//
you're reading...
سفرنامه, شخصی

اروپانامه – قسمت سوم


روند اتفاقات برای من خیلی سریع پیش میروند و کلی اتفاق افتاده  و نیفتاده از دستم در. (میروند) بنابراین چیزهایی که مینویسم رو نمیدونم واقعاً اتفاق افتاده ند یا نه!

                                  umbrella460

بدقول‌ها…

یک خانه یافتیم پشت در مدرسه مان (من نمیگم. این چیزیه که مردم اینجا به دانشگاه اطلاق میکنند. شاید هم واقعاً همه مون رو گول مالیده ند و مسترز آو فلان، فقط تیتر خود رشته مونه!)نگذاشتن که تا خود اول سپتامبر که دیروز باشد بیایم توش که، میگفتند قرارداد تا اون موقع حاضر نمیشه. گفتیم چشم! میمونیم توی هاستل و پولمان حلالشان یه ماست میوه‌ای هم رویش! ولی فکر نکنید که اینجا هم همه چیزشون سروقت و برنامه ست ها…! قرارداد کجا بود؟!…ولی خوب فرقش اینه که سر همون اول برج که گفته بودند کلید رو دادند بهم رفتیم نشستیم تو آلونکمان!… امروز هم قرارداد رو دادند ببرم پولش رو بدم.

اینترنوشنال رومانس…

دو تا همخانه ای دارم بهتر از جان! یکی شان از سمت سنگاپور تشریف آوردن و از هر سه جمله ای که حرف میزنند دوتاش رو باید دوبله کنید تا یک چیزی از تویش دربیاید. اون یکی باز بهتره و از اروپای شرقی دو قدم پاشدن آمدن اینور. هرکسی را برای خودش اتاقیست و کاری به کار هم نداریم، خیلی رومانتیک!

پیتزای قورمه سبزی

اینجا چیزی که توی بورس سوپرمارکتها فراوانه، پاکت های یک لیتری یوقورت توت فرنگی و گلابی و گل قرمز و غیره ست. کسی هم نیست بگه که آخه ماست هم چیزیه که تو این حجم بذارید برای خرید؟ یکجور وعده غذایی معمول که حتی خوردنش با کورن فلکس هم مدل دارد!

و خداوند، اسراف کنندگان را….

رفتیم سر جلسه اول کلاس، اولش که وارد شدم فکر کردم اشتباهی وارد کلاس آموزش فیلمبرداری و تکنیک های کارگردانی پیشرفته شده  م؛ بس که از در و دیوار و سقف، دوربین و بلندگو و پروژکتور و این لامپ های خارجی آویزون بود و اون جلو هم چهارتا پرده بزرگ پروجکشن گذاشته بودند که روی هرکدوم یه چیزی در حال پخش شدن بود. استاد هم اون کنار وایستاده بود و جلوش هم چهارتا LCD کنار هم. دیدم که تیتر درس خودمون اومده روی پرده، مطمئن شدم که اینا هنوز برای اصلاح الگوی مصرف توجیه نشده‌ند و باید انقلاب رو صادر کنیم براشون! حیف که خانوم اونجا بود!!

کلاسیک فانتزی

باد و  باران میاید همچین اساسی که چتر هم کفاف نمیده. مثل این فیلم‌های کمدی چتر به اون گندگی رو سر و ته میکنه که اگه به یه ستونی چیزی نچسبی خودت را هم میبرد!

Subscribe to Feed توهم رو از طریق فید دنبال کنید

ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Mohandes :: Del.icio.us :: Digg :: Stumble :: Furl :: Friendfeed :: Twitthis :: Facebook

گفت‌و‌گو‌ها

5 thoughts on “اروپانامه – قسمت سوم

  1. حالا اینا خیلی چیزا مونده که باید از آمریکایی ها یاد بگیرن

    Posted by Calabros | 2009/09/02, 18:38
  2. یوقورت میخور که واسه استحکام استخون ها هم خوبه

    Posted by سروش | 2009/09/04, 11:18
  3. 🙂
    خوبی پسر جون ؟؟
    شرایط جدیدو دوست داری؟؟

    Posted by اسما | 2009/09/05, 07:17
  4. بنویس که داری خوب می نویسی!
    عکس چی شد پس؟ نمی گی ما سوئد ندیده ها می خوایم ببینیم خب!

    Posted by سینتیا | 2009/09/06, 23:55

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

کافه‌توهم را از فید دنبال کنید

نویسندگان:

Enter your email address to subscribe to this blog and receive notifications of new posts by email.

به 80 مشترک دیگر بپیوندید

لایک خور


لینک‌های خوشمزه

RSS لینک‌دونی گودری دوستان

  • خطایی رخ داد! احتمالا خوراک از کار افتاده. بعدا دوباره تلاش کنید.