معرفی آهنگ – آذر 88
آهنگها به ترتیب »
1- Come What May
2- Gloomy Sunday
صدای پای امید -3
4- Brand New Day
5- Dying Day
BT: Morning Sun
اگر باکس موسیقی کنار صفحه رو نمیبینید از لینک http://www.box.net/fancies بهش دسترسی پیدا کنید.
1. سال 2001، از یک نظر، سال خوبی برای سینمای جهان و آمریکا بود. چرا که یک اثر موزیکال هنرمندانه به نام مولنروژ به روی پردهی سینماها رفت. نیکول کیدمن و ایوان مکگرگور با بازی در فیلم خوشساخت باز لو
رمن، یکی از نقاط روشن کارنامه بازیگری خودشون رو رقم زدند. در واقع این فیلم بود که ایوان مکگرگور رو به شهرت رسوند. شاید جدای از بازی هوشمندانهی او تو این فیلم، صداش هم خیلی به کمکش اومده باشه. از اون جنس صداهایی که کمتر میشه از خوانندههای امروزی شنید. بسیار باز و پخته که اوج و فرودهای هر آهنگ رو به خوبی میتونه اجرا کنه. نیکول کیدمن هم که تجربهی خوانندگی رو در یک آهنگ به همراه رابی ویلیامز داره، در این فیلم چندین ترانه در سبکهای مختلف رو اجرا میکنه. میتونم بگم که صدای دلنشینی داره، اما آنچنان هم زیبا نیست. مولنروژ، چندین ترانه فوقاالعاده شنیدنی داشت که همه، بازسازی ترانههای معروف آدمهای معروفتری مثل التون جان بودند. از بین این چند ترانه، یکی موفق شد جایزه بهترین موسیقی مراسم گلدنگلاب رو دریافت کنه که من برای شما در باکس موسیقی قرار دادهم. هماهنگی دو بازیگری که اسمشون رو بردم در این آهنگ، به نوعی خارقالعادهست!
تعداد دانلود در زمان نوشتن این پست: 41 نفر (از اول آبان)
2. آهنگ بعدی مربوط به فیلم آلمانی- مجارستانی Gloomy Sunday
سال 1999 و به خوانندگی Heather Nova ست. این آهنگ بر اساس یک آهنگ بسیار معروف مجارستانی ساخته شده. یکی
از عجیبترین آثار کلاسیک دوره مدرن اروپا، به آهنگ خودکشی مجار شهرت داره. دلیلش هم، تعدد خودکشیهایی بوده که همگی بعد از گوشدادن به این آهنگ اتفاق افتادهاند. معروفترین این خودکشیها، مربوط به Rezső Seress، اهنگساز اونه که سی سال بعد از ساختنش اتفاق افتاد. ترجمهی انگلیسی ترانهی مجار گویای علت این خودکشیها هست.
اما از تاریخ که بگذریم و به فیلم Gloomy Sunday اگر برسیم، باید اعتراف کنیم که اثر تکاندهندهای رو ساختهاند. داستان آهنگسازی که در ابتدای جنگ جهانی، آهنگی برای معشوقش میسازه که به نشانهای از مقاومت در برابر نازیها تبدیل میشه. هیتر نووا، خوانندهی تیتراژ پایانی این فیلمه که اون رو با ترانهای متفاوت اما جذاب، روی تم اصلی آهنگ، اجرا کرده. متن این ترانه و ترجمهی نسبتاً جذاب سایت هماواز رو میتونید از این لینک ببینید.
تعداد دانلود تا قبل از نوشتن این پست: 51نفر (4 آبان)
3.
صدای پای امید، ترانهای Single از گروه آریان، تو یکی از پستهای این ماه، مختصری راجع بهش
صحبت کردهم. تم تکراری، سازهای تکراری، حتی موزیکویدیوی تکراری! تابحال کمترین تعداد دانلود رو داشته که احتمالاً از حسی مشابه چیزی که من احساس میکنم نشات میگیره. البته کارهای تازهی این گروه، همیشه تا مدتی جذابیت خودشون رو حفظ میکنند. اما اینیکی یه نکتهی ریز توش هست که یک بیت خیلی سبز توش جا دادهند!:
اما ما میتونیم بازم برگردونیم/ صدای پای امید و تو کوچه غم/ آره من و تو میدونیم که همیشه میتونیم/ دستامونو اگه بدیم به دستای هم. یک Try بهش بدید…پریویو رو برای همین گذاشتهم!
کار قشنگی از آب در اومده… از رو کاورش قضاوت نکنید!
تعداد دانلود تا قبل از نوشتن این پست: 26 نفر (10 آبان)
4.
معذرت میخوام! روم به دیوا
ر! بازم ساوندتراک انتخاب کردهم! قبلاً درباره سریال Lie to Me صحبت کردهم. گو اینکه دوستان گویا نشنیدهبودند، اصلاً تحویل نگرفتتند! اما چیزی که به شدت کیفیت این سریال رو نشون میده، آهنگی جذاب و انرژیک تیتراژ ابتدایی این اثره. Brand New Day، اثر خوانندهای جوان و خوشصداست به نام رایان استار (Ryan Star) که در مدت کوتاهی بعد از شروع پخش سریال، به شدت معروف شد. این اثر در سبک راک اجرا شده و ترانهی شنیدنیای داره:
Dream
Send me a sign
Turn back the clock
Give me some time
I need to break out
And make a new name
Let’s open our eyes
To the brand new day
It’s a brand new day
تعداد دانلود تا قبل از نوشتن این پست: 61 نفر (10 آبان)
5. Brandi Carlile خواننده خوشآتیه آمریکایی که به لطف استفاده از آهنگهاش (بخصوص، ترانه ی Story) در مجموعه تلویزیونی Grey Anatomy معروف شد، ماه پیش آلبوم سوم خودش رو به بازار فرستاد. این آلبوم که قطعاً بهترین آلبوم بین آثار این خوانندهی بیست و هشتساله محسوب میشه ، پختگی او رو در موسیقی به وضوح نشون میده.

صدای دلنشین Brandi در کنار تواناییهای او در نوازندگی گیتار، خیلیها رو شیفتهی آهنگهای او کرده. طرفداران موسیقی Indie / Rock میتونند از بابت اینکه به یکی از کاملترین آلبومهای سال گوش میدن مطمئن باشند، میتونند از دوسه قطعهی بسیار ماندگار مثل قطعهی آغازین آلبوم Looking Out در کنار قطعهی Caroline که التون جان هم به عنوان خوانندهی مهمان در اون همکاری کرده، و همینطور Dying Day که برای دانلود قرار دادهم، لذت ببرند. این قطعه، ترانهی عاشقانه زیباییه که با ملودی شنیدنیای همراه شده که گرچه کمی به آثار راک دهه هشتاد شباهت داره اما ارزشمند و غیرقابل صرفنظره .
+ لینک سایت آمازون برای آلبوم Give up the Ghost
Bonus Track: اصولاً معرفی یشتر از 5 قطعه در ماه، کار جالبی نیست! اما چون از آخرینباری که آهنگی برای دانلود گذاشتم، زمان زیادی میگذشت، Morning Sun، قطعهی آغازین از آلبوم جدید Robbie Williams به نام Reality Killed the video star رو هم به باکس اضافه کردم که به نظرم یکی از قطعات زیبای این البوم به حساب میاد. آلبومی که بهطورکلی، نظر منتقدان رو به خودش جلب و طرفدارانش هم که بسیار راضی کرده. قبلاً راجع رابی ویلیامز بهطور مفصل نوشتهم. میتونید اون نوشته رو از اینجا بخونید. اشتباه نکنم، سومین پستی بود که تو این وبلاگ گذاشتم!
+ لینک سایت آمازون برای آلبوم Reality Killed the video star
امیدوارم برای ماه بعدی، قطعه کم نیارم!
هفتهای که گذشت.
1 – بالاترین، بعد از دوسال و خوردهای داشتن افتخار عضویت بنده، دو روز پیش، حساب من رو بدون دلیل مستدل معلق کردهند. بهانهشان این است که از بالاترین به عنوان وبلاگ استفاده کردهام و بعد هم لینک دادهاند به لینکی که مصداق فوق بوده؛ اما وقتی رو لینک کلیک میکنید میرسید به صفحهای که نوشته به دلیل فلان، این لینک حذف شده است! بعد هم به دوتا ایمیلی که بهشان زدهم و دلیلش را ازشان خواستهام هیچ پاسخی ندادهاند. بعد هم مدعی هستند که دموکراسی را در اِند اِندش دارند رعایت میکنند! (سه تا مانده به اخرین لینکی که دادم، به توئیترم بود و مطلبی راجع به نود این هفته. دو تا لینک آخرم هم که مربوط به یوتیوب بوده. حالا اینکه کجایشان مشکلدار است را شما بیابید! )
من از همینجا از تمام کسانی که دلشان به حال من میسوزد درخواست میکنم یکی یک فحش آبدار، نثار بانی این قضیه بکنند که من دلم خنک بشود! شش روز دیگر که اکانتم باز شد، به کوری چشم بالادارها به تمامتان مثبت صلواتی میدهم!
×××
2- سردار عزیزمحمدی در برنامه نود، از وضع ظاهری بازیکنان انتقاد کرد. او که مدل ریش بعضی از بازیکنان (منظور، امیرآبادی بازیکن استقلاله) رو نمونه تقلید شده از گروههای شیطانپرستانهی امریکایی میدونست و به شدت معتقد بود که منشور اخلاقی، به حریم خصوصی افراد وارد نمیشه، اعلام کرد که ما به ریش بازیکن که تو خونهش کاری نداریم، ولی وقتی میاد تو جامعه باید ریشش رو بزنه! بعد هم کسی از او نپرسید که چطور میشود که یک نفر در خانهاش ریش بگذارد و بیرون که میاید ریش اونجوری نداشته باشد!
آگاهان اعلام کردند که کسانی که ریششان درنمیآید،معمولاً برعکسش را انجام میدهند. یعنی وقتی از خانه میآیند بیرون، برای خودشان ریش مصنوعی میگذارند که جاهای دولتی راهشان بدهند و وقتی میایند خانه، ریش رو درمیآورند میندازند کنار! به این صورت،خیال میکنند همه اینکاره هستند و باید مثل آنها رفتار کنند.
این مساله فعلاً از طرف سردار مذکور تکذیب نشده است
×××
3 – برای دوستداراان سریال جدید فلشفوروارد عرض کنم که یک وبلاگ جدید باز شده به اسم FlashForward Episode Guide به زبان شیرین فارسی! که نویسندهاش فعلاً شخص خودم هستم. سعی میکنم که خلاصه تمام قسمتها رو به همراه مقالههایی که میتونه در جهت فهم بهتر سریال راهگشا باشه، بهاضافه کلی مطلب دیگه در همینباره، در این وبلاگ قرار بدم. بنابراین اگر علاقهمند به این سریال هستید،همین الان مشترک فید اون بشین. با تشکر!
با لطف علیرضا مجیدی، نویسندهی وبلاگ یک پزشک، از یک مجرای دهنگشاد، این وبلاگ رو معرفی کردهم. اینجا تو وبلاگ اصلی خودم، جای دومیه که سعی میکنم معرفیش کنم. لینک فید وبلاگ فلشفوروارد رو میتونید همین الان هم در ستون کناری هم مشاهده کنید.
اما مسالهای که به شدت روش تاکید دارم اینه که این وبلاگ قراره یه وبلاگ تعاملی باشه و بنابراین شخصاًاز پسش نمیتونم تنهایی بربیام. اون دوستانی که دوست دارند که با دوست من دوست بشند، ببخشید! علافهمندند که در نوشتن این وبلاگ همکاری کنند، به من ایمیل بزنند تا جزئیات کار رو براشون تشریح کنم و دسترسی به وبلاگ براشون امکانپذیر بشه. با این وضعیت،یک مقدار ممکنه متوجه بشید که این سمت کمکارتر شدهم. این رو هم به بزرگی خودتون ببخشید تا زمانی که اونطرف یک سر و سامانی بگیره.
با تشکر.
متوهم!
مشکل شرعی
با سلام و عرض خسته نباشید و عرض قبولی طاعات و عبادات و غیره، من یک سوال از حضورتان داشتم حاج آقا…
ما خیلی مومن هستیم حاجاقا و خیلی هم نمازمان رو اول وقت میخوانیم. برای مااینجا در نزدیکی قطب، وسط آبانماه شما، ساعت 8.5 صبح اذان صبح میگویند، یعنی آفتاب شرعاً بالا میآید و ساعت دو و نیم بعدازظهر میرود پایین و غروب میشود. یک ماه دیگر هم که کلاً سرجمع، سه ساعت و نیم، روز داریم. مساله این است که من کی باید نماز صبح بخوانم، کی ظهر و عصر و کی عشاء و مغرب؟ میشود کلاً نخواند؟ البته برای نماز شب مشکلی ندارم حاجاقا! وقت زیاد است. کلاً میخواستم ببینم قضای روزههایی را که در ماه رمضان نگرفتیم، میشود اینجا خواند؟!
حاجاقا اگر میشود زود جواب بدهید تا اینجا روزها برنگشته به حالت عادی، تکلیفمان روشن شود!
تنکیو شکر.
اصلاح الگوی مصرف (در لپتاپ) – قسمت دوم
یک پست قبل، راجع به اینکه چطور میشود آداپتور لپتاپتان رو همراهتون نداشته باشید اما تا انتهای کار تون، از خالی شدن باتری قسر در برید صحبت کردم. قرار شد در این پست به تمام اون تغییراتی که میشود در ویندوز 7 (و با کمی اغماض، ویندوز ویستا) انجام داد بپردازیم و اینکه چطور پروفایلهای تنظیم مصرف باتری رو مطابق نظرتون تغییر بدید.
همونطور که در شکل زیر میبینید، امکانات زیادی برای تنظیم مصرف برق در اختیار کاربر گذاشته شده و دست او برای انجام تغییرات گسترده، باز است:
البته اشتباه شد! این عکس مشخصاً مربوط به ویندوز XP و سربرگ تنظیمات پیشرفته مدیریت مصرف برق اونه. بد نیست… اما هفت سال بعد از عرضه این ویندوز، تنظیمات مذکور در ویندوز 7 به صورت زیر در اومده:
هر یک از این موارد رو به تفصیل بررسی خواهیم کرد. اما قبل از اون بگذارید نگاهی بندازیم به تغییراتی که از ویندوز ویستا به بعد در این بخش اتفاق افتاده؛ شاید که انگیزهای باشد برای اونهایی که کماکان از ویستا دل نمیکَنند!
شمردن این تغییرات شاید کمی بیش از دو پست اختصاصی زمان ببرد. بنابراین خیلی خلاصه به چندتا از این تغییرات اشاره میکنم.
البته که میتونید Power Plan های موجود در ویندوز به رو تغییر بدید تا به مدل موردنظر خودتون برسید. اما راه دیگهای هم هست که یک پلان اختصاصی برای خودتون بسازید و تغییرات رو روی این طرح، اجرا کنید. کاری که میخواهیم اینجا با هم انجام بدیم هم همینه. برای این منظور، روی آیکون باتری در گوشهی سمت راست صفحه کلیک کنید و از منوی باز شده،More Power Options روو انتخاب کنید. الگوی جدیدی که میخواهید بسازید را بر اساس یکی از سه الگوی موجود تعریف کنید و بعد از ساختن اون، Change Plan Settings رو پیدا کنید.
پنجرهای که باز شده، تنظیمات اولیه الگوی مصرف برق رو برای شما به نمایش درمیاره. امکان جدیدی که به ویندوز 7 اضافه شده، کاهش نور صفحهنمایش بعد از چند دقیقه استفاده نکردن از کامپیوتر است. در واقع قبل از اینکه صفحهنمایش بطور موقت خاموش بشه، یک مرحله دیگه هم اضافه شده تا انعطاف بیشتری در سیستم مصرف برق بوجود بیاد. Sleep، حالتی از مصرفه که جریان برق اونقدر کاهش پیدا میکنه که فقط برای روشن نگه داشتن کامپیوتر لازمه. کموبیش، یکی از پردردسرترین امکانات ویندوزه و نوشتن راجع به مشکلاتش یکی دو پست دیگه هم زمان میبره. حتی، ویندوز 7 هم از این نتونسته مشکلات این قسمت رو برطرف کنه. بنابراین بهتره اونو غیرفعال کنید!
روی Change Advanced power settingsکلیک کنید. در اولین خط از نامی رو که برای الگوی مصرفتون انتخاب کردید میتونید ببینید. در زیر اون ، تنظیمات مختلف برای HarddisK, Desktop backgound setting, wireless adapter setting و غیره دیده میشن. هرکدوم از اینها رو بسته به نیازتون میتونید در بهینهترین حالت ممکن تنظیم کنید. هرکدوم هم میتونند بر اساس اینکه لپتاپتون به آداپتور وصل شده یا روی باتری در حال فعالیته، کانفیگ بشن. اینکه شما در حالت اتصال به آداپتور چه تنظیماتی رو مدنظرتون دارید بحث ما نیست. (مسلماً میخواهید در اون حالت بیشترین کارایی رو از لپتاپتون بکشید. بنابراین توضیحات زیر، تماماً در مورد وقتیه که با باتری کار میکنید. اما اینکه هرکدووم چه چیزی رو تنظیم میکنند…
Harddisk – اگر از اون دسته آدمهایی هستید که فیلمها رو از رو DVD میبینید و نه از روی هارددیسک، موقع تماشای یکی از این فیلمها، بهتره به هاردتون کمی استراحت بدید. البته خود DVD Drive اسرافکنندهی قابلیه و خیلی زود باتری رو خالی میکنه؛ اما اگر ترجیحتون به استفاده از اونه، در قسمت Turn off hard disk after، مقدار یک (دقیقه) رو برای On Battery انتخاب کنید. اینطوری برق کمتری هم نسبت به حالت عادی مصرف میشه و مجبور نمیشید که وسط فیلم، از تماشای اون صرفنظر کنید!
Desktop background Slideshow Settings – این یکی از اون تنظیمات جدید ویندوز 7ه که ویستا ازش بیبهرهست. در هر گروه تصویریای که شما برای بکگراند ویندوزتون استفاده میکنید،تغییرات با پیشفرض سی دقیقه اتفاق میافتتند و والپیپر ویندوز عوض میشه. مسلماً اگر به جای سی دقیقه، شما ترجیح داده باشید که سه دقیقه به سه دقیقه wallpaper جدیدی داشته باشید، مصرف برق به صورت قابلتوجهی بالا میره. بنابراین بهتره که این تغییرات رو در زمان استفاده از باتری، غیرفعال (Paused) کنید.
wireless adapter setting – این یکی از اون مواردیه که خیلی میتونه تو باتری، صرفهجویی کنه. اگر از لپتاپتون در جایی استفاده میکنید که اینترنت وایرلس وجود نداره، یا اون رو بهصورت سختافزاری خاموش کنید (همونطور که تو پست قبلی گفتم) و یا اجازه بدید تا ویندوز براتون تصمیمگیری کنه.
اگر Maximum power saving رو انتخاب کنید، مصرف باتری بهطرز قابلملاحظهای کاهش پیدا میکنه،اما کیفیت ارتباط وایرلستون هم همراه باهاش کم میشه. بنابراین حواستون باشه که برای زمانی که لپتاب به آددپتور وصل شده ، Maximum Performance رو انتخاب کرده باشید.
Sleep – چهار تنظیم مختلف دارد:
Sleep After » زمانیه که بعد از اون کامپیوتر به وضعیت امادهبهکار میره.
Hybrid Sleep » مشکلاتی که ازشون در بخش اول صحبتش رفت، مایکروسافت رو ناچار کرد که یک وضعیت جدید تعریف کنه که ترکیبی از Hibernation و Sleep Mode محسوب میشه. در این وضعیت، ویندوز تمام فعالیتهای جاری رو در هارددیسک ذخیره میکنه (مثل Hibernation) و بعد به وضعیت آمادهبهکاری میره. به این صورت کاربر میتونه با زدن یک دکمه، کارش رو از سر بگیره و خیالش راحت باشه از اینکه اگر Sleep Mode به هردلیل کار نکرد، یا مثلاً برق کامپیوتر بصورت ناگهانی قطع شد، چیزی رو از دست نده.
Hibernate After » زمانیه که بعد از اون،کامپیوتر به وضعیت Hibernation میره. در این وضعیت، ویندوز تمام فعالیتهای جاری رو در هارددیسک ذخیره میکنه و کامپیوتر رو Shut down میکنه. در بار بعدی که کاربر سیستم رو روشن کنه، وضعیت ذخیره شده، بازیابی میشه. برای اینکه از این وضعیت بتونید استفاده کنید، باید فضای موردنیاز برای Hibernation (که معمولاً دو برابر میزان RAM سیستمتونه، روی هارددیسک فراهم کنید.
Allow wake timers » امکان بیدار کردن ویندوز بعد از مدتزمانی معین. بطور مثال فرض کنید که میخواهید در ساعت سه نیمهشب از کامپیوتر خودتون Backup بگیرید ولی نمیخواهید که تا اون زمان، کامپیوتر روشن بمونه. برای این منظور، برنامه موردنظرتون رو تنظیم میکنید و بعد هم این گزینه رو روی حالت Enable قرار میدید. این آپشن، بیشتر یه نوع سیستم امنیتی مناسب برای کسانیه که نمیخوان هیچ برنامهای قادر به بیرون آوردن کامپیوتر از حالت Sleep باشه. تو اون حالت، Allow wake timers رو تو حالت disable ست میکنند.
USB Selective Suspend Settings – دستگاههای USB مثل ماوس، فلش مموری و هارد اکسترنال، بیشترین بعد از LCD، بیشترین جریان رو از باتری لپتاپ میکشند. گزینه USB selective suspend در صورتی که فعال باشه، به ویندوز این اجازه رو میده که این جریاندهی به این دستگاهها رو در زمانهای بیکاری (idle) اونها، متوقف کنه. این امکان فقط در صورتی بوجود میاد که دستگاه مربوط، چنین قابلیتی رو پشتیبانی کنه. USB selective suspend به بعد برای تمام ریسیستمهای عامل بعد از ویندوز XP فعاله و فقط در صورتی باید غیرفعال بشه که در عملکرد دستگاههای USB مشکل بوجود بیاره.
Processor Power Management
– پردازندهی کامپیوتر شما میتونه با فرکانسهای مختلفی کار کنه. مثلاً یک CPU با هستهی 2.6GHz ای، میتونه بیاد و با 200 کیلوهرتز هم کار کنه. این تغییر البته تا قبل از ویندوز ویستا، با استفاده از نرمافزارهایی که به همراه مادربورد ارائه میشدند، در مدهای از پیشتعریفشده، قابل اجرا بود، اما ویندوزهای ویستا و 7، این امکان رو به کاربر دادهن که بسته به نظر کاربرش، فرکانس ساعت و در نتیجه سرعت پردازنده رو پایین بیارن و به این صورت، مصرف رو هم کاهش بدن. شما حتی میتونید تنظیم کنید که ماکزیمم سرعت کاری پردازنده، چه درصدی از سرعت واقعی اون باشه و مینیمم اون چقدر… . انتخاب این مقادیر کاملاً به نوع کار شما با کامپیوترتون بستگی داره. ماکزیمم سرعت پروسسور رو در هنگام اتصال به آداپتور، قاعدتاً میتونید 100 انتخاب کنید. این مقدار همینطور میتونه برای زمان استفاده از باتری هم درنظر گرفته بشه. اما من خودم اون رو روی 75 درصد انتخاب کردهم. اما مینیمم سرعت رو میتونید تا 0 درصد، پایین بیارید. بهطور مثال،زمانی که استفادهای از لپتاپتون نمیکنید، پردازندهی 2.6GHz ای، به طور اتوماتیک با فرکانس 26 کیلوهرتز کار خواهد کرد. تو این شرایط متوجه خواهید شد که انجام خیلی از کارهای ساده، مثل باز کردن یک پنجره اضافی در ویندوز، با کمی تاخیر و کندی سرعت همراه خواهد بود.
System Cooling Policy » از اون گزینههاییه که فقط تو ویندوز 7 پیدا میکنید. گرمای CPU که بالا میره، در صورتیکه روی حالت Active ست شده باشه، بعد از اینکه فن CPU سریعتر کار کرد، فرکانس CPU هم کاهش داده میشه. اما در حالت Passive ابتدا سرعت CPU کاهش پیدا میکنه و بعد سرعت Fan بالا میره. تفاوت بین این دو روش، در مصرف برق بیشتریه که تو حالت Passive وجود داره و بنابراین همیشه از حالت Active برای کاهش مصرف برق استفاده میکنیم.
Display – تنظیمات Display یه چیز کاملاً شخصی و سلیقهایه. اینکه بعد از چند دفیقه، صفحهنمایش، تاریک بشه و بعد از چند دقیقه کلاً خاموش بشه و باز اینکه نور صفحهنمایش تو هر حالت (حالت کمنور و یا نرمال، در زمان کار با باتری یا آداپتور) چقدر باشه، مواردی هستند که خوب، مشخصاً هرچقدر در زمان کمتری اتفاق بیفتند و یا اینکه باعث نمایش صفحه با نور کمتری بشن، باتری رو بیشتر نگه میدارند،اما ممکنه به همون نسبت هم با اعصاب شما به عنوان کاربر لپتاپ بازی کنند! بنابراین خودتان فکر کنید ببینید چه میخوااهید.
Multimedia Settings – این یکی رو دقت کنید که تنظیم نادرستش، باعث نشود که از تماشای سادهی یک فیلم با لپتاپتان، پشیمان شوید! سه گزینه Optimize for Power settings, Balanced و Optimized for video quality مواردی هستند که در این قسمت در دسترس شما قرار داده شدهاند. همونطور که از اسمشون هم پیداست، زمانی که میخواهید بیشترین صرفهجویی را در باتری داشته باشید، Optimized for power settings رو انتخاب میکنید که البته باعث میشه که وقفههایی در جریان تماشای فیلم براتون بوجود بیاد. ترجیحاً در زمان استفاده از باتری، گزینه Balanced رو انتخاب کنید و در حالت استفاده از آدپتور هم Video quality رو مدنظرتون قرار بدید.
بعد از تنظیم کردن موارد فوق روی لپتاپتون، میتونید متوجه بشید که بوجود اومدن استرس از تموم شدن باتری لپتاپ، چیزیه که فقط در قصههای شب کودکان گفته میشه و معمولاً، به واقعیت نمیرسند!
کافهتوهم را از فید دنبال کنید.
اصلاح الگوی مصرف لپتاپ – قسمت اول
مطلب بالا را به فیسبوک اضافه کنید.
لینک مطلب بالا را در بالاترین ببینید.
اصلاح الگوی مصرف (در لپتاپ) – قسمت اول
برای خیلی از ما پیش اومده که تو یه موقعیت اضطراری که دسترسی به یه کامپیوتر از همه چیز مهمتره، کفگیر باتری لپتاپ به ته دیگ خورده و ما رو در حسرت سه چهار دقیقه اضافه باقی گذاشته! احساس اصلاً خوبی نیست. بخصوص اگر کابل و آداپتورش رو هم به همراه داشته باشید ولی پریز برق پیدا نکنید! بعدش هم با خودتون فکر میکنید که خیلی استفاده کرده باشید، سر جمع یک ساعت و نیم از وقتی که باتریش نود و هفت درصد شارژ داشته، روشن بوده. بنابراین تصمیم میگیرید که سوراخ مصرف رو پیدا کنید و حسابی آببندیش کنید. مطالبی که در این پست میخونید، درباره همین بهینهسازی مصرف باتری لپ تاپ شماست…امتحانشون کنید و نتیجه رو خودتون ببینید.
نکته: … کلاً بعضی حرفها فقط به درد تیتر شدن میخورند!
1. اولین و بدیهیترین نکته در نگهداشتن باتری، کم کردن نور مانیتور لپتاپه. البته که این رو شاید میدونستید؛ شاید هم نمیدونستید؛ ولی این قضیه برای مانیتورهای بزرگتر مثل 15 و 17 اینچ خیلی به چشم میاد. یعنی هرچی صفحه نمایش هرچه بزرگتر، سرعت ته کشیدن باتری در Brightness های بالاتر بیشتره. (ببخشید، “روشنایی” ترجمه جالبی نیست!)
تقریباً همه لپتاپها با استفاده از ترکیب کلید Fn و یکی از کلیدهای F در ردیف بالا، امکان تنظیم نور رو به کاربر میدن. یکی برای کم کردن نور و دیگری برای زیاد کردن اون. روی Macintosh هم که ترکیب کردن نمیخواد. اما اگه احیاناً کلید Fn کار نکرد، شاید مجبور بشین که بصورت دستی این کار رو از تو تنظیمات power انجام بدین. برای این کار تو ویندوز ویستا یا ویندوز 7، روی آیکون باتری در notification bar کلیک کنید و Adjust Screen Brightness رو انتخاب کنید. سادهترین کار اینه که پایین صفحه باز شده رو نگاه کنید و Screen Brigtness رو مطابق نظرتون پایین بیارید.
2. سختافزارهایی که استفاده نمیکنید رو disable کنید.
وقتی که تو هواپیما نشستهاید، نیازی به قسمتهای مختلفی از کامپیوترتون پیدا نمیکنید. کارتهای شبکه و وایرلس، بلوتوث، وایرفایر، وبکم، حتی USB … اگه تصمیم دارید که تو سفر سه ساعتهتون یه فیلم دو ساعت و نیمه با کیفیت HD رو تماشا کنید و بعدش هم به کارهای اداریتون برسید، اصلاً فکر خوبی نخواهد بود که بخواهید تمام امکاناتی که بهشون نیازی ندارید رو فعال بذارید. بنابراین وارد Device Manager لپتاپ بشین و همه اینها رو disable کنید.
یه نکته که ممکنه دونستنش براتون لازم باشه اینه که بعضی از لپتاپها کیبورد یا ماوس با انصال USB داخلی دارند. بنابراین غیرفعال کردن USB هاتون میبتونه منجر به از دست دادن کنترل لپتاپتون بشه. پس قبلش از این مساله مطمئن بشید.
333. درایور سختافزارهای لپتاپ رو آپدیت کنید.
ویندوزهای OEM روی لپتاپها این مزیت رو دارند که شما رو از نصب دستی تک تک درایورها بی نیاز میکنند. اما این اشکال بزرگ رو هم دارند که در اغلب موارد، درایور آپدیت نشده رو نسبت به اونچیزی که سازندهی مثلاً کارت گرافیک لپتاپ، روی سایتش قرار داده، برای سختافزارهای لپتاپتون عرضه میکنند. بنابراین Windows Update رو همیشه روشن بذارید تا درایورهای اپدیت شده رو به صورت اتوماتیک پیدا و شما رو از وجود اونا مطلع کنه.
4. هارددیسک لپتاپ رو بطور منظم defrag کنید.
هرچقدر که هارد بتوونه سریعتر کار کنه، نیروی کمتری صرف دسترسی به فایلها و اجرای برنامهها به خرج میده.
5. برنامههایی که تو پسزمینه کار میکنند،کاهش بدید.
Itunes, Desktop Search و برنامههای آرایشی! مثل تغییردهنده دسکتاپ و ظاهر ویندوز و غیره رو که در حاشیه کار میکنند، سعی کنید یا استفاده نکنید، یا طوری تنظیم کنید که کارهای حاشیهای انجام ندهند!
6. RAM دستگاه رو افزایش بدید.
این کار باعث میشه که دسترسی به هارددیسک کمتر صورت بگیره و استفاده از Virtual Memory هم به حداقل برسه.
7. سعی کنید از DVD Drive کمتر استفاده کنید.
تا جایی که برایتان امکان دارد، دیسکهای خود را به فایلهای Image تبدیل کنید و از روی هارد آنها را اجرا کنید.
8. قسمتهای فلزی باتری را تمیز نگه دارید.
هرچندماه، با یک دستمال مرطوب آغشته به الکل، کنتاکتهای باتری را تمیز کنید.
9. به جای مد Sleep از Hibernation استفاده کنید.
10. از پروفایل Power Saver ویستا استفاده کنید.
با عرض معذرت از کاربران ویندوز XP ، این یکی مخصوص کاربران ویستا و بخصوص ویندوز 7 است. بطور پیشفرض سه پروفایل مدیریت باتری در این ویندوزها وجود دارند که به کاربران اجازه میدن تنظیم لپتاپش رو بدست بگیره. Power Saver یکی از این پروفایلهاست که بیشترین صرفهجویی رو در مصرف برق انجام میده. سایر پروفایلها، Balanced و High Performance به تناسب، تنظیمات متفاوتی رو در اختیار کاربر قرار میدهند. البته تنظیمات هرکدوم از این پروفایلها رو میتونید به دلخواه خودتون تغییر بدین. این تغییرات نیازمند اینه که دقیقاً بدونید با چه چیزی روبرو هستید. در واقع تغییرات غیرمسئولانه گو اینکه آسیبی به لپتاپ شما وارد نمیکنه، اما میتونه زندگی آسودهای که با لپتاپتون قبل از دستکاری اون داشتید رو ازتون بگیره. اما در صورت انجام تغییرات صحیح، میزان صرفه جویی در مصرف برق، فقط در حد یکی دو دقیقه نخواهد بود.
در پست بعدی با هم نگاهی میکنیم به این تنظیمات و کارهایی که شما میتونید بطور اختصاصی، با بخش Power management ویندوز 7 انجام بدید. گو اینکه کاربران ویندوز ویستا هم میتونند از بیشتر اون مطالب بهره ببرند.
کافهتوهم را از فید دنبال کنید
در فیس بوک به اشتراک بگذارید
یک پست درد دل اجتماعی
نزدیک به سه ماهه که از ایران خارج شده م. به بهانه ی تحصیل. گو اینکه درسی که اینجا به ما میدهند هیچ هم به مزاقم خوش نیامده، اما ترس از اینکه خیلی زود بخوام به ایران برگردم تنها انگیزه ایه که منو وادار به درس خوندن میکنه. جالب اینجاست که هر روز که میگذره، به سختی های بیشتری که اینجا باهاش روبرو هستیم پی میبرم، اما از طرف دیگه، تفاوتهای روزافزونی که اینجا با ایران میبینم، برام داره یه مجموعه دردناک از کاستی ها رو میسازه که بیشتر و بیشتر من رو از امید به اصلاح در جامعه ای که ازش بیرون اومده م، ناامید میکنه. اینجا لیستی از این تفاوت ها رو برای خودم نوشتم. یعنی اون چیزهایی که اینجا هستند ولی تو ایران نیستند. یعنی در واقعاً برعکسشو لیست کردم. بعد فکر کردم که نظر شما رو راجع بهشون جویا بشم. یه کم دقت کنید میبینید که خیلی از این تفاوت ها رو خود مردم میسازند نه حکومت. گو اینکه نقش این دومی رو اصلاً نمیشه در این ساخت و ساز مردمی، انکار کرد. اما همیشه به خودم میگم که ما خودمون میتونیم که بخشی از این کاستی ها رو تغییر بدیم بدون اینکه منتظر بشیم تا تغییری در ساختار حکومت ایجاد بشه.
تفاوت ها… از نقطه نظر یک ایرانی خارج از ایران:
1 – عدم وجود یک زیرساخت مناسب جهت پرداختهای الکترونیک با کارت های اعتباری بین المللی
2 – سرعت پایین اینترنت و اهمیت ندادن مسئولان به مساله سرعت محاورات الکترونیک و نقش آن در صرفه جویی در زمان.
طنز فضیه اینجاست که همه پیشرفت میکنند…ما همه پیشرفت میکنیم! چند روز پیش در سوئد قانونی تصویب شد که به موجب اون، تمام مردم حق دارند که اینترنت با حداقل سرعت 2 مگابیت در ثانیه داشته باشند. اونوقت ما…
قشنگی مساله اینجاست که ما منازل رو در تهران داریم سعی میکنیم مجهز کنیم به فیبر نوری، اونوقت به دلیل اینکه تجهیزاتش رو نداریم، ADSL شون رو قطع میکنیم که مجبور بشوند بروند قاطی باقالی ها! بماند که آمار دایال آپ هنوز در کشور کولاک میکند.
3 – مدیریت غلط (اصلاً، نبود مدیریت) در جریان حوادثی خارج از چارچوب نرمال مثل بارندگی ها، تصادفات و…
اینجا که شش ماه سال برف میاد، صبح ساعت 7 بعد از اینکه کل دیشبش رو برف باریده، پا میشی راه بیفتی بری دنبال کارت، یه ذره برف و یخ تو خیابونا نمیبینی. اونوقت باید هر سال ببینیم که دو روز کلاً فزنات برف میاد مملکت میخوابه!
4 – مشکلات عدیده ترافیکی که به شدت متاثر از نظارت ناکافی بر نحوه صدور گواهینامه و مجوز جهت حضور در خیابانهاست بطوریکه گاهی دیده میشود که رانندگانی که اصولاً هیچ آگاهی ای از قوانین ندارند در خیابانها تردد میکنند.
البته وقتی طرف از میله ای که یک متر و نیم از پشت وانتش بیرون زده، پرچم ایران آویزون میکنه، خیلی انتظاری هم نمیشه از کسی داشت! پلیس ها که قربانشون برم فقط وایسادن تو خیابون که برگه های جریمه شون رو تموم کنن. کار دیگه ای نیاز نیست بکنن.
5 – پارتی بازی. یکی از مضرترین پدیده های موجود بین مردم که به شدت روی کارایی تاثیر منفی میگذارد.
6 – برداشت کاملاً اشتباه از آزادی های فردی. افراط و تفریط. از طرف مردم و از سمت حکومت. این دومی به آزادی های مردم احترام نمیگذارد و مردم در یک واکنش شاید غیرعمدی، به آزادیهای یکدیگر تجاوز میکنند.
7 – نبودن ترس از مجازات در بسیاری از جرایم، یا گزینشی بودن آن برای افراد مختلف از سطوح پایین جامعه تا سطوح بالای حکومتی، احتمال بروز این جرایم را حتی برای افراد قانونمندار هم افزایش میدهد.
8 – قوانین مردسالار که نتیجه مستقیم آن، سرخوردگی زنان و دختران و منزوی و یا پرخاشگر شدن آنهاست. این که امکان بروز احساسات خود را پیدا نمیکنند و همیشه خود را در زیر سلطه ی فرهنگی، اجتماعی و تربیتی مردان میبنند.
چه معنی داره دختر ساعت 9 شب از خونه بیرون باشه؟ براش خطرناکه؟ بله خوب ولی اگه بلایی سرش بیارن، پیش کدوم قانون خراب شده ای میتونه بره… نه صبر کنین! اصلاً شانس بیاره از دست باباش زنده بیرون بیاد که آبروی نداشتهی خونوادگیشون رو برباد داده! پناه بردن به قانون پیشکش!
9 – نبود مراکز سرگرمی و ورزشی و تخلیه هیجانات به خصوص برای دختران. اینکه اوقات فراغت آنها صرف بیهوده ترین کارها میشود. با در نظر گرفتن نکته 2، حتی استفاده از اینترنت هم در این اوقات، کاری نشدنی به نظر میرسد.
طبق آمار، هر ایرانی میتواند از یک متر مربع فضای ورزشی در شهرش استفاده کند. کلی برو حالش رو ببر!
10 – عدم به روز بودن جامعه ایرانی با جامعه جهانی از نقطه نظر اتفاقات روزمره، شادیها، علاقه ها و …
فلان سریال داره الان سیزن آخرش پخش میشه تو دنیا، اونوقت تو ایران اگر نشان هم بدهد، که تیکه پاره اش را نشان میدهد و تازه سیزن دومش است ! اگر هم که نشان ندهد که کلاً هیچی. اونوقت بری تو فلان گروه فیس بوک مربوط به طرفداران فلان سریال عضو بشی که چی بشه؟ که چی رو با بقیه طرفداراش به بحث بذاری؟
نمونه قابل بحثترش، کتاب های هری پاتر… تا کتاب سومش تو دنیا برای سومین بار رکورد فروش رو نزد، اصلاً کسی اینجا خبردار نشد که چی هست. بعدش البته خوشبختانه آپدیت کردیم خودمان را!
مشابه این بحث در مورد تمامی هنرها صادق است.
11 – بی اهمیت بودن عنصر وقت شناسی برای بسیاری از ایرانی ها. اینکه نه تنها به وقت دیگران اهمیت نمیدهند، بلکه آن را هم با خودخواهی هدر میدهند.
چیزی میشود اگر پنج دقیقه زودتر از قرارت آنجا باشی؟ یعنی جوری حساب کنی که پنج دقیقه زودتر برسی؟ ترافیک هم جلوی آدم رو نمیگیره به جان خودت.
– هزینه های بالا برای تامین نیازهای فوق، که منجر به بروز جرم در طبقات مختلف جامعه میشود.
13 – اهمیت ندادن به مساله دسترسی به تحصیل رایگان (حداقل در تمامی پایه های قبل از دانشگاه) ، کودکان و نوجوانان و والدین انها را دلزده از آموختن میکند. دسترسی آزاد به اطلاعات هم همین انگیزه را از جوانان میگیرد.
- اینکه حتماً باید درس بخوانند تا دکتر و مهندس شوند، یکی از بزرگترین مشکلات مملکت ماست. این هم برمیگردد به اینکه باید حتماً پولدار بشوند که جلوی در و همسایه و فامیل و آشنا کم نیاورند.
ته تهش میشوند مثل کردان! شاید یکی از مزیت های اقتصاد سوسیالیستی همین باشد که کسی به خاطر پولدار شدن نمیرود درس بخواند. هرکسی میگردد کاری را که از دستش برمیاید انجام میدهد. اگر هم عرضه هیچ کاری را ندارد، بالاخره یک جوری از دولت پول زنده ماندنش را در میاورد.
14 – رواج دروغ های به ظاهر سطحی و بی اهمیت که به دروغ های بزرگتر و دردناک تر ختم میشود.
“چرا دیر اومدی؟ هیچی تو ترافیک گیر کردم…”، اتفاقی میافته اگه بگی معذرت میخوام، دیر از خونه راه افتادم؟
- گشتن به دنبال مقصر …
“به جان خودت، نه اصلاً خودم، من یک ساعت نشستم منتظر رامین، نیومد… وگرنه من که خیلی وقت بود آماده بودم!!”
“ مشترک گرامی، کندی سرعت شما از مخابرات است. به ما ربطی ندارد که شما از ما سرویس گرفته اید. پولتان رو برنمیگردانیم…جبرانش هم نمیکنیم. چون به ما کلاً ربطی ندارد.”
15 – تاثیر دادن دین در همه امورات زندگی. این یکی، از دردناکترین اتفاقاتی ست که ممکن است برای یک جامعه بیفتد.
نمونه اش اینکه نماز خواندن خوب است، ولی اگر قرار است سرویس دادن تو به همشهریت را حتی برای سی ثانیه عقب بیندازد دوزار ارزش ندارد. به قول بعضی ها بخورد توی کمرت! من یکی موافقم!
16 – دخالت های بی مورد در خصوصی ترین وجوه زندگی افراد، از جمله دین.
به کسی چه مربوط که من به چه چیزی اعتقاد دارم و به چه چیزی نه. اصلاً چه اتفاقی میافتد اگر مثلاً توی برگه مصاحبه ننویسند که مذهب، و سه تا نقطه جلویش که یعنی بنویس اسلام وگرنه ردی!
چرا باید حتماً بدونی که من امروز بعدازظهر که رفته بودم بیرون، با کی کجا رفته بودم؟ غیر از اینه که فقط با هم شش ساله که دوست هستیم؟ این به تو این حق رو میده که چنین سوالی رو از من بپرسی؟
تا اینحا رو در چهل دقیقه نوشتم. بس که پره این دلم!
-
کافهتوهم را از فید دنبال کنید.
در فیسبوکتان به اشتراک بگذارید
لینک این پست در بالاترین
13 آبان
نشستم تو ناهارخوری دانشگاه. همه غذاهاشون رو خوردهند و تقریباً بیشتر صندلیها خالیه. آرامش اسفناکی تو محیط حاکمه. انگار نه انگار که اونور دنیا، جایی که طبق آمار فیدبرنر نزدیک نود درصد خوانندههای ابن وبلاگ از اونجا میان، مردم سبز ریختهند بیرون و برای اینکه صداشون رو برسونند به همه دنیا، دارن از جون مایه میذارند. همون مردمی که هم تا همین چند ماه پیش یکی دوبار خودم رو قاطی مخلوط خشم و هیجانشون کرده بودم. چند دقیقه دیگه BBC فارسی شروع میشه و منتظرم که مفصل ببینم و بشنوم که ما اینجا چه کارها که نتونستیم بکنیم و شماها اونجا چه بزرگیها کردید…
پسنوشت: گو این آریانیها خیلی تکراری و یکنواخت کار میکنند، اما شعر این آهنگ جدیدشون که ظاهراً برای وضعیت کودکان گرسنه دنیاست و کاری برای یونیسف، بدجوری میخوره به وضعیت الان جامعه ما:
اما ما میتونیم بازم برگردونیم صدای پای امید و تو کوچه غم
آره من و تو میدونیم که همیشه میتونیم دستامونو اگه بدیم به دستای هم



آخرین نظرات