//
you're reading...
ورزش

در جهنم…


از روزی که قطبی در مراسم تحلیف ا.ن شرکت کرد، انتقادهای ریز و درشت از طرف سبزها به سمتش سرازیر شد و یک لحظه هم آرومش نذاشت. نتایج پرنوسان و بعضاً ضعیفی که تیم ملی در بازی های زیرنظر او انجیام داده هم مزید بر علت شده تا او، ‌جایگاهش رو به عنوان یکی از محبوب‌ترین مربیان سالیان اخیر ورزش ایران از دست بده. اینها به اضافه‌ی این مصاحبه‌ی آخر او بعد از بازی با سنگاپور که از ورود دعواهای “جناحی” به ورزش انتقاد کرده بود،‌ البته بدیهیه که هر آدم دیگری رو هم دچار چنین افت جایگاهی در نزد دوست‌دارانش میکنه. اما چند نکته هست که دوست دارم اینجا عنوان کنم که حداقل اگر بعدها بهمون لقب بی‌انصاف بدن، بتونیم معترض باشیم که هر دو جنبه خوب و بد رو هم درنظر داشته‌ایم:

اول اینکه باید قبول کنیم که حضور قطبی در مراسم تحلیف، به  معنی امضای قرارداد شفاهی ادامه‌ی کار او با تیم ملی ایران بوده. یعنی اگر از اون کار، سر باز می‌زد، بدون‌شک امروز در حال غر زدن به مربی دیگری روی نیمکت ایران بودیم. اینکه انتخاب او به دلایل سیاسی انجام شد بر هیچ‌کس پوشیده نیست. بنابراین سیاست، در نگه‌داشتن او هم حرف اول رو می‌زنه. یا به قول دادکان، شما فکر می‌کنید قطبی رو به خاطر قابلیت‌هاش آورده‌اند؟

انتخاب کنید: دایی، قلعه‌نوعی، علی پروین، منصور ابراهیم‌زاده، همایون شاهرخی، مایلی‌کهن.
کدوم از این آدم‌ها به نیمکت تیم‌ملی، شخصیت داده‌ند؟

دوم اینکه، شما این رو در نظر بگیرید که قبل از انتخاب او به عنوان سرمربی، قشر اصولگرای جامعه با شخصیت آدمی به نام افشین قطبی مشکل داشتند و به نوعی معارض تمام ارزش‌هاشون میدونستند که یک ایرانی- آمریکایی که سی سال در ایران نبوده، هیچ حقی برای نشستن روی نیمکت تیم ملی نداره. حالا تصور کنید که بعد از تغییر رویه‌ی حجم زیادی از سبزها و جبهه گرفتن اونا در مقابل قطبی، او دیگه عملاً کسی رو در طرف خودش نمی‌بینه که در برد و باخت‌ها شریک او بشن. یادتون نره که همین مربی بود که تونست قرمزهای پایتخت رو بعد از مدت‌ها قهرمان کنه و ورزشگاه‌ها رو مملو از طرفدارانی که تیمشون و مربی اونو دوست داشتند. شادی‌های متفاوت قطبی مثل مصاحبه‌ها و شخصیتش،‌ یکی از نکات جذابی بوده که همه از او به خاطر دارند. در تیم ملی این شادی‌ها به شکل مشخصی کمتر شده و یا وجهه‌ی سنگین‌تری به خودش گرفته. شاید قطبی از هر مربی دیگری که در چندسال اخیر رو نیمکت ایران نشسته بهتر می‌دونه که یک مربی بین‌المللی چطور باید برخورد کنه و چه وقاری باید از خودش نشون بده. حالا وقتی که بعد از زدن گلی که این چندساله کمتر تو فوتبال ایران دیدیم، قطبی اونطور بازیکنان جوان تیمش رو مورد تشویق و تحسین قرار میده و بعد جناب مهاجرانی در یک صحبت بچگانه، اون شادی رو زیر سوال می‌بره،‌ این تردید بوجود میاد که اون صحبت نه از روی دلسوزی،‌و بلکه به خاطر مسائلی غیرفوتبالی به زبون آورده شده.

gh 

مطلب سوم و آخر اینکه همه معتقدند که قطبی تغییری کرده. برای زندگی با اخلاق خاص ایرانی و وضعیت در هم پیچیده‌ی همه‌ی جنبه‌های زندگی ایرونی در هم، فکر می‌کنم خیلی بی‌انصافی باشه که انتظار داشته باشیم کسی که سال‌ها خارج از ایران زندگی کرده،‌ سعی نکنه که مثل ایرانی‌ها فکر کنه. حتی می‌شد دید که برانکو ایوانکوویچ از سال سومی که در ایران بود به بعد،‌ چقدر مثل ایرونی‌ها صحبت می‌کرد. اما، مهم اینه که طرز تفکر آدم‌ها تغییرناپذیر بمونه. قطبی هنوز هم به ادبیاتی که داشته وفادار مونده،‌ نگاهی که به مساله‌ی انضباط و رعایت قانون داشته هنوز همون نگاه دو سال پیشه. مساله‌ی شیث رضایی در پرسپولیس رو به یاد بیارید، و اونو با درگیری اخیر کعبی مقایسه کنید. قطبی به شدت مصرّه که امکانات اولیه‌ی فوتبال حرفه‌ای رو “برای رفاه بازیکنانش” فراهم کنه. فکر نکنم کسی یادش رفته باشه که دلیلی که قطبی رو بعد از رها کردن پرسپولیس  بعد از قهرمانی با پرسپولیس عنوان کرد، چی بوده؛ اینکه امکاناتی رو که باشگاه قول داده بود در اختیار ما قرار ندادند. در تیم ملی هم، او درخواست هواپیمای اختصاصی درجه یک برای پروازهای تیم ملی رو کرد. چیزی که در عرف بین‌المللی یکی از مهمترین مسائلیه که باید رعایت بشه. با وجود اینکه به مذاق خیلی از ما خوش نیومد، او از دخالت‌های سیاسی به فوتبال انتقاد کرد و حرفی رو زد که فکر نکنم هیچ‌کس باهاش مخالف باشه. اینکه این چیزها فوتبال رو نابود می‌کنه… اونوقت یک عده، میان سر بازی رسمی تیم ملی و شعار افشین کودتاچی سر میدن و عکس ضربدر خورده‌ی او را بالا میبرند! و اونوقت انتظار دارند که تیم ملی کشورشون نتیجه بگیره. واقعاً برای این آدم‌ها متاسفم!

می‌دونم که پیش خودتون می‌گید که کسی که خودش وارد بازی سیاسی شد، نمی‌تونه به دیگران بگه که سیاست رو وارد فوتبال نکنند. اما باز هم یادتون باشه که قطبی خودش وارد سیاست نشد. دیگران او رو وارد این عرصه کردند. کاری که به قول دادکان، انجام شد تا محبوبیتش رو ازش بگیرند. کاری که تخصص آدم‌های این حکومته. هرکسی رو که بالاتر از خودشون ببینند خراب می‌کنند تا بتونند به حکمرانی‌شون ادامه بدن. قطبی، به عنوان فارسی‌زبانی که کمترین تجربه رو در برخورد با ان فرهنگ داشته، با اعمال اونها و بعضاً‌ تصمیمات خودش بیشترین آسیب رو دیده.  تصمیماتی که اگر هرجای دیگری در دنیا بود، یا اصولاً نیازی به گرفتنش نبود (مثل حضور در مراسم تحلیف رییس‌‌ دولت)، و یا می‌شد جور دیگری گرفت.

کمی منصف باشیم. اگر قراره که ما هم همون برخوردی رو داشته باشیم که آدم‌های دولتی دارند، چه‌فرقی با اونها داریم؟

rss-basic-icon

Advertisements

گفت‌و‌گو‌ها

16 thoughts on “در جهنم…

  1. koon lisi basse

    Posted by hosein | 2010/01/10, 13:34
  2. مرگ بر قطبی

    Posted by m | 2010/01/10, 13:43
    • یعنی چقدر ملت خودشون رو جر دادند که نگیم مرگ بر… اونوقتت یکی میاد انقدر راحت از این کلمه استفاده میکنه

      Posted by Ãmir | 2010/01/10, 13:45
  3. من هم مانده ام که چرا جوانان ما با این مربی ورزشی چنین میکنند. آقای قطبی یک مربی فوتبال است و بس. از او هم باید تنها یک انتظار داشته باشیم که برای سربلندی این مردم و این کشور تلاش کند. همین و بس. باید یاد بگیریم که بر عکس حاکمان ظالم ایران بین سیاست و دیگر عرصه های زندگی مردم تفاوت بگذاریم. امیدوارم که جوانان ما بیش از این به آقای قطبی بد نکنند و به او فرصت خدمت گذاری در عرصه ورزشی را بدهند. متشکرم.

    Posted by جهان | 2010/01/10, 13:56
  4. من فکر می کنم باید تفاوت گذاشت بین قطبی وچاپلوسانی از قماش رضا زاده وشریفی نیا .من کاملن با شما موافقم که از قطبی سواستفاده شد بدون اینکه خودش کاملا آگاه باشد دارد چکار می کند وچشم بسته به مسلخ گاه برده شد ما نباید سعی کنیم او را طرد کنیم .خود من بیشتر عمرم را درخارج گذرانده ام وقطبی مثل پسر من می ماند که درخارج بزرگ شده است .که با چه عشق و علاقه ای می خواهد به کشورش خدمت کند .به نظرمن او فرصت طلب ویا جاه طلب نیست .وسعی کنیم به کمپ جنبش سبز هدایتش کنیم نه او را بخاطر یک اشتباه به آن طرف هل بدهیم .او درست می گوید از سیاست چیز زیادی نمی داند.واین مائیم که بایداز همین حالا میزان عدالت باشیم برای آینده روشن فردای ایران آزاد.

    Posted by mohammad | 2010/01/10, 14:28
    • ای کاش این جماعت سبزنما هم کمی مثل شما فکر میکردند. جداً برای آینده ی این مملکت نگرانتر از همیشه م.

      Posted by Ãmir | 2010/01/10, 14:37
  5. به نکات خوبی اشاره کردی . قطبی آدم موفقیه و من مطمئنم که به اهدافش خواهد رسید.
    و این سبزنماها هم با این حرکاتشون نشون دادن که واقعاً تفکر آگاهانه ای راجع به مسائل ندارند و فقط جو گیر شدن لازم است و بس!
    این لیستی هم که دادی اکثرشون در تایم های مشخصی کارشون رو آغاز کردن و فراز/ فرودهای زیادی داشتن و با اعمال فشار از بالا/پائین بهشون،و یه سری بازی ها که سرشون درآوردن/ درگیر اون شدن، مجبور به ترک این صندلی بی وفا شدند/کردند.

    Posted by هومن | 2010/01/10, 15:25
  6. http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=8810121035
    من فکم افتاد خدائیش ، نشون می ده که چه مغزهای متوهمی توو جامعه در حاله زیستنن!!!!

    Posted by هومن | 2010/01/10, 15:56
  7. وااااااای معذرت اصلاً حواسم نبود دارم توو توهم کامنت می دم. یعنی الان بهت توهین شده؟؟
    5 سال حبس داره ها!؟ (تووایران) می بخشی یابرم زندان؟

    Posted by هومن | 2010/01/10, 19:58
  8. نمی خوای مطلب جدید بنوییسی؟مردیم بابا هر روز میام سر می زنم . می بینم خبری ازت نیست. یه تکون به خودت بده تنبل (البته اگه به درست مربوط میشه که کلاً بچسب به درست )

    Posted by هومن | 2010/01/14, 20:26
  9. شما يك جورايي درست ميگي . ولي چه كنيم كه اين قطبي ديگه واسمون قطبي قبلي نميشه

    Posted by آقاي دال | 2010/01/15, 00:38

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

کافه‌توهم را از فید دنبال کنید

نویسندگان:

Enter your email address to subscribe to this blog and receive notifications of new posts by email.

به 80 مشترک دیگر بپیوندید

لایک خور


لینک‌های خوشمزه

RSS لینک‌دونی گودری دوستان

  • خطایی رخ داد! احتمالا خوراک از کار افتاده. بعدا دوباره تلاش کنید.