//
you're reading...
سفرنامه, شخصی

مشت نمونه خروار هستند ایشون!


یکی از مزایای تو فرنگ زندگی کردن اینه که ایرونی‌هایی که باهاشون سلام علیک داری یا حداقل رفت و آمد داری، یه نمونه مشت هستند از خروار خروار رفتارهای عجیب غریبی که به خاطر زندگی کردن به مدت طولانی تو محیط، بهشون عادت کردی و یه جورایی بیتفاوت شدی.

یکی دوسه هفته پیش، تو یه مراسم شام غیررسمی که با دانشجوهای همرشته‌ای و استادامون داشتیم، یکی دو تا از این رفتارها رو به چشم دیدم. تو کلاس 15 16 نفری ما، من به همراه سه نفر ایرانی دیگه حضور خیلی فعالی از خودمون درکرده یم! اونروز تو این مهمونی شام، همه داشتند خیلی پازتیو (یا همون مثبت!) راجع به آینده و بکگراند همدیگه و چیزای مشابه حرف میزدند ؛ یکی از بچه های سال بالایی از کشور اسلواکی هم از تجربیات سال گذشته ش برامون تعریف میکرد که یهو یکی از ایرونی های مورد بحث، نه گذاشت نه برداشت برگشت گفت من دانشگاه های اسلواکی رو چک کرده م، ولی هیچ رشته ای که به انگلیسی تدریس بشه پیدا نکردم. چراااااآ اینجوریه اونجا؟!!

حالا این بدبخت رو بگین  مونده وسط حرفای دیگه، این سوال بی سر و ته و غیرمنطقی چیه که ازش پرسیدن و از اونطرف هم بقیه حاضرین در اتاق با نگاه‌های شگفت‌زده دارن به طرفین دعوا نگاه میکنن! تو اون لحظه فقط سرم رو انداختم پایین که یعنی من با این آقاهه هیچ نسبتی ندارم!

ده دقیقه بعد، صحبت کشیده شد به روزه و ماه رمضون و اینکه چرا دو سه نفر ته اتاق هیچی نمیخورن. یکی از پاکستانی‌هایی که که روزه بود، گقت که چهارروز دیگه مونده تا عید بشه و بتونیم بخور بخور راه بندازیم. یهو دیدم (شنیدم) از پشت سرم یکی از دخترای ایرونی که از قضا در حال خوردن هم بود گفت نه چهار روز دیگه نیست، فرداست!! حالا منو میگین از همه جا بیخبر که اصلاً کی ماه رمضون بوده کی عاشورا! برگشتم یه نگاهی به این کردم، یه نگاهی به اون که بابا چطوری میشه ددو تا کشور همسایه چهار روز با هم اختلاف داشته باشن که متوجه شدم این بنده خدا، عید فطر رو با روز قدس اشتباه گرفته! اما مگه بی‎‌خیال میشد….! “ آره، رمضون که تموم میشه، فرداش یه جشن باشکوه تو کشور من برگزار میشه که من خیلی دوست دارم! اصلاً ماه رمضون رو خیلی دوست دارم! همه جمع میشن دور هم و جشن میگیرن!”
(حالا فکر کنین جمع همه دانشجوهای مسترز با استادایی که اصلاً نمیدونن جریان از چه قراره نشستن و دارن مناظره یک نفره این دوست ما را تماشا میکنند. حالا گیریم که مهمونی اینفورماله، اما یه جورایی مسخره ست که انقدر رومانتیک راجع به چیزی که اصلاً درست هم نیست حرف بزنی)

– شما از کدوم کشور میای؟

– ایرااان!

– آها!

و بدین سان برای دومین بار روم رو کردم اونور که یعنی من؟ ایشون؟ به جا نمیارم!!

کیس سوم: ناهارخوری. با یکی از دوستای ایرانی‌م تو صف وایساده‌یم. یکی دیگه از بچه‌های ایرونی میاد و با من سلام و احوالپرسی میکنه و بعد هم رو میکنه به دو تا دختر جلوییم و به فارسی باهاشون خوش و بش! تا حالا ندیده ‌بودمشون ولی تا زمانی که تو صف هستند برنمیگردند که یه سلام خشک و خالی بدن! آخه چقدر… اخه؟>! (محض اطلاع، اینجا خیلی ایرانی زیاد نیست. بنابراین دیدن آدم های جدید نیازمند پیشامدهای خاصه!)

از این دست اتفاقات زیاد میافته اینجا. ولی نکته خیلی جالب اینجاست که از هر نمونه از اخلاق های خاص ایرونی، اینجا یه مدلش پیدا میشه! یه آینه تمام قد از جامعه ای که توش زندگی کرده‌یم. جالب تر اینجاست که تنها ایرونی‌هایی که واقعاً باهاشون احساس آسایش و ثبات خاطر میکنی اونایین که سالهاست اینجا زندگی کرده ند و یا از کودکی اینجا بوده‌ند  که کم هم نیستند. کاملاً حل شده ن تو جریان سیال فرهنگ اینجایی ها.

خلاصه اینکه این تمایز نوک تیز فرهنگی، گاهی وقتا روی روان ماست! هیچ کاری هم نمیشه واسه ش انجامم داد. باید سوخت و ساخت…

گفت‌و‌گو‌ها

9 thoughts on “مشت نمونه خروار هستند ایشون!

  1. باز اونا اصالت ایرانیشون رو حفظ کردن!

    Posted by شبستان | 2009/10/01, 07:10
  2. ذوب شدگی زمان می بره .. صبر باید.

    Posted by Calabros | 2009/10/01, 09:19
  3. «از کوزه همان برون تراود که در اوست»!

    بالاخره ایرانی جماعت (بلا نسبت شما) باید یه جوری ایرانی بودن خودشو هوار بزنه دیگه, خدا بهت صبر بده!

    Posted by Hey jud | 2009/10/01, 17:19
    • ما هم به نوعی برای دیگران مایه عذابیم! خدا به همه صبر بده!

      Posted by Ãmir | 2009/10/01, 20:37
  4. ,ولی من تجربه‌ام کاملا متفاوت. یک جورهایی انگار کسایی که اینجا مدت زیادیه زندگی می کنن آدمهای راکدی شدن. گاهی اوقات با ایرانی هایی که تو ایران می‌شناختم که مقایسه‌شون می‌کنم متاسف می‌شم از اینکه توی این دنیای اطلاعاتی که بهش دسترسی دارند اینقدر عقب‌اند. نمی‌دونم چطوری توضیح بدم!

    Posted by کافه نسبیت | 2009/10/01, 20:14
    • متوجه منظورت هستم. بالاخره شرایط جوامع مختلف با هم فرق میکنه و علاقه ها متفاوته… منظورم اینه که شرایط ایرونی های داخل ایران اینجور ایجاب میکنه که خودشون رو به آپدیت نگه دارند . اینوری ها آرامش طلب تر هستند.

      Posted by Ãmir | 2009/10/01, 20:35
  5. زیاد دقت کن

    Posted by سروش | 2009/10/03, 14:15
  6. چرند بود…

    Posted by Cyberia | 2009/10/05, 09:23

کافه‌توهم را از فید دنبال کنید

نویسندگان:

Enter your email address to subscribe to this blog and receive notifications of new posts by email.

به 80 مشترک دیگر بپیوندید

لایک خور


لینک‌های خوشمزه

RSS لینک‌دونی گودری دوستان

  • خطایی رخ داد! احتمالا خوراک از کار افتاده. بعدا دوباره تلاش کنید.