//
you're reading...
شخصی

880323-6:30AM


18 خرداد پارسال، حول و حوش ساعت 4 از سر کار زدم بیرون وسط شلوغی‌های طرفدارای احمدی‌نژاد. تو اون ساعت، با  مینی‌بوس ها و سواری‌ها و غیره شلوغش کرده بودند. شرحش رو پارسال نوشتم که چه چیزایی دیدم.  مدتی طول کشید تا برسم به ولیعصر؛ یه چیزی حدود یه ساعت از عباس‎‌آباد تا سر فاطمی. وقت دندون‌پزشکی داشتم.  نیم ساعت اونجا بودم و اومدم بیرون. جمعیت به طرز قابل ملاحظه‌ای زیاد شده بود. از فاطمی تا میدان ولی‌عصر، عملاً امکان اینکه دو تا ماشین همزمان از کنار هم رد بشن وجود نداشت. سوژه بود برای عکاسی، اما انقدر که جمعیت زیاد بود، عملاً چیزی به غیر از سر و کله‌ی آدم‌ها، گیر دوربینم نمیومد. فستیوالی بود برای خودش! ساعتی از پیاده‌روی‌م بین جمعیت گذشت تا یاد تجمع طرفداران دولت افتادم. یه لحظه، دچار نگرانی شدیدی شدم  از اینکه نکنه نتیجه‌ی انتخابات اون چیزی نباشه که این جمعیت سبز انتظارش رو دارند. چی به سرشون میاد از سرخوردگی وحشتناکی که در اون صورت، گریبانشون رو میگیره و اتفاقاتی ممکنه بیفته که هیچ‌کس انتظارش رو نداشته باشه… اما به خودم گفتم که اجازه‌ی چنین تجمعی، مسلماً برای هدفی داده شده که سر مردم، برای چندسال بیشتر گرم بشه! این بود که دیگه بهش فکر نکردم.

راه افتادم از ولیعصر به سمت هفت‌تیر، اینجا ترافیک روونتر بود، اما تو یکی دو قسمت از خیابون کریمخان، می‌شد دسته‌های طرفداران جناح‌های مختلف رو دید. بخصوص یه جا که دولتی‌ها از طرف هفت‌تیر، تو لاین مخالف در حرکت بودند و تقابلشون با ضد دولتی‌ها که البته خیلی جالب نبود و درگیری‌های لفظی، خبر از تقابل‌های شدیدتری در آینده می‌دادند… به هفت تیر که رسیدم سوار مترو شدم و ایستگاه میرداماد پیاده شدم. اون موقع، هنوز آخرین ایستگاه خط دو بود. ساعت 8.00 وارد صف طولانی آدمهایی شدم که منتظر تاکسی‌های پاسداران بودند. یه چیزی حدود سی و پنج شش نفر… آدمهایی با همه جور طرز تفکر. بعد از بیست دقیقه و وقتی فقط یه تاکسی بیشتر نیومده بود، بهتر دیدم وارد بحث دو سه نفری بشم که در حمایت از احمدی‌نژاد، داد سخن سر داده بودند! به نظر میرسید اون روز رو تو مصلی گذرونده بودند تا کاندیدای محبوبشون براشون سخنرانی کنه. اتفاقی که البته هیچ‌وقت نیفتاد و آقای دکتر حتی سر وعده‌هاش به طرفدارانش هم نموند. اما، هرچه بود بهانه‌ای به دست اونها داده بود تا از خیل عظیم جمعیتی حرف بزنند که تو مصلی جمع شده بودند و اطمینانی که از نتیجه‌ی انتخابات دو سه روز بعدش حاصل کرده بودند. برای من‌ی که زنجیر سبز معروف رو از عباس‌اباد تا ولی‌عصر متر کرده بودم و البته همون روز شنیده بودم که انتهای زنجیر به تجریش رسیده، ادعای اون گروه دو سه نفری هرچقدر هم که جمعیت داخل مصلی زیاد بودند، قابل‌پذیرش نبود. توجیه اول من، این بود که خیلی از اون جمعیت، از شهرهای اطراف به مصلی آورده شده بودند. اما اون بحث، نهایتاً بحثی نبود که به نتیجه‌ای برسه، بنابراین بعد از بیست دقیقه، عطایش را به بقیه کسانی که وارد بحث شده بودند بخشیدم تا به کار مهمتری مثل منتظر شدن برای تاکسی برسم! تاکسی‌ای که البته هیچ‌وقت نیومد!

ساعت نه و نیم، خسته و درمونده، به همراه یکی دو نفر دیگه راه افتادیم تا خیابان‌های قفل شده اون ساعت تهران رو پیاده گز کنیم. یکی از همراهان، مرد مسنی بود در حدود 55 که با لحن خیلی جدی (و تا حدی ترسناک) صحبت از نتیجه‌ی از قبل تعیین شده‌ای میکرد که منجر به کودتای نظامی و ریاست مادام‌العمر احمدی‌نژاد بر مملکت می‌شد. گو اینکه من فقط گوش می‌دادم و به ناچار، با تکون دادن سرم، صحبت‌های اون رو تصدیق میکردم. واقعیت این بود که علاقه‌ای نداشتم، به واقعیت پیوستن چنین اتفاقی رو پیش خودم مجسم کنم، و خیلی هم بهش باور نداشتم. مهمتر از اون، رسیدن به خونه، هدف اساسی من تو اون دقایق بود و اینکه فکر میکردم محقق شدن این یکی، از پیش‌‌بینی نتیجه انتخابات مشکل‌تر باشه!…اما خوب، حوالی 11:30 شب، اواخر صحبت‌های محسن‌رضایی و احمدی‌نژاد (که بیشترش رو از رادیو گوش کردم)، و در حالیکه از لحن تند رییس دولت نهم علیه رضایی شگفت‌زده بودم، به خونه رسیدم. سه‌شنبه‌ی سختی رو در پیش داشتم… اما، از اون سخت‌تر، شنیدن نتیجه‌ی انتخابات از شبکه‌ی خبر در ساعت شش و نیم صبح روز شنبه بود. … لحظه‌ای که همه‌ی ترس و نگرانی‌های اون چند روز، یک‌جا از جلوی چشمام رد شدند… لحظه‌ای که فهمیدم از اون به بعدش، هیچ چیز مثل قبل نخواهد بود.

Advertisements

گفت‌و‌گو‌ها

One thought on “880323-6:30AM

  1. سکوت رو بهتر می بینم تا صحبت. صبح 23خرداد رو که نتایج رو دیدم هیچوقت یادم نمیره.

    Posted by پدرام | 2010/06/13, 07:59

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

کافه‌توهم را از فید دنبال کنید

نویسندگان:

Enter your email address to subscribe to this blog and receive notifications of new posts by email.

به 80 مشترک دیگر بپیوندید

لایک خور


لینک‌های خوشمزه

RSS لینک‌دونی گودری دوستان

  • خطایی رخ داد! احتمالا خوراک از کار افتاده. بعدا دوباره تلاش کنید.