//
you're reading...
شخصی

یک بازی وبلاگی: « خودمانی‌ها…»


▒  خیلی وقتها به این فکر میکنم که ای کاش میشد کمی بازتر فکر کنم؛ همینقدری که بشود راجع به چیزهایی که محکوم به فکر کردن بهشان هستیم، کمی تامل کنم. برای روشن کردن اذهان عمومی باید بگویم که اصولاً از آن دسته آدمهایی هستم که سرشان گرم چیزهای خیلی پرت و پلایی است که بهشان سرگرمی یا به قول فرنگی‌ها فان گفته میشود. انقدر که دیگر یادم نمی‌آید برای چه زندگی میکنم و برای چه آمده‌ام و آمدنم بهر چه هدف مزخرقی بوده است؟
کمی مصمم ترم که از این به بعد ، یک جورهایی به این وجه قضیه هم نگاه کنم. حداقل سال جدید را با نام سال تفکر و تعمق شروع کنم. کی به کی است؟ هرکسی یک اسمی می‌گذارد و یه عده دیگر توی بوق میکنند که امسال باید چه‌میدانم، شکوفا بشویم و نوآوری از خودمان در کنیم! ما هم برای خودمان می‌گوییم و بوقش هم با خودمان. شاید دیگران را هم همراه کردیم…

▒ ▒ کت قهوه‌ایم را که از رامسر چندسال پیش خریده‌‌ام ، هنوز دلم نمی‌آید زیاد اینور آنور بپوشم. یک‌جور پرستیژ الکی دارد که همراهش مارک اعتماد به‌نفس هم خورده است. دارم فکر میکنم حالا که امسال حال و پول خرج کردن یک ست ژیگولی احمقانه برای عید را ندارم، این یکی برای خودش غنیمتی است. می‌ماند فکرهایی که مردم با خودشان میکنند که این یارو چقدر تکراری است! هروقت دیده‌امش همین را پوشیده.  دخترها که جای خودشان…

راستش این پست، شروع نوعی از نوشته‌ها در این وبلاگه که به نوعی یه بازی وبلاگی محسوب میشه. بازی‌ای که گاربینو با خلاقیت جالبی راه انداخته و البته من خودم رو توش شرکت دادم! قوانین این بازی نیمچه‌ادبی به این صورته که یه آهنگ میذاری و در مدت پخش اون آهنگ، هر موضوعی که به ذهنت میرسه رو شروع میکنی به نوشتنش و میری تا جایی که آهنگ به پایان میرسه. آهنگ بعدی، متن بعدی. به نظرم اومد، خیلی می‌تونه تو تقویت داستان‌کوتاه نویسی کمک کنه. ضمن اینکه شما هم به عنوان خواننده‌های احتمالی! میتونید داستان‌های احتمالاً نیمه‌تموم رو به دلخواه خودتون تموم کنید.

من دیگه کسی رو اختصاصاً دعوت نمیکنم. تمام کسانی که این مطلب رو میخونند دعوت هستند. ببینیم شما چیکار میکنید!

▒ ▒ ▒ مرد، کنار خیابان ایستاده بود و  از شدت سرما دستش رو توی جیب اورکتش فرو کرده بود و قیافه‌اش نشان نمیداد که قصد داشته باشد که آنها را به‌هیچ‌وجه بیرون بیاورد. فکر کردم الان که بخواهد تاکسی بگیرد، مجبور میشود که برای اینکه در تاکسی را باز کند، نظرش را عوض کند. بعد فکر کردم که اگر آنقدر در بیرون نیاوردن آنها مصمم باشد، در ماشین را چطور باز میکند. از زیر کتش سعی میکند دکمه در پیکان را فشار بدهد؟ شاید؛ تازه اگر بتواند! اما اگر تاکسی‌ای که جلوی پایش ترمز میزند، از این ماشین قراضه‌های جدید باشد که دستگیره درشان را باید بالا بدهی، آنوقت چطور؟ یعنی میشود که بیخیال این ماشین بشود و منتظر یکی از همان تاکسی‌های نرمالی که میشود درشان را راحت باز کرد، شود؟ اصلاً حالا گیرم که نشست توی ماشین. چطوری کرایه‌ی تاکسی راحساب می‌کند…؟

 

▒ ▒ ▓ توهم‌نامه را از طریق فید دنبال کنید.

Advertisements

گفت‌و‌گو‌ها

7 thoughts on “یک بازی وبلاگی: « خودمانی‌ها…»

  1. کار جالبیه…
    شما که دعوت منا رد کردی… ولی من دعوت شما را قبول میکنم.
    منتها این کار دو ایراد داره …
    الف: اگر در نظر بگیریم که همه راست میگویند:
    1- مدت زمان یک آهنگ از یک دقیقه تا ده دقیقه متفاوت است. که انصاف نیست.
    2-سرعت تایپ یکی 1 کیلید برثانیه دیگری 8 کیلید برثانیه. که اختلاف فاحشی دارد.
    3-بعضی از افراد حین گوش دادن آهنگ حواسشان به آهنگ پرت میشود.ولی بعضیها تازه بهتر حواسشان جمع میشود.

    ب : مسلم است که خیلیا دروغ میگویند.

    به زودی منم مینویسم و به شما ارجاع میدم.
    —————————-
    ÃMIR:◙اولاً: ما دعوت کسی رو رد نکردیم. چه هولی… . هروقت گفتم نمیام اونوقت بیا یقه مو بگیر!
    دوما: قرار نیست که راستش رو بگی که…داستان باید بگی پسرجان. داستان هم میتونه علمی تخیلی باشه. میتونه هم از واقعیت گرفته شده باشه. من هردو مدلش رو اینجا آوردم.

    Posted by Reza | 2009/03/17, 00:19
  2. این خیلی ظلمه … آخه سیستم من کارت صداش قطع شده
    :((:((
    —————–
    Ãmir:▒ اصلاً به سیستم نیست. اصلش اینه که ام پی تری بذاری تو گوشت!!

    Posted by آی دا | 2009/03/17, 00:29
  3. در مورد اون کتت هم باید بگم که من هم یه مانتو دارم که اگر روم می شد شبا هم باهاش می خوابیدم … اینقده دوسش دارم ، راستی این لیبل اعتماد به نفس بیشتر رو لوازم آرایشایی خوبی هم داره
    !
    ———-
    آمیر:◙ والا من از این قسم موارد اعتماد به نفس‌دهی استفاده نکرده م تا حالا. ببین اگه موثره برم طرفشون؟!

    Posted by آی دا | 2009/03/17, 01:07
  4. جالبه.. فروردین امسال فکر می‌کردم امسال دیگه جدی جدی سال نوآوری و شکوفایی‌مه! از قضا (اینجوری می‌نویسن دیگه؟) سال قهوه‌ای شدن‌مان از آب در آمد!!!
    ————–
    Ãmir◙قهوه ای مد ساله. شما حرص نخور. همه ما قهوه ای میشیم یه روزی…

    Posted by پریسا | 2009/03/17, 02:00
  5. سلام امیر جان
    ببین من الان هر چی فکر میکنم فقط قضیه مسعود و خاله شهلا میاد تو ذهنم(توضیح کامل در )
    😆
    مشکل نداره در این رابطه باشه؟!

    —————–
    Ãmir:◙من نگرفتم جریان رو راستش…! چیه این؟!

    Posted by شاهین | 2009/03/17, 22:43
  6. در لحظه ی تحویل و دگر گشتن سال
    با سبزه و تنگ ماهی و آب زلال
    بر بوی گلی که بشکفد از تو مرا
    مانند نسیم می پرم ،بی پرو بال

    پیشاپیش سال نو و فرارسیدن نوروز باستانی را به همه دوستان دیده و نادیده ام تبریک می گم .
    «فرزاد حسنی » از صمیم قلب صحت و تندرستی و موفقیت همه شما عزیزان را در سال جدید آرزو می کند و امیدوار است سال آتی سالی سبز و با شکوه و سرشار از خیر و برکت و به دور از جنگ و خشونت را شاهد باشیم .آنچه در این پست می خوانید آخرین پست من در سال 87 است که یاداشتی است شخصی در احوالات 30 ساله شدن و روز تولدم …خوشحالم می کنید اگر کامل و تا به آخر بخونید و نظرتون رو بدونم …..لینک وبلاگ :

    http://talkhzibast.persianblog.ir/

    Posted by فرزاد حسنی | 2009/03/19, 03:09
  7. و باز نسیم گوارای گیسوان مشک بوی، بته های گلاب را با آهنگ موزون تکان می‌دهد تا با لاله‌ی خوش عذار و نرگس و ریحان و گل های دشتی همزمان جوانه زنند و ترانه عشق را به گوش عشاق برسانند و آنگاه در چمن‌ها و دشت و دمن طوفان برپا کنند.

    ذهنتان زیبا٬ دلتان خوش٬ لبتان خندان

    نوروز مبارک

    Posted by دست نوشته / یاسر کمالی نژاد | 2009/03/19, 12:58

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

کافه‌توهم را از فید دنبال کنید

نویسندگان:

Enter your email address to subscribe to this blog and receive notifications of new posts by email.

به 80 مشترک دیگر بپیوندید

لایک خور


لینک‌های خوشمزه

RSS لینک‌دونی گودری دوستان

  • خطایی رخ داد! احتمالا خوراک از کار افتاده. بعدا دوباره تلاش کنید.