاف اين را ثابت مي کند. وقتي به شکل نامشخصي مي گويند مسي از بين سه بازيکن رد مي شود و خياباني دارد ماوس را کليک مي کند، بايد بگويند اين اتفاق کي و کجا و سر کدام بازي بوده و بدانند خيلي از اعضاي نسل شان ديده اند که لپ تاپ هاي کنار گزارشگران و لپ تاپ من ماوس فينگرتاچ دارد و کليک کردنش صدا نمي دهد.

این دلیل فینگرتاچ مسخر‌ه‌ترین دست‎آویزیه که کسی می‌تونه مورد استفاده قرار بده تا طرف منتقدش رو مثلاً ضایع کنه. اصولاً اینکه آدمی مثل خیابانی نمی‌تونه بیشتر از نوک دماغش رو ببینه، خیلی جای تعجب نداره. بارها پیش اومده که این اقا وسط گزارش بازی، حواسش رفته به جای دیگه و مثلاً به ثمر رسیدن یه گل، به زور برش می‌گردونه به جو بازی.
جالب اینجاست که عذر بدتر از گناه آقای گزارشگر مبنی بر وجود مثال‌های متعدد نقض، از اون چیزهاییه که بارها از مسئولان رده‌بالای دولتی هم دیدیم و شنیدیم: به کاری که جزو وظیفه یه نفر به حساب میاد منت می‌ذارن. حق ما به عنوان بیننده‌ی یه بازی فوتبال اینه که گزارشگر بازی، بتونه هیجان بازی رو تقویت و به تماشاگر منتقل کنه. حالا اینکه یه نفر گاهی خوشش بیاد این کار رو بکنه و گاهی بی‌خیالش بشه اسمش چیه نمیدونم!

… و من که هم دوره استقلالي داشته ام و هم دوره پرسپوليسي و حالا سال هاست «طرفدار» هيچ کدام شان نيستم اما هر دو را دوست دارم يا در واقع به سرنوشت هر دو اهميت مي دهم، مي خندم و …

اینم به عنوان حسن‌ختامی به توهّمات آاقای گزارشگر که همین چندروز پیش تو برنامه‌ی زنده و در جواب سوالی که ازش پرسیدن طرفدار کدوم تیم هستی گفت:  «نمی‌تونم بگم طرفدار هیچ‌کدوم نیستم چون طرفدار یکی‌شون هستم ولی مصالح شغلی‌م بهم اجازه نمی‌ده که بگم کدوم تیم…»

****

مشکل جواد خياباني فقط اين نيست که گزارشگر بدي است، بلکه به اين دليل ما را کلافه کرده که خودش را حافظ وضع موجود و معلم اخلاق همه مردم اين سرزمين فرض کرده. يکي پيدا نمي شود به او تذکر بدهد که تنها وظيفه اش اين است که به زمين فوتبال نگاه کند و بگويد چه کسي به چه کسي پاس مي دهد و چه کسي گل مي زند و چه کسي تعويض مي شود.

خياباني مثل پدر و مادرهايي است که بچه شان را مجبور مي کنند از صبح تا شب ده جور کار مزخرف انجام دهد و حسابي زجر بکشد تا آخر شب چيزي را که از صبح دلش مي خواسته به او بدهند. خياباني درست مثل آنهاست؛ فوتبال را طوري گزارش مي کند که انگار ارفاقي به ما شده تا يک مسابقه فوتبال را دزدکي تماشا کنيم و حالا بايد حواس مان باشد که در اين شرايط، همه چيزهاي مهم تر از فوتبال را فراموش نکنيم؛ مهرباني، نجابت، دلاوري، خوبي، پاکي، صميميت، صداقت و هزار چيز ديگر که وقتي او اينقدر تکرارشان مي کند، از همه شان منزجر مي شويم.

این مطلب تند و تیزی رو حسین معززی‌نیا، در همون صفحه‌ی جوابیه اقای گزارشگر به مطلب امیر قادری نوشته و گذاشته تا یادمان بماند که فردوسی‎پورها چقدر قابل احترامند.

در همین رابطه، از همین وبلاگ:

از افاضات یک خیابانی

نکته‌هایی برای ثبت در تاریخ

مشترک مطالب توهم‌نامه شوید

Advertisements

گفت‌و‌گو‌ها

9 thoughts on “توهّمات آقای گزارشگر

  1. dame shoma va hadoye on montagheda garm

    Posted by hozhabrkhani | 2008/10/09, 14:59
  2. البته بعید میدونم که این چند وقته در گزارش های چیزی رو به نفع استقلال یا به ضرر پرسپولیس بگه.
    چون قبل از بازی دربی , استقلالی ها حسابی از خجالتش دراومدن ولی پرسپولیسی ها کلی تشویقش کردن.

    Posted by سروش | 2008/10/09, 20:43
  3. به نظر میرسه آقای خیابانی شدیداً استقلالی باشن.

    Posted by Endless Love | 2008/10/10, 06:20
  4. تایید میشه.
    بد جوری استقلالیه.
    بعد از اینکه کرمی گل رو زد خیابانی داشت پس می افتاد.

    Aamir:☺بیشتر وقتی برهانی گل زد زبونش بند اومد بود از خوشحالی!!

    Posted by lulu | 2008/10/11, 02:10
  5. اینکه حالا استقلالی باشه یا پرسپولیسی اصلا مهم نیست خیلی از گزارشگر ها تعلق خاطر دارند ولی اینکه با حرفهای بی خودش و گزارشهای پر اشکالش اعصاب بیننده رو بهم می ریزه یه چیز دیگه ای امیدوارم مسئولین نظارت بیشتری روی اینجور گزارشگرها داشته باشند هرچند همه می دونیم چرا از این آقا اینقدر حمایت می شه

    Aamir:◄خوب البته… اون قضیه که فقط یه بهونه ست.
    راستی چرا انقدر حمایت میشه؟!!

    Posted by یه فوتبال دوست | 2008/10/11, 03:46
  6. دقیقه 48 ، بعد از گل استقلال ، خیابانی : » امیر قلعه نویی موفق میشه این دربی رو با پیروزی پشت سر بگذاره »
    دقیقه 88 ، بعد از گل پرسپولیس ، باز هم خیابانی : » هنوز تا پایان بازی وقت زیادی مونده !!!»

    Aamir:◄خیلی نکته ی جالبی بود. از این کارا کم نداره و ظاهراً هم ابایی از اینکه خودشو استقلالی نشون بده نداره فقط تنش خورده به تن بقیه صداوسیمایی ها که دروغ و دورویی شعارشونه!

    Posted by shadi | 2008/10/11, 03:48
  7. خداییش دمتون گرم . من که امیدوارم تا میتونید این کارو ادامه بدید تا این خیابانی کودن احمق دست از اینکار برداره. آقا نمیدونید تو خونه ما هر وقت این خیابانی گزارش میکنه ما صدای تلویزیون را کلا قطع میکنیم تا چرندیات این مرتیکه کودن رو گوش ندیم. یه بار تو یه جمعی یکی از گزارشگرای مطرح رو دیدم میخواستم بهش بگم جوونه مادرت اگه این خیابانی رو می بینی بهش بگو خفه شه ما راحت شیم از دستش ولی دیدم پیش همکارش خوب نیست و اصلا ممکنه اونم بهش نگه و بیفایده باشه
    باور کنید وقتی تو جام جهانی این مردک افتاد رو تخته بیمارستان آی ما خوشحال شدیم. تا حالا از مریضی هیچ کس انقدر ذوق نکرده بودیم
    به هر حال بهترین راه ادامه دادن همین روش انتقاده
    این کامنت رو هم واسه این نوشتم که کمکی کرده باشم

    Aamir:◄ البته برای روحیه من و بقیه دوستانی که میان اینجا، کمک خیلی خوبیه، ولی بعیده که کک کسی تو اون سازمان بی در و پیکر صداوسیما بگزه!

    Posted by mani | 2008/10/11, 05:05
  8. اميدوارم ديگر هيچوقت صداي خياباني رو نشنويم. با گزارش‌هاي ناقص، بي‌دقت، غيركارشناسانه، و سرشار از جملات بي‌سروته و اظهارنظرهاي غيرمنطقي، جانبدارانه و پاچه‌خورانه‌اش و منتي كه هر بار به‌طور مكرر بابت تلاش خالصانه! همكارانشان در صدا و سيما بر سر ملت مي‌گذارند.

    Posted by عليرضا | 2008/10/12, 20:54

Trackbacks/Pingbacks

  1. بازتاب: links for 2008-10-11 | نیم خط وحید » انعکاس لینکهای جالب و خواندنی روز - 2008/10/12

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

کافه‌توهم را از فید دنبال کنید

نویسندگان:

Enter your email address to subscribe to this blog and receive notifications of new posts by email.

به 80 مشترک دیگر بپیوندید

لایک خور


لینک‌های خوشمزه

RSS لینک‌دونی گودری دوستان

  • خطایی رخ داد! احتمالا خوراک از کار افتاده. بعدا دوباره تلاش کنید.