//
you're reading...
سینمای جهان

پسر کو نشان از پدر؟!



مدتی قبل خبری خوندم راجع به ساخته شدن یک کارتون ژاپنی دیگه از میازاکی. خبر رو که دقیقتر خوندم متوجه شدم که جمله اشتباهی نوشته شده. درستش این بود: یک کارتون ژاپنی از یک میازاکی دیگر. خوتدن یکی دو خط بعدترش کافی بود تا متوجه بشم جریان چیه. گورو میازاکی، پسر هایائو میازاکی، انیمیشن‌ساز مشهور و نابغه‌ی سینمای ژاپن داره اولین انیمیشنش رو میسازه و سبک و سیاق همون آثار پدرش رو هم دنبال کرده. خوب…خبر واقعاً خوبیه که بدونی خالق آثاری تماشایی مثل شهر اشباح (Spirited Away), قلعه متحرک هاول (Hawl’s Moving Castle) و ….  یه جانشین خودش رو انتخاب کرده و خیال طرفدارانش رو از بابت دلتنگ نشدن برای شاهکارهاش راحت کرده. اونم وقتی که متوجه بشی که ساخت این اثر توسط مایزاکی پسر، به پیشنهاد میازاکی پدر بوده و در واقع تاییدی بر استعداد گورو میازاکی محسوب می‌شده. بنابراین، خیلی غیرمنطقی نیست که با همون ذوق و شوق فیلم‌های هایائو میازاکی، منتظر بدست آوردن نسخه‌ی دست‌ساز پسر بودم تا ببینم آیا گورو میازاکی واقعاً میتونه در آینده، خلا آثار ماندنی پدرش رو پر کنه یا نه.

051609_1614_1.jpgافسانه‌هایی از دریا زمین

گورو میازاکی
محصول ژاپن – 2006
115 دقیقه

طوفانی غیرقابل پیش‌بینی، سفر یک کشتی و سرنشینانش را در دریا دچار مخاطره میکند. این آغازییست بر تیره‌روزی‌های مردم منطقه‌ی دریازمین. مدت کوتاهی بعد از این اتفاق، حاکم شهر توسط پسرش،  آرن که از نظر نزدیکان او نوجوانی خجالتی‌ست به قتل میرسد. آرن بعد از دزدیدن شمشیر پدرش، به سمت مقصد نامعلومی فرار میکند. در میانه راه، با مردی به نام اسپاروهاک آشنا میشود که معلوم میشود جادوگری چیره‌دست اما معتقد به اصول انسانی است.  آرن به مرور شیفته‌ی رفتار اسپاروهاک میشود و به همراه وی به خانه‌ی یکی از دوستان او که زنی به نام تنار است و به همراه دختری به نام ترو در مزرعه ای کوچک زندگی میکنند. آرن قبلاً، ترو را از دست برده‌داران بی‌رحم شهر نجات داده اما با واکنش سرد او روبرو شده بوده. این رابطه‌ی سرد بین این دو ادامه دارد تا زمانی که کوب، جادوگر خبیثی که به دنبال زندگی ابدیست در تلاش برای رسیدن به خواسته‌هایش ، تنار و آرن را می‌دزدد و نبرد نابرابری را با اسپاروهاوک آغاز می‌کند….

روایت فیلم، داستان سنگین و پر از اشاره‌های فلسفیه که به نظر من در قالب یه انیمیشن دو ساعته جا نمی‌افتند. در واقع، تمایل کارگردان به پشت سرهم ردیف کردن جملاتی که هیچ سنخیتی با نوع فیلم و کاراکترهای خلق شده اون ندارند، باعث شده که ندونیم که با چه دیدی فیلم رو تماشا کنیم. یعنی، مخاطب فیلم اصلاً معلوم نیست. ضرب‌آهنگ فیلم برای مخاطب عام خیلی کند و بیحاله و انتظار مخاطب خاص هم در هیچ حالتی برآورده نمیشه. مخاطبان خاص شامل مخاطبان آثار هایائو میازاکی و مخاطبان آثار لی‌گویین (نویسنده رمانی که فیلم بر اساس اون ساخته شده ) و مخاطبان انیمه (کارتون‌های ژآپنی) هستند.

گورو میازاکی تلاش کرده تا در عین حال که استقلال خودش رو از آثار پدرش حفظ میکنه، هماهنگی ایده‌های انیمیشن‌سازی‌شو با کارهای هایائو هم به نمایش بذاره. اما در عمل، موفق به انجام هیچ‌کدوم از این دو کار نشده و اثری مخلوط و ناهمگون رو تحویل بیننده میده. ارتباط بین بخش‌ها و لوکیشن‌های مختلف، اصلاً منطقی و باورپذیر نیست و بعضی‌جاها خیلی توی ذوق می‌زنه.

لی‌گوئن، نویسنده‌ی رمان معتقده که دستاوردهای فیلم از نظر تصویری، قابل توجهه اما از تغییراتی که در داستان بوجود اومده به شدت گله‌منده. نویسنده‌ی «همسایه‌ی من توتورو» که اونهم در اواسط دهه 80 توسط هایائو میازاکی به فیلم برگردونده شد بر این باوره که اقتباس سینمایی افسانه‌های دریا زمین به خوبی اثر اول درنیومده و بیشتر تمرکز این اثر بر صحنه‌های خشونت استوار شده.… کسانی که فیلم کودکانه ولی جذاب توتّورو رو دیده باشند احتمالاً انتقاد نویسنده‌ی اون رو می‌تونن کاملاً موجه و به جا بدونند.

051609_1614_2.jpg

فیلم از نظر طرفداران اثار انیمه، قطعاً چیزی برای گفتن نداره. گرچه آثار میازاکی پدر، همگی از دسته کارتون‌های کلاسیک نقاشی با دست به حساب میان، اما از غنای رنگی و تصویری بهره می‌برند؛ چیزی که افسانه‌های دریا زمین از اون بی‌بهره‌ست. از جزئیات دقیق و تماشایی مثلاً شهر اشباح، در فیلم گورو هیچ خبری نیست. طراحی تک‌تک سکانس‌های فیلم، آدم رو یاد کارتون‌های دهه 60 شمسی که توی  تلویزیون می‌دیدم میندازه.  (چیزی که شاید فقط برای دلخوشی نوستالژیک بودنشان، نقطه مثبتی برای این کارتون به حساب بیاد!). متحرک‌سازی ناشیانه‌ی گورو میازاکی شاید بزرگترین ضربه به فیلم و داستانش باشه.

اما مشکلات فیلم فقط همینجا تموم نمیشه! شخصیت‎های فیلم یک‌جورهایی خیلی بی‌هویت هستند. از اول تا آخرهای فیلم، هیچ منطقی در رفتار اونا نمی‌شه پیدا کرد. اشارات ریز کارگردان به نگرش‌ فرهنگ ژاپنی هم بدتر کار را برای تماشاگر غیرژاپنی خراب‌تر می‌کنه. کاری که هایائو میازاکی با پرنسس مونونوکه و تا حدودی شهر اشباح تونست به زیبایی انجام بده و فرهنگ و طرز تفکر شرقی رو به نمایش بذاره، پسرش از انجامش کاملاً عاجز می‌مونه. فیلم هرچه به پایانش نزدیک‌تر میشه، منطق جاشو به اکشن و پرزرق و برق کردن سکانس‌ها میده. در واقع تنها چیزی که تو این لحظات فیلم باعث میشه که تماشاگر تا پایان همراه فیلم بمونه، اضافه شدن کمی از عنصر هیجان و دلهره به فیلمه که جریان فیلم رو سریعتر جلو میبره. با این وجود، حتی در لحظاتی که مثلاً قراره اوج فیلم باشه هم، هیچ کششی برای تماشاگر ایجاد نمیشه و در نتیجه کاراکترها و رفتارشون برای بیننده، خیلی احمقانه جلوه می‌کنند.

‌مایه‌ی داستانی افسانه‌های دریازمین، داستان رقابت همیشگی خیر و شر، اینبار برای حفظ ثبات دنیاست. پیام اصلی انیمیشن، اینه که استفاده نادرست از قدرت، میتونه تعادل زندگی انسان‌ها رو بهم بزنه و تلاش برای رسیدن به زندگی جاودانی، مفهوم  واقعی زندگی رو از بین میره چون وقتی مرگی وجود نداشته باشه، زندگی هم بی‌معنی خواهد بود. این پیام، یکی از متداول‌ترین موضوعات موردتوجه فرهنگ ژاپن به حساب میاد و درباره‌ش فیلم‌های زیادی هم ساخته شده. موضوعی که البته اگر بتونه تو یه قالب درست بیان بشه، مطمئناً موضوع جذاب و قابل توجهی برای اندیشیدن و لذت بردن از فلسفه‌ی پشت این دیدگاه میتونه باشه. اما افسانه‌های دریازمین، نتونسته این وظیفه رو به درستی به انجام برسونه.

در نهایت، اثری که میتونست با یک کارگردانی درست، به خلق شاهکاری مثل پرنسس مونونوکه منجر بشه، بین یک داستان دراماتیک و حماسی معلق می‌مونه. گورو میازاکی خیلی تلاش کرده تا پیام فلسفی داستان رو به درستی به تماشاگر منتقل کنه اما به همه  دلایلی که گفتم، از انجامش بازمیمونه. در واقع بزرگترین نقطه ضعف فیلم اینه که مسئولیت یک کار بزرگ بر روی شانه‌های کسی گذاشته شد که هنوز برای حمل کردنش آماده نشده بود (به نقل از سایت لی‌گوئن).

با این حال بازم باید منتظر بمونیم تا شاید آثار آینده‌ی این کارگردان تازه‌کار بتونه ذره‌ای از نبوغ هایائو میازاکی رو به نمایش بذاره و تماشاگران رو راضی از پای تماشای فیلم بلند کنه.

سفر به یک دنیای پیچیده‌ی پیچیده: نگاهی به کارتون قلعه‌ی متحرک هاول

شهر اشباح

پرنسس مونونوکه: شاهکار انیمیشن‌های دنیا


کافه توهم
را از طریق فید دنبال کنید.


Advertisements

گفت‌و‌گو‌ها

2 thoughts on “پسر کو نشان از پدر؟!

  1. آخ جون کارتون!

    Posted by کوچه باغ | 2009/05/17, 15:41
  2. این بزرگترین و تاثیر گذار ترین انیمیشن موجود در بازار (از نظر من) هستش که شاید بشه گفت بزرگترین کار استودیو قیبلی و میازاکی در بخش مخاطبین بزرگسال هم هست.
    این یعنی معرکه واقعی.
    تا حالا 50/60 بار دیدم و هر بار لذت بردم.

    Posted by بهروز | 2010/08/26, 10:19

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

کافه‌توهم را از فید دنبال کنید

نویسندگان:

Enter your email address to subscribe to this blog and receive notifications of new posts by email.

به 80 مشترک دیگر بپیوندید

لایک خور


لینک‌های خوشمزه

RSS لینک‌دونی گودری دوستان

  • خطایی رخ داد! احتمالا خوراک از کار افتاده. بعدا دوباره تلاش کنید.