//
you're reading...
اینترنت, شخصی

خوب…حالا که چی؟!


1 – این فیس بوک، جاییست توی مایه های جنگل آمازون! ملت از سیکل تا دکترا ریخته‌ند توش و برای همدیگه قمپزهای روزمره در میکنند! من که از خیلی وقت پیش عضو بودم و بعد هم گذاشتم به همان حال بماند. تا اینکه زد و از قیلتر درش آوردند، بعد یکهو دیدیم شده بهشت متعالی روی زمین! انگار که انقلاب شده باشد و همه‌چی آزاد…ملت ما هم بی‌جنبه…!
ما هم جزو بیجنبه‌های فیس‌بوک ندیده‌، ریختیم وسط!!

2  – رفته‌ام کلاس زبان پشت خونه‌، به خانمه میگم من دوماه پیش تافل امتحان دادم، 90 گرفتم و الان میخوام یه کلاس مکالمه شرکت کنم که اوضاعم از این که هست بی‌ریخت‌تر نشه؛ برمی‌گرده به من میگه، فردا تشریف بیارین برای تعیین سطح…!!

3 – کارم شده صبح برو سرکار تا پنج بعدازظهر، بعد بیا و برنامه‌ی روزانه‌ی تکراری هفته رو اجرا بکن. به این صورت:

الف – دو روز در هفته می‌رویم پیش دکترجان فیزیو که حالی بدهد به کت و کولم! امروز  اولین سال مصدومیت کوفتی‌ای بود که سر یه تصمیم نابخردانه – فوتبال بازی کردن بعد از دوسال، اونم بدون گرم کردن –  یقه‌مان را گرفت! سر راه رفتم قنادی، یه کیلو شیرینی تر گرفتم به مناسبت همین منظور!
ب – اگر اتفاق خاصی نیفتد، یکروز در هفته، فیلم سینمایی می‌بینم. حالا یا نوع خارجی‌ش رو توی خونه و پای مانیتور 15 اینچ، یا نوع وطنی‌ش رو توی سینما. اگه اتفاقی نیفته، سه‌شنبه، توی سینما پردیس می‌بینیمتان!
ج – دو روز در هفته، یک سریال می‌بینم که احتمالاً هیچ‌کس از شما اسمش را هم نشنیده: Pushing Daisies. یک کمدی جنایی فانتزی کم‌نظیر که کلی هم جایزه‌ی Emmy Awards داده‌ند بهش.
د – هفت‌روز در هفته، یک سریال می‌بینم که دل همه‌تون بسوزد که شما الان آخرهاش هستید و من اول‌هاش: Prison Break. فعلاً که اپیزود چهاردهم پونزدهم از فصل اول رو می‌ببینم. به شدت هم حرص می‌خورم که چرا قسمت بعدی رو زودتر دانلود نکرده‌م که پشت‌بند این یکی، بشینم پای اون!!
ه – هر دوروز یه‌بار می‌نشینم فکر می‌کنم که امروز دیگه یه پست توپ می‌دم که سرم رو بتونم بیارم بالا و بگم هی.. مردم! من هنوز هم مطالب وبلاگم ارزش خونده‌ شوندن رو دارن…بهتون چیز یاد میده… بعد یه کم که تو اینترنت میگردم دنبال یه موضوع درست حسابی و پیدا نمیکنم، بی‌خیال پست توپ می‌شم و نتیجه میشه همینی که الان می‌خونید!
و – آخر شب هم می‌شینم سریال Early Edition یا همون «دربرابر آینده» رو که از اینترنت گرفتم تماشا میکنم و بعدش به این فکر می‌کنم که، خوب…حالا که چی؟!!

selection_119_42

توهم‌ را از فید دنبال کنید

Advertisements

گفت‌و‌گو‌ها

9 thoughts on “خوب…حالا که چی؟!

  1. خیلی حال جالبیه. یه جایی خواندم که اگر مردم در بی حوصلیگیشان عمیق بشوند میتوانند خیلی چیزها را درک کنند. درست یا غلط موضوع اینه که این روزگار حتما تا آخرین روز زندگی یک سرگرمی هست که باعث بشود به بی حوصلگی فکر نکنی.

    Posted by eclatsilence | 2009/04/12, 23:47
  2. مرسی از تو و طرز نوشتنت. خوشمان آمد بسی هم

    Posted by محمد | 2009/04/13, 01:51
  3. خوب … حالا که چی (جدا؟!) ؟!
    دلم هوا سریال دیدن کرد… 🙂 مخصوصا با این تعریف ویژه ای که از پریزن بریک کرده بودی

    Posted by رضا.ب | 2009/04/13, 22:40
  4. اتفاقن! از صبح میرم شرکت، تا ساعت 6 یا 6 و نیم. میام. اینترنت. .چیزچرخ. فلیم میبینم. دی وی دی. می خوابم. دوباره صبح از اول. هیچی هم از خودم نمی پرسم.
    خوبی تو؟ خوش میگذره؟!؟!؟

    Posted by امید | 2009/04/15, 21:30
  5. بله خوب سريال ببين…لاست و ديدي احيانا؟ 24 و چي؟ راستي قرار بود اسم اينجارو عوض كني چي شد ؟

    Posted by Mr.Chocolate | 2009/04/15, 23:29

Trackbacks/Pingbacks

  1. بازتاب: سایت تخصصی موبایل - نرم افزار - فیلم - موسیقی » Blog Archive » خوب…حالا که چی؟! - 2009/04/13

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

کافه‌توهم را از فید دنبال کنید

نویسندگان:

Enter your email address to subscribe to this blog and receive notifications of new posts by email.

به 80 مشترک دیگر بپیوندید

لایک خور


لینک‌های خوشمزه

RSS لینک‌دونی گودری دوستان

  • خطایی رخ داد! احتمالا خوراک از کار افتاده. بعدا دوباره تلاش کنید.