جشن نیکوکاری
با توجه به نزدیک شدن به تعطیلات زمستانی دانشگاههای سراسر نیمکرهی شمالی، از تمامی دوستان فیسبوکبازی که در طی روزهای آینده به ایران ورود میشوند، ولی به خاطر موارد غیرشرعی و انقلابستیزانه مثل شیر کردن عکس مفتذل نیمه عریان از اوا مندس ، (یا عکس کلاً پوشیدهی مونیکا بلوچی)، فیلمهای مستهجنگ از راهپیماییهای عناصر نامطلوب، تغییر لوگو به عکس تشویشامیز “ور ایز مای ووت؟”، توهین به مسئولین بیربط و سایر موارد مشابه، مچشان گرفته میشود و سینجیم میگردند، دعوت میشود که خاطرات خود از لحظات اولیه ورود به خاک میهن، و حالا یه کم بعد از آن را اینجا و برای دوستان دیگری که قصد دارند که در روزهای آیندهتَرَش به ایران سفر کنند، بازگو نمایند. میدانیم که خیلی پندآموز و شیرین خواهند بود. ثواب هم میکنید.
کلاً از هرگونه شایعهای هم که خالیبندی تابلو باشد هم استقبال میشود.
X-Factor 2009
…پریشب به پایان رسید و طرفداران موسیقی در دنیا رو با یه استعداد فوقالعادهی دیگه آشنا کرد. Joe McElderly، پسر 18 سالهایه که ره صدساله رو یکشبه گذروند و با برنده شدن در رقابت موسیقی X Factor 2009 بریتانیا ، تونست جایزهی 1 میلیون پوندی این رقابت سالانهی موسیقی رو از آن خودش کنه. این جایزه البته بصورت سرمایهگذاری روی اولین آلبوم برندگان مسابقات هرسال به اونا اهدا میشه.
Joe McElderly در فینال مسابقه امسال با کنار گذاشتن Olly Murs و با ترانهی Climb به عنوان برنده مسابقات معرفی شد. ترانهای که چندی پیش با تنظیمی متفاوت در فیلم Hanna Montana اجرا شده بود و اینجا به عنوان اولین آهنگ رسمی برندهی فینال، وارد بازار موسیقی میشد.
Joe McElderly صدای بسیار باز و قدرتمندی داره. نتهای بالا رو خیلی راحت میخونه و وقتی که تو آهنگهاش فریاد میزنه، رسماً مو رو به تن همه شنوندههاش سیخ میکنه! (البته در مقایسه با جذابیت صدای رقیب فینالیستش، شاید در سطح پایینتری قرار بگیره، ما Olly Mars قدرت صدای Joe McElderly رو نداره) Joe در این سری از مسابقات با کمکهای Cheryl Cole، که یکی از خوانندگان پرطرفدار موسیقی پاپ بریتانیا و البته یکی از داوران X-Fator هم هست، تونست راه خودش رو در خوانندگی پیدا کنه و البته در مدت 5 ماه پخش سری ششم از این مسابقات، طرفداران بیشماری در سراسر بریتانیا پیدا کنه و بیش از دو سوم آرای فینال رو از بین نزدیک به 12 میلیون رای به خودش اختصاص بده.
از جمله آهنگهایی که جو، در رقابتهای امسال اجرا کرد، "Sorry Seems To Be The Hardest Word" از التون جان، No Regret از رابی ویلیامز، Sway (مایکل بوبله), Somebody to love (کوئین), She’s out of my life (مایکل جکسون), Could it be magic و Circle of life التون جان و Don’t let the sun از جورج مایکل و التون جان بودند. نکته جالب توجه، همراهی George Michael در این آهنگ آخری روی صحنهی اجرا بود که خیلی به ندرت برای خوانندهی دیگهای پیش میاد.
Simon Cowell تهیهکنندهی برنامه و یکی از چهار داور مسابقات، (و کسی که معمولاً حرف اول و آخر رو میزنه)، با توجه به اینکه یکی از مهمترین تهیهکنندگان موسیقی در آمریکا هم (یکی از داوران شوی American Idol هم هست) به شمار میاد، قصد داره، جو مکالدرلی رو به اونجا ببره تا بازار امریکا رو هم برای او بدست بیاره و از این طریق پسری رو که فقط 18 سال داره، به موفقیتهای جهانی برسونه.
ما گوشامون دراز…
یک عده ای اینها اقلیتند, کوچکند, در مقابل عظمت ملت ایران صفرند…
ببینم این فردوسیپور برنامه تلویزیونی سیاسی نداره؟ … خیلی دلم میخواست زنگ بزنه به این مقام خیلی بالا ، بگه :
“حالا ما گوشامون دراز، بقیه چی؟ ”
یار سوم دبستانی من
یادگیری صرف فعل آینده در گذشته:
1. من پاره نکردم…
2. خودت پاره کردی…
3. او پاره شد….
4. 5.
- ما و شما نداره
6. آخرش آنها پاره میشوند.
همه فایلهای زیپ من…
اگر نصب نکرده بودم این برنامه ی پرکاربرد و رایگان مخصوص باز کردن همه نوع فایلهای فشرده را، خیلی زودتر از اینها میفهمیدم که ویندوز 7، چه قابلیت فوقالعادهای در رایت مستقیم فایلهای ISO روی DVD دارد.

به عبارت آسانفهمتر، از همون شروع کار با ویندوز هفت، این برنامهی PeaZip یا “لوبیازیپ” رو نصب کردم که یه چیزیه تو مایههای WinRar با قابلیتهای اضافهای مثل باز کردن فایلهای آرشیوی tar, 7z , arc و خلاصه هر فرمت فشردهای که تو ویندوز و لینوکس میشناسین و البته نمیشناسین. به قول خودشون، حدود 87 تا الان! روی همه نسخههای 32 و 64 بیت ویندوز و لینوکس نصب میشه و البته میتونین به عنوان یه برنامه ی پرتابل هم ازش استفاده کنید و بدون نصب روی سیستمعامل از قابلیتهاش بهرهمند بشید.
ضمن اینکه میتونید از این برنامه برای شکستن فایلهای ریز و درشت به قطعات کوچکتر و یا سر هم کردن فایلها استفاده کنید، بسیار هم خوب میباشند در این کار!
نکتهی قابل توجه این برنامه اوپنسورس اینه که از انکودینگ UTF-8 استفاده میکنه و بنابراین به راحتی قابل ترجمه به فارسیه. امید است بلایی که شریفیها سر لینوکس آوردند، سر این نیاد که مجبور بشیم، برنامه مجانی رو کلی پول بالاش بدیم،که فارسیشو تهیه کنیم!
راستی، فایلهای ISO رو هم باز میکنه!
… و این همون چیزیه که شاید تو ویندوز 7 خیلی جالبتوجه نباشه. چرا که مکانیسم جدیدی در این ویندوز، این امکان رو به شما میده که این فایلها رو بصورت مستقیم و بدون استفاده از هیچ برنامهی جانبی مثل Magic ISO و غیره، در سوت ثانیه،روی DVD و یا CD رایت کنید. چیزی که من نمیدونستم خوب.
و گفتم که شما هم احیاناً مطلع باشید.
لوبیا زیپ رو اگر تمایل داشتید،از اینجا دانلود کنید.
پیوست: اگر ویندوز هفت دارید، بعد از نصب Peazip روی فایل ISO مورد نظرتون کلیک راست کنید، properties رو انتخاب کنید و بعد روی Open with در وسط کادر باز شده کلیک کنید و از پنجرهی انتخاب برنامه، گزینه Windows Disc Image Burner را بگزینید.
نکتهی کامپیوتری: تیتر این مطلب هیچ ربطی به فیلمهای همهی (همسران و فرزندان و سایر خویشاوندان) من ندارد.
مشترک کافهتوهم شوید
معرفی فیلم: آذر 88
ماه Moon
محصول 2008 انگلستان
کارگردان: Duncan Jones
خلاصه داستان: سم بل، فضانوردیست نزدیک به سهسال را به تنهایی در سفینهای در کرهی ماه گذرانده و تنها همصحبت او Gerty، روبات بسیار هوشمندیست که اداره سفینه را برعهده دارد. امکان ارتباط مستقیم آنها با زمین بر اثر بروز مشکلی وجود ندارد و تنها مسیر ارتباطی آنها، پیامهای ضبطشدهایست که با تاخیری طولانی از زمین به دستشان میرسد. تنها امیدواری سم، نزدیک شدن به پایان دورهی ماموریت سهسالهاش و بازگشتش به همسر و دختر کوچکش در زمین است. او در یکی از آخرین روزهای ماموریت خود و در یکی از سفرهایش به روی سطح ماه دچار حادثه میشود اما با مراقبتهای گرتی سلامت خود را بازمییابد.
از زمین خبر میرسد که گروهی برای رسیدگی به حادثه در روزهای آینده به ماه سفر خواهند کرد. اصرار سم مبنی بر اینکه خودش مشکل را برطرف کند به جایی نمیرسد و او در سفینه محبوس میشود. سم، اما به هرترتیبی شده از سفینه خارج میشود تا وضعیت ماهپیمای حادثهدیده را بررسی کند. اما با صحنهای روبرو میشود که او را به هویت خودش و سازمانی که برایشان کار میکند، مشکوک میکند. با نزدیک شدن به زمان رسیدن گروه زمینی، اتفاقهای عجیبتری بوقوع میپیوندند و سم متوجه میشود که او در سفینه، تنها نیست. بنابراین تصمیم میگیرد که بدون کمک دیگران، به زمین بازگردد.
یک فیلم علمی-تخیلی هنرمندانه و کمخرج که به شدت به تماشاگرش حال میدهد! البته اگه اهل این سبک فیلمها باشید. نکتهی خیلی مهم این فیلم، تکیهی اون بر بازی فقط یک کاراکتر در طول مدت نمایش فیلمه. جدای اینکه در سکانسهایی، شاهد حضور گذرای همسر سم در تخیلات او و یا جریان فیدبکهایی کوتاه هستیم، اما در مجموع، تنها شخصیت انسانی فعال فیلم، همین سم بل (با بازی درخشان Sam Rockwell) هستیم. بااینوجود، تماشاگر از تماشای اصلاً در مدت بیش از یکساعت و نیم کسل نمیشه. البته نمیشه نقش روبات هوشمندی رو که صداپیشگی اون بر عهدهی کوین اسپیسی بوده رو در این مساله انکار کرد. روباتی که در بیشتر زمان فیلم و در کمال شگفتی، شخصیت انسانیای از خودش بروز میده و از این بابت، حتی خودش رو از اونهایی که اون پایین تو زمین، پروژه رو کنترل میکنند هم انسانتر نشون میده. از این جهت، بیش از اینکه با یه فیلم تخیلی طرف باشیم، با یک درام فلسفی روبرو هستیم که خیلی چیزها رو به چالش میکشه.
از اونجایی که این فیلم، خیلی بیسر و صدا اکران شد و حدس میزنم خیلیها ندیدهباشند، ترجیح دادم که اصل داستان را بازگو نکنم. وگرنه که اصلاً با چیزی که دو پاراگراف بالاتر نوشتم، نمیتونید به حوادث غیرمنتظرهای که در جریان فیلم پیش میان، پی ببرید.
برنده بهترین کارگردانی جشنواره آتن.
برنده بهترین بازیگر نقش اول مرد، جشنواره سیاتل و جشنواره فیلم کاتالونیا
بهترین فیلم جشن ادینبورو
بهترین فیلم فانتزی جشنواره Cine فنلاند.
…
-
لینک فیلم در RottenTomatoes با 89 درصد نظرات مثبت.
-
لینک فیلم در IMDB با نمره 8 از 10
-
تیزر این فیلم رو میتونید از این لینک تماشا کنید. (گو اینکه ممکنه داستان فیلم رو تا حدی براتون لو بده.)
منطقه حفاظتی 9 District
محصول 2009 آمریکا
کارگردان: Neill Blomkamp
خلاصه داستان: در سال 1982، یک سفینهی فضایی غولپیکر، آسمان ژوهانسبورگ در آفریقای جنوبی را میپوشاند. اما هیچ نشانهای از فعالیتی که نشاندهندهی حیات در داخل سفینه باشد، دیده نمیشود. اما بعد از گذشت سه ماه، گروهی از انسانها وارد سفینه میشوند و با جمعیت عظیمی از موجودات نیمههوشمند و چندشآوری روبرو میشوند که در شرایط بهداشتی اسفناکی زندگی میکنند. تصمیم گرفته میشود که همهی آنها را به منطقهی حفاظتیای به نام منطقهی 9 در شهر منتقل کنند.
سال 2010 : مردم ژوهانسبورگ به شدت از همزیستی در کنار مهمانان ناخواسته ناراضی هستند و وضعیت بد اقتصادی هم به تنشهای موجود دامن میزند. MNU، سازمانی چندملیتی، که برای ساماندهی به وضعیت بیگانگان تشکیل شده، در تلاش است تا تجهیزات فوقپیشرفتهی نظامی آنها را در اختیار بگیرد. اما به دلیل مجتمع بودن آن با ساختار ژنتیکی بیگانگان، به این هدف نائل نشده اند.
بالاخره تصمیم بر این میشود که بیگانگان را که اکنون حدود 2 میلیون جمعیت دارند، به منطقهی جدیدی در خارج از شهر منتقل کنند. اما مشکل، توضیح این مساله برای بیگانگان و توجیه کردن آنهاست. موجوداتی وحشی که به عبارت دقیق، زبان آدمیزاد حالیشان نمیشود و باید در اکثر موارد با خشونت با آنها رفتار کرد. در این بین، مرد دستو پا چلفتی به نام Wikus سرپرست گروه انتقال میشود. وی که اصرار دارد با گفتگو، بیگانگان را متوجه برنامه و هدفشان کنند، در بازرسی از یکی از آلونکهای بیگانگان، در تماس با نوعی دستگاه دستساز بیگانگان قرار میگیرد و متوجه بروز تغییراتی میشود که زندگیش را برای همیشه تغییر میدهد….
قبل از هر توضیح اضافه باید این مطلب رو عنوان کنم که تهیهکنندهی این فیلم، پیتر جکسونه. کسی که کارگردانی آثار سینمایی پرسروصدایی مثل ارباب حلقهها و کینگکنگ رو انجام داده و حالا جای خودش رو در این فیلم و در مقام کارگردان به نیل بلومکمپ داده. کارگردان جوانی که با وجود سابقهی کم سینمایی، تونسته یک اثر در خور توجه و ماندگار رو در ژانر علمی-تخیلی بسازه. منطقهی حفاظتی 9، با اون شروع مثالزدنی و غافلگیرکنندهاش که به سبک فیلمهای مستند، با ادمهای آگاه و همینطور با نقشاصلی داستان، مصاحبههایی را ترتیب داده، به شکلی غیرمنتظره، تماشاگر را با نوع دیگری از روایت داستان در سبک Science Fiction روبرو میکنه. طنز حسابشدهای هم از همین ابتدای داستان به آن تزریق میکنه تا همهچیز تا بیشترین حد ممکن، واقعی جلوه کنه.
خیلی از فیلمهای سبک علمی تخیلی بودهند که موجودات بدقیافه و چندشاوری رو به خورد بییننده دادهند، اما تعداد کمی از اونها –مثل Aliens – تونستهند نظر کلی تماشاگر رو هم به دست بیارن. اما بیگانگان فیلم D-9 خیلی مشمئز کنندهتر از هر فیلم دیگهای هستند که من یادم میاد. با این وجود، بعد از مدتی از سپری شدن فیلم، نه تنها به وجود اونها عادت میکنیم، بلکه در خیلی از موارد هم براشون دل میسوزونیم و متاسف میشیم. اتفاقی که شاید بشه اونو به عنوان موفقیتی بزرگ برای گروه کارگردانی برشمرد.
اما شاید نکتهی درخشان اثر بلوکمب، اشارههای واضح داستان دی-9 به تفاوتهای آدمهای مختلف با هم و غالب شدن وجه غیرانسانی اونها به وجوه انسانیشونه. فیلم از ابتدا، سادگی و خوشقلب بودن Wikus و پایبند بودن اون به اصول Runnاخلاقی رو زیرسوال میبره و ما رو قانع میکنه که رفتارهای انسانی جایی در محاورات عادی با گروههای به ظاهر سرکش ندارند، اما در پایان، خیلی ساده ما رو از قضاوت زودهنگامی که دراینباره داشتیم، پشیمون میکنه. آنچه که برای بسیاری از آدمها ارزش محسوب میشه، برای بسیاری دیگه، میتونه صرفاً ناهنجاریای محسوب بشه که زودتر باید از سر راه کنار بره. حتی آدمهای خوب هم گاهی در مقابل ارزشهای خودشون بیتفاوت میشن و اونها رو به سادگی نادیده میگیرن. اتفاقی که برای Wikus هم افتاد و او گفتگو رو به عنوان گزینهی همیشگیش، کنار گذاشت و متوسل به خشونت شد.
داستان فیلم بدون شک، نقطه برتری این اثر کمهزینه محسوب میشه؛ پر از اشارات ریز و درشته به وضعیت سیاسی امروز جهان. و البته خوشبختانه، از اون آثاری نیست که محدود به یه زمان خاص بشه. اما با اینوجود، از توضیح بعضی موضوعات مطرحشده عاجز میمونه. تغییرات رفتاری گستردهی شخصیتهای فیلم از یک حدی به بعد، غیرقابل باور میشن و فیلم هرچه بیشتر به پایانش نزدیکتر میشه، از اون فضای فلسفی هوشمندانهای که در بیش از نیم ابتدای فیلم در ساختار تخیلی اون تنیده شده بود، کاسته میشه و بیشتر به سمت فیلمهای بلاکباستری حرکت میکنه.
با وجود این، فیلم سیمیلیون دلاری District-9 با تمام جلوههای تصویری خوشساختش و بدون استفاده کردن از هیچ بازیگر معروفی، هم در گیشه موفق عمل کرده و هم نظر منتقدان و تماشاگران جدیتر سینما رو جلب کرده. به عبارتی، سرمایهگذاری پیتر جکسون به خوبی جواب داده و تونسته، مدتها بعد از Blade Runner، اثری با فضایی مشابه رو به سینما عرضه کنه.
بد نیست بدونید که نیل بلومکمپ، اصلاً اهل آفریقای جنوبیه و قبل از این فیلم، فیلم کوتاهی درست کرده به نام Alive in Juborg که فیلم D9 از روی اون ساخته شده.
-
فیلم District-9 در 250 فیلم برتر تاریخ سایت IMDB، با 8.4 از 10 در ردهی 91 جدول قرار گرفتهست. (اینجا)
-
90 درصد نظر منتقدین هم در سایت rottentomatos مثبت بوده که درصد بالاییه. {اینجا}
-
تیزر این فیلم رو میتونید از این لینک تماشا کنید.
![]()
کافهتوهم را از فید دنبال کنید.
یک و یک و یک…
{صدای تشویق جمعیت : میمون بیا پایین! میمون بیا پایین!!}
یکی از حضار پایین، کمین کرده و همین که دم میمون از دستش دررفت، آن را می گیرد و به پایین می کشد!
{همه می خندند!}
آخرین نظرات