//
you're reading...
مینیمال

این خراشهای روحی


حالی برای دنبال کردن اوضاع سیاسی مملکت باقی نمونده. البته ربطی به فصل امتحانات نداره!‌ از طرفی صحبت‌های تکراری آدم‌های ریز و درشت از نماینده‌ی مستعفی تهران تا رهبر در قالب “برخورد قاطع” با و از طرف دیگه‌، خوندن نوشته‌ها و کامنت‌های آدم‌های لاتعقلی مثل نویسنده‌ی وبلاگ آهستان و بیشتر طرفداران فاسد و بی‌چاک و دهن نوشته‌های او، آدم رو به جایی می‌رسونه که احساس می‌کنه که اصولاً حتی فکر کردن راجع به این مسائل هم مسبب خراش‌های عمیق روحی‌ست. تحلیل‌های شگفت‌انگیز طرفداران دولت و نظام در مورد حوادثی که نمی‌شود بیش‌تر از یک‌جور ازشان برداشت داشته باشی،‌ مثل ساختگی بودن فیلم وانت‌های میدون ولی‌عصر و بازیگر بودن ندا آقاسلطان و دروغ بودن مرگ او، رسماً آرواره‌ی آدم رو روی زمین پهن می‌کنند. از انطرف هم که اتفاقات دیگه‌ای مثل تغییر رویه‌ی بوضوح بودار تلویزیون در واکنش به اتفاقات اخیر و ماجراهای مرتضوی و حسینیان و غیره و غیره، اوضاع رو بیشتر پیچیده کرده. نظرات به شدت متفاوت آدم‌های درون جنبش سبز، دیدگاه‌های اغلب تندی که وجود دارند و البته در عمل هم خودشون رو مثل بعضی از اتفاقات روز عاشورا نشون میدن، از همه نگران‌کننده‌تره. همه‌ی رشته‌ها به شکل پیچیده‌ای در هم و در سیاست تنیده شده‌اند و حتی سر یه بازی فوتبال ملی هم اثر خودشون رو نشون میدن. آدم دیگه نمی‌دونه کی با کیه. قطبی و شریفی‌نیا و هدیه‌ تهرانی رو به از همین الان گذاشته‌ایم اونور خط‌کشی. ارتباطات اینترنتی تقریباً قطعه، BBC و VOA عملاً برای خارج از کشور،‌برنامه پخش می‌کنند و باید واقعیت رو پذیرفت که دولت، عملاً کنترل جریان ارتباطات رو تا حد زیادی (خیلی بیشتر از دو ماه پیش) بدست گرفته. تیغ تیز فیل-ت ر، حتی وبلاگ‌های شخصی (مثل لنگ‌دراز) رو هم بی‌نصیب نگذاشته.

گاهی‌وقتا فکر می‌کنم همه چیز این اتفاقات از همون قبل از انتخابات، برنامه‌ریزی شده بوده؛ این که چطور و با چه جزئیاتی اجرا بشه، نه. نظریه‌ی ترسناکی که ممکنه تا حدی هم غیرمعقول به نظر بیاد، اما نمی‌شه به کلی ردش کرد. همین ماجرای برنامه‌ی نود و حرف‌های دادکان و وقتی که به او دادند تا همه‌جور حرفی رو بزنه،‌ شک آدم رو به همه‌چیز بیشتر می‌شه.

دوست ندارم حرف از ناامیدی بزنم. چیزهای امیدوارکننده‌ای هنوز وجود دارن که اتحاد خوب بین معترضین رو بروز بدن. آخریش قراره مثلاً تحریم فیلم اخراجی‌ها باشه!

rss-basic-icon

Advertisements

گفت‌و‌گو‌ها

8 thoughts on “این خراشهای روحی

  1. جمعاً با حرفات موافقم.
    ممکنه خیلی هاشم حرفه دل خیلی ها باشه.
    ولی من یه چیزی رو می دونم اگه بخواد تغییر کلی ایجادبشه چند سالی طول می کشه و خیلی سنگین تموم می شه (امیدوارم این تیکه آخرشو بگیری) . چون آدمای باهوشی پشت قضایا هستن.
    توو روز تاسوعا به شخصه حرکات بدی از طرف دارای «قرمه سبزی» دیدم که توو روز عاشورا به کمال رسید .
    داستانه برنامه ریزی از قبلتم قبول دارم .یعنی بهش معتقدم! گفتم آدمای باهوشی پشت قضایا هستن که این قدر سریع پیش رفت می کنن.

    Posted by هومن | 2010/01/09, 18:00
  2. اره راست میگی… منم خسته‌ام. واقعا آدم چقدر میتونه تحمل کنه مگه؟؟

    Posted by رضا.ب | 2010/01/10, 10:07
  3. سیاست یعنی همین … کثیف و اعصاب خورد کن … ولی اگه بکشیم کنار و سعی نکنیم حق رو از ناحق تشخیص بدیم یه وقت چشممون رو باز می کنیم می بینیم حق جلومون بود و گردش رو زدیم اونوقت دیگه کار از کار گذشته. هر طرفی که هستی واسم مهم نیست مهم اینه بدونی حق کجاس و پاش وایسی. عین مرد … (تعریف دیگه ای واسه مرد سراغ ندارم)

    Posted by غلامحسین ت. | 2010/01/11, 14:32
  4. واقعا دیگه حالی برای دنبال کردنش باقی نمونده

    Posted by Miel | 2010/01/11, 21:47
  5. خدا صبرمون بده ……………..

    Posted by Fatemeh | 2010/01/20, 20:27

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

کافه‌توهم را از فید دنبال کنید

نویسندگان:

Enter your email address to subscribe to this blog and receive notifications of new posts by email.

به 80 مشترک دیگر بپیوندید

لایک خور


لینک‌های خوشمزه

RSS لینک‌دونی گودری دوستان

  • خطایی رخ داد! احتمالا خوراک از کار افتاده. بعدا دوباره تلاش کنید.