سفری در بیراهه

بر سر خدا فریاد می‌زنم…
به‌خاطر  آنچه که به من پیشنهاد می‌کند.

یکی از آهنگ‌هایی که تو این چندماهه‌ی اخیر به شدت منو گرفته و ول نمی‌کند، Conversation with God، یکی از قطعات آخرین آلبوم Darren Hayes خواننده‌ی استرالیاییه که قبلاً هم راجع بهش نوشته‌ام. ترانه‌ی خیلی خیلی عجیب و نامفهوم و البته توهم‌آمیز این اثر، از اون کارهاییه که فقط از خود دارن هیز برمیاد.

این ترانه، داستان یک سفر جاده‌ای با ماشینیه که سرنشینانش، راوی و خدا هستند. مسیر نامعلومه و طوفان و مه، حرکت در اونو بیش از پیش مشکل کرده. به علتی مبهم،  ماشین از مسیر خودش به یه مکان نامعلوم هدایت می‌شه. مکانی که به نظر نمی‌رسه بازگشتی از اون رو بشه متصور بود.

                                          bridge

برگردان ترانه، بعضی‌جاها خیلی مشکل میشه و حتی به نظر می‎رسه که به قصد نامفهوم نوشته شده. همین نامفهوم بودن باعث میشه که شعر، تازگی خودش رو در هربار شنیدنش حفظ کنه و شنونده به شکل مداوم دنبال جواب‌هایی برای سوالات متعددی باشه که این ترانه براش پیش میاره.

جدای از متن شعر، ملودی اثر و تنظیم به شدت متناسب اونه که کاملاً فضای موردنیاز ترانه رو براش فراهم می‌کنه. من همیشه از تنظیمات خاص آهنگ‎های Darren Hayes لذت میبردم و استفاده‌ی غیرمتعارف اون از سبک الکترونیک رو ستایش می‌کردم که اصولاً طرفدارای زیادی رو نمی‌تونه به خودش جذب کنه. اما این کار رو میشه یکی از شاهکارهای موسیقی ترنس دونست که در کنار صدای کم‌نظیر Darren Hayes، یه اثر درخور موزیک پاپ/راک سالهای اخیر رو به شنوندگان خودش عرضه می‌کنه.

دانلود این اثر از اینجا

درون یک ماشین در سفریم
من و خدا، تنها، زیر بارانی تند
پنجره‌های ماشین را بخار گرفته
و پلی که مه، سراسر آنرا فراگرفته

We’re driving
Just me and God
It’s raining
It’s raining hard
The windows
Are steaming up
The bridge
Engulfed by fog

برق پل، پل فلزی چشمم را می‌زند
و مرا به سوی خویش می‌خواند
و من در حال جنگ و جدل…
بر سر خدا فریاد می‌زنم…
به‌خاطر  آنچه که به من پیشنهاد می‌کند.

The rest of
The metal bridge
It beckons
It pulls me in
I argue
I scream at God
For what he’s offering

دستم از فرمان ماشین جدا می‌شود
نمی‌دانم که چگونه به اینجا رسیده‌ام
اگر می‌توانستم به عقب برمی‎گشتم
چراغ‌های ماشین را روشن می‌کردم
افکارم به یک بیراهه‌ی ساکت کشیده‌ شده‌اند.
بیراهه‌ای که هیچ چراغی در آن روشن نیست.
مسیر برگشت را نمی‌توان پیدا کرد.
پس دست خدا را می‌گیرم
و ترسم را دور می‌ریزم
دیگر وقتی برای آسودن نیست.

My hands fly off the steering wheel
Can’t recall getting here
If I could, I would reach behind
And turn my light on
My thoughts run off the beaten track
There’s no light
How’s the way back
Take the hand of God
And bite the fear
No more lingering

در سفرم
با خدا گفتگو می‌کنم.
او فریاد می‌زند
و من فقط سر تکان می‌دهم
می‌خواهم جایی باشم که تو هستی
در لرزش درختان و برگ‌هایشان…

I’m driving
I talk to God
He’s screaming
I only nod
I need to
Be where you are
The leaves and trees
Are shaking

باران تند میزند.
گلوله‌ها گرسنگی را در گرسنگی آزاردهنده‌ای ذوب می‌کنند؛
درد، انباره‎ای برای خود ساخته است.

It’s raining
The bullets melt
The hunger
Of hunger itself
It’s straining
The pain has
A reservoir
It keeps for itself

در حال سقوطم
خودم نیستم
مثل این می‌ماند که
در زیر بدنه‌ی یک کشتی که از اینجا دور و دورتر می‌شود گرفتار شده‌ام.

My hands fly off the steering wheel
Can’t recall getting here
If I could, I would reach behind
And turn my light on
My thoughts run off the beaten track
There’s no light
How’s the way back
Take the hand of God
And bite the fear
No more lingering
I’m falling
I’m not myself
I’m diving
I’m underneath
The hull of
A mighty ship
That steams away from here

حباب‌ها در سطح، با هم مسابقه‌ گذاشته اند
در نور میدرخشند
زیاد می‌شوند
و من صدایش را می‌شنوم
… صدای خدا را
که با تمسخر درآمیخته است.

The bubbles
The surface race
The shining
They replicate
I hear it
The Voice of God
Is laced with sarcasm
In your hands
And my thoughts run off the beaten track
There’s no light
How’s the way back
Take the hand of God
And bite the fear
No more lingering
My hands fly off the steering wheel
Can’t recall getting here
If I could, I would reach behind
And turn my light on

دیدگاه‌ها

نکته‌هایی برای ثبت در تاریخ

امروز که داشتم بازی پرسپولیس و برق شیراز رو با گزارش جواد خیابانی از تلویزیون می‌دیدم، به لطف هنرنمایی کارگردان‌های تلویزیونی، تصویر به شکل “یهو” سوییچ می‌شد به بازی‌ همزمان (صباباتری - سپاهان) و همینطور (استقلال -پاس همدان) که داشتن برگزار میشدند. تو جریان این هنرمندانگی‌ها (بر وزن جوانمردانگی و ننر دردانگی و ظفرمندانگی و غیره‌ها!) دو سه نکته توجهم رو جلب کرد که گفتم برای ثبت در تاریخ، اینجا یادداشت کنم:

1 - این‌که این نمایش بازی‌های دیگه، همزمان با تماشاگران تلویزیونی، برای تماشاچی‌های تو استادیوم هم پخش می‌شد و کلاً انگار اساساً نمیشد که اینها به شکل مستقل از هم پخش بشن.
2 -  این‌که به خاطر نکته ی1، کل بازی بازیکن‌ها و تشویق‌های گاه و بیگاه تماشاچی‌ها، تحت تاثیر همزمان نتیجه و اصلاً صحنه‌‌ی گل اون یکی بازی قرار می‌گرفت. یعنی رسماً، همه این بازی رو بیخیال می‌شدند و مینشستن پای تماشای اون یکی بازی! نکته‌ای که گزارشگر نسبتاً محترم بازی هم در کمال خونسردی بهش اشاره کرد.

3 - این‌که گزارشگر نسبتاً محترم بازی، به عنوان گزارشگر همین بازی، در زمان پخش صحنه‌‌های اون بازی، کلاً یادش میرفت که تو ورزشگاه آزادی نشسته و اینکه کمترین وظیفه‌ش اینه که تماشاگرای تلویزیونی رو از حوادثی که تو ورزشگاه اصلی (در اینجا، آزادی) در جریانن، مطلع کنه.
به لطف تصمیمات کارگردان هم، هر گل که اونطرف زده میشد، تا چهار دفعه اسلوموشن نشون داده نمیشد، به این ورزشگاه برنمیگشت؛ در نتیجه گزارشگر نسبتاً محترم هم تا آخر صحنه‌های پخش مجدد و حتی در یه مورد، موقعیت خطرناک بعد از گل رو هم گزارش کرد!

4 - این‌که، فهمیدیم بازی پاس همدان - استقلال، انقدر اهمیت داره که وقت کارشناسی بعد از بازی تهران رو برای پخش دو دقیقه‌ی آخرش بگیرن  و انقدر بی‌اهمیته که بعد از یک دقیقه از همون دو دقیقه، قطعش کنن تا به تهران برگردن و صحبت‌های کوتاه مربیان رو نشون بدن. بعد هم که وقتشون تموم شد و کلاً هیچی به هیچی!

گاهی فکر می‌کنم که تاریخ، بدون وجود امثال گزارشگر نسبتاً محترم و همکارانشون در پخش، چقدر یکنواخت و بی‌روح میشد! به واقع، مهمترین نکته‎ی بازی‌هایی که خیابانی گزارشگره، اینه که هرچه بیشتر و بیشتر، قدر فردوسی‌پور و تا حدی مزدک میرزایی رو بدونیم و به راحتی از سوتی‌های گاه و بیگاهشون این دوتا آخری در تماشای بازی‌ها بگذریم!

… و یه نکته برای اونایی که دنبال نتیجه‌ی بازی‌های امروز (یکشنبه، 22 اردیبهشت 87) می‌گردند بگم و اینکه پرسپولیس و برق 1-1 و سپاهان و صباباتری هم 2-2 شدند. استقلال هم که مهم نیست!

در همین زمینه بخوانید:

استعداد آقای جواد خیابانی

آقای خیابانی…میشه خداحافظ؟

بیم و امید قرمزها به آینده

(3) دیدگاه

فیدبرنر من کار نمی‌کند. چه کنم؟

سوال فوری: فید فیدبرنر من دو روز بود که کار نمی‌کرد. خود فیدبرنر و فروم‌ها و راهنماهاش هم به درد فامیلاشون می‌خوره که می‌تونه عمه‌اش باشه! من صرفاً ORIGINAL FEED رو در قسمت تنظیمات feedburner به فید اصلی وردپرس تغییر دادم و بعد از یک ساعت، مشکل برطرف شد. دلیلش رو هم نفهمیدم!

این همون فید معیوب است.(در حال حاضر کار می کنه!)

◄ بصورت دستی هم پینگش کردم جواب نگرفتم.

◄ فید روی وردپرس همچنان به فعالیت ادامه میدهد.

◄ از Tag های غیرمجاز هم استفاده نکرده‌‌ام. (چیزی که اینجا می‌گه)

(این پست احتمالاً اگر از نظر جواب‌هایی که شما دوستان بهش می‌دین، موفق باشه میتونه مث یه بحث از یه فروم عمل کنه و مفید فایده بنماید. همین!!)

(2) دیدگاه

مشاهدات مینیمال از یک نمایشگاه خیلی بین‌المللی

1 - توصیف تکراری: غلغله، بدون نظم، ریخت و پاش

2 - توصیف مهندس‌گونه: چه معماری مدرنی دارد این سقف‌های نساخته‌شده! “بین‌المللش” از طاق‌های مسجدناک با تایتل‌های عربیک، سرازیر است!!

3 - توصیف آبخور‌ناک: فقط و فقط اگر فرهنگ بالای آبخوری در ایران نهادینه نمیشد، سنگ‌های تشنه و زخم‌خورده‌ی زمین، بسی خیلی تشنه می‌ماندند به جان خودم…!

4 - توصیف صهیونیستی: چه خوشگل شدی این پرچم اسرائیل رو! فقط نمی‌دونم چرا رو زمین “نمایشگاه کتاب، سالن کتابهای کمک‌آموزشی” پهنش کردن؟! ببینم، یکی بگه درسهای “خاورمیانه‌شناسی اسلامی” یا “چگونه رژین سهیونیصتی، انقدر بد است؟ ” به موارد کنکور اضافه شده؟!
یا شاید “اثر تازه‌ی یک ردپا” یا “آموزش گام به گام محو کردن در ده روز” یا روش‌های نوآوری و شکوفایی در صنعت کتاب‌فروشی” یا…. به هرحال

5 - توصیف ارشادنمایانه: ببخشید خانوم ارشاد… این ماشینتون رو چه جوری از پله‌ها آوردین این بالا؟!

6 - توصیف فیزیولوژیکانه: هوای بازدم ناشی از خروج دی‌اکسید کربن از ریه‌های حدود یک‌میلیون کالبد رو به فساد، بسیار دم‎کرده می‌نماید! بابا خفه شدیم تو این غرفه‎ها!

7 - توصیف تلویزیونیکی: عموپورنگ و اون بچه پرروهه، خوب سرمان را گرم کرده‌اند! کتاب خریدن را بیخیال، نمایش اینها رو بچسب!

8 - توصیف رهنمایانه: حدود n نفر از بازدیدکنندگان گرامی، از این کاغذپاره‌های کروکی که من بصورت شانسی دم در نمایشگاه یافتم را می‌خواهند: لازمش ندارین؟ می‌شه بدین من؟!!
“به خودا من خودم اینجا گریبم!!”

9 - توصیف موسیقانه: از رضاصادقی‌خواندن‌های امیرمحمد (همون بچه‌پرروئه) که نمی‌توان گذشت، اما اگر هم بگذریم به یک آهنگ به شدت ناقص و فالش می‌رسیم که عمراً اگر بشود برایش میزان‌بندی نوشت! یه کم که روی سکوی ورودی شمالی نمایشگاه را می‌نگاهی، متوجه می‎شوی که یک دستگاه صدابرداری، از اینهایی که من همه‎اش در مجلس‌های رقص می‌بینم گذاشته‌اند و یک نفر، هراز چندگاهی یادش میاید که یه کم باهاش بازی نماید! بعد ریتم آهنگ هی عوض می‌شود!! اگر اسمش را بتوان آهنگ گذاشت!

10 - توصیف لببیک‌گویانه: چرا من هر طرف سرم رو می‌چرخونم، یا نوشته وضوخانه یا فلش زده که “به طرف نمازجماعت‌خانه”؟! نمایشگاه کتاب رو درست اومدم؟!

11 - توضیح مخابراتی: (بعد از گرفتن شماره ی موبایل همکارتان که الان در محیط نمایشگاه پرسه میزند :) مشترک موردنظر را فرستادیم جایی که ماهواره ها هم پیداش نکنن! زور زیادی نزنین!

- توصیف کلی: کلاً صدرحمت به نمایشگاه پیارسال! ما که پارسال اینجا رو ندیدیم، ولی اگر امسال پیشرفتی کرده باشد، واقعاً جای “مسئولان عزیز،خسته‌نباشید” دارد!

(2) دیدگاه

سوالاتی در باب چرا!

پی. وست: امروز نمایشگاه بودم برای یه کار شغلی (یعنی موردی که مربوط به کارم می‎شود!). اینجا انقدر سوژه‌های بی‌نظیری کنار هم جمع شد‌ه‌ن که می‌شه ازشون یه کتاب طنز نوشت. یه سری از مشاهداتم رو نوشتم اما چون عکسی ازشون نگرفته‌ بودم، فعلاً draft گذاشتم تا کاملش کنم و به عنوان پست بعد بفرستم رو بلاگ. از دستش ندین!

***

1 - چرا و چطوریه که برقرار کردن رابطه، با دختری که دوستش داری و اونم دوستی‎شو بهت نشون میده، انقدر سخته؟ چرا دخترا انقدر دوست دارن خودشونو تو آفساید نشون بدن؟
2 - چرا باید اولین رابطه‌م با کسی باشه که ارزش زیادی برای شخصیتش قائلم؟ اگر این رابطه شکل نگیره یا به هردلیلی به هم بخوره، چه بلایی سر روحیه‌م میاد؟!
4 - چرا موقعی که می‌خوای خیلی جدی حرف بزنی، خیلی جدی گند میزنی به موقعیت، و آخرش هم فقط میتونی به خودت و حرفای خودت بخندی؟!
3 - چرا این جریان باید تو موقعیتی پیش بیاد که از طرف دیگه هم درگیر بیرون اومدن از سر کار و مشکلات مربوط به اون باشم؟
دارم کلاً کم میارم!!

پیوست: تصمیم گرفته بودم که پست‌های شخصی‌مو فقط تو وبلاگ backdoor بنویسم، اما ظاهراً نمیشه احساساتت رو به خوبی به زبونی غیر از فارسی به نوشته برگردونی. بنابراین گفتم اینجا خودم رو راحت کنم! جوابای شما رو هم بشنوم.

(7) دیدگاه

مختصر-مفید-بدون درد!

موضوع: افزونه‌های فایرفاکس

1 - مختصر مفید:image

اگر از اون دسته جویندگان راه علم هستین که گوگل رو به عنوان فانوس مسیر و ویکی‌پدیا رو به عنوان مرجع تقلیدتون انتخاب کردین، فکر می‌کنم اکستنشن گوگل‌پدیا برای شما مناسب باشه، خیلی زیاد.ا
ین افزونه‌ی نه چندان جالب، یه کار جالبی که می‌کنه اینه که صفحه‌ی مرتبط با سرچ شما رو در گوگل، تو قسمت راست صفحه باز می‌کنه. گاهاً، نتایج به نمایش دراومده خیلی ربطی به موضوع جستجوی شما ندارن که خوب برمی‌گرده به این نکته که با اون کلمه‌هایی که شما تو سرچ‌دونی وارد کردین، اصلاً چیزی تو ویکی پیدا می‌شه یا نه. اما همین هم می‌تونه خیلی مفید باشه و صفحاتی از ویکی رو به شما بده که کلی مفید فایده بنماید و اینها!

                                                 برای نصب این افزونه به این آدرس ببرید تشریفتان را.

یه یادآوری کوچولو بکنم و اون اینکه، اگه یه امکانی مثل میانبرهای گوگل رو که قبلاً تو این پست توضیح داده‌م رو فعال کرده باشید، قیافه‌ی صفحه‌ی نتایج، به شکل وحشتناکی به هم خواهد ریخت! بنابراین همین.

                     FireFox Add-Onsfirefox_logo

2 -بدون درد:

افزونه‌ی بالا رو نصب کردین؟ نکردین؟ اصلاً اهمیتی نداره… کلاً به من چه مربوط که کی به اراجیف یک بیمار متوهمی مثل من گوش فرا میده یا نه!
اما بالاخره که یه افزونه نصب می‌کنید… این نشد یکی دیگه! بگیم مثلاً StumbleUpon… . فایرفاکستون که می‌خواد Restart بشه…کلی هم برگه و پنجره و غیره باز کردین، همه‌شون رو هم لازم دارین. نمی‎تونین برای اینکه اکستنشن جدید رو تست کنید، همه رو ببندین که….
اینجاست که یه اکستنشن مختصر مفید دیگه وارد میشه:
quick restart به شما اجازه میده بدون اینکه صفحات بازشده رو از دست بدین، فایرفاکس رو ری‌ستارات کنید. بعد از نصب این افزونه و البته یه بار restart کردن فایرفاکس، با استفاده از کلیدهای ترکیبی Ctrl+Alt+r یا انتخاب کلید Restart از روی تولبار، میتونید مرورگرتون رو restart کنید تا تموم صفحات، دوباره و بدون وارد کردن آدرس‌هاشون، ود بشن.
همه چیز بدون تغییر باقی می‌مونه به غیر از اینکه حالا شما افزونه‌ی موردنظرتون رو هم همنشین فایرفاکستون کردین.

ازتون دعوت می کنم مشترک فید مطالب این وبلاگ شوید.

۱ دیدگاه

سوءاستفاده‌ی مفید از یک برنامه‌ی خوشمزه

چند وقت پیش پستی درباره‎ی PicLens نوشتم و اینکه چه برنامه‎ی زیبایی برای گردش در میان عکس‌های خوشمزه‌ی اینترنتی می‌باشد.
امروز متوجه شدم که یه‌کم اشتباه می‌کردم و این برنامه تنها محدود به عکس‌های اینترنتی نمیشه و شما می‌تونین عکس‌های روی هارد کامپیوترتون یا یه CD که تو درایو قرار نهاده‌اید رو نیز مشاهده بنمایید. به عبارت دیگه، کاری که احتمالاً مدنظر طراحان برنامه نبوده رو به منصحه‌ی ظهور یا یه همچین چیزی بذارین!!

طریقه‌ی کار به این صورت می‎باشه که :

  1. ابتدا، برنامه‌ی PicLens را به هر روشی که فکر می‌کنین، نصب کنین. باشد که این روش، نصب افزونه برای فایرفاکس، پلاگین برای IE یا نصب خود برنامه باشد. فقط اگه فکر می کنین که باید زیاد فکر کنین، اجازه بدین زحمتتون رو کم کنم و پیشنهاد بدم که روش‌های نصب رو تو همون پست مربوطه بخونید.
  2. مرحمت فرموده، یه پنجره یا یه برگه از مرورگرتون رو باز کنید.
  3. فولدر یا پوشه‌ای از هاردتون که عکس‌ توشه، پیدا کنید و بکشین تو پنجره‌ی مرورگرتون.
    پنجره‌ی مذکور باید به شکلی مشابه شکل زیر دربیاد:image
  4. آیکون آبی‌رنگ PicLens رو در گوشه‌بالای صفحه پیدا کنید و رویش تققه درنمایید!Untitled1
  5. اسلایدشوی شما آماده می‌باشد، به زیبایی هرچه تمامتر.image

مشترک فید به اون گندگی در کنار صفحه شوید لطفاً (اگر دوست داشتین!)

(13) دیدگاه

منچستر- بارسلونا: گزارشی در سوگ!

دقیقاً ساعت 1:20 صبح چهارشنبه‎س و الان از تماشای بازی بارسلون - منچستر فارغ شدم. بازی با گل دقیقه 14 پل اسکولز از روی یه شوت 30 متری برای منچستر تموم شد. قرمزها به فینال رفتن و جام باشگاه‎های اروپا برای بارسلونا به پایان رسید.

شروع خیلی خوب بارسلونا در ابتدای بازی واقعاً امیدوارم کرد که نتیجه آخر بازی به نفع اونا باشه. اما ظاهراً منچستری‌ها خیلی به فینالیست شدن خودشون مطمئن بودند که تونستن گلی که در اوایل بازی زدند رو تا آخرش نگه دارن. تو این بازی هم مثل بازی رفت کنترل توپ به طور مشخصی در اختیار بارسلونا بود، ولی واقعیت اینجاس که تیمی که نتونه برای بیشتر از چهار پنج دفعه، وارد محوطه دروازه‌ی رقیبش بشه، نباید هم برنده بازی باشه؛ به خصوص که اشتباهات زیاد بازیکن های این تیم به اضافه‎ی سردرگم بودن رایکارد که در لحظاتی که دوربین نشونش می‎داد، چهره‎ش حاکی از ناامیدی و نداشتن یه برنامه خاص برای وضع فعلی تیم بود، و در نهایت، بازی کاملاً استاندارد انگلیسی‌ها، همه عاملی شدند که منچستر برنده این بازی باشه.

درباره‌ی فرگوسن که نمیشه حرفی زد؛ خونسردی خاص او، مهمترین عامل اعتماد به نفس بین قرمزهای اولدترافورد بود. برنامه‎ی مشخص و بازی خوب و یکدست بازیکنای این تیم، از نقاط قوت منچستر بودن. در اون طرف، بارسلونا همه تفکرش روی حرکات مسی می‌چرخید و البته موقعیت های گاه و بیگاهی که گیر دکو میومد. اتوئو و آبیدال خیلی بد بودن و اینیستا و ژاوی فقط توپ رو وسط زمین میگردوندند. جای تعجب داشت که رایکارد، تیری هانری و گودیانسن رو زودتر به زمین نیاورد.گو اینکه هانری هم خیلی موثر نبود اما به هرحال، تونست چند موقعیت درست کنه. حتی اومدن کرکیچ هم باعث شد که مسی یه کم آزادتر بازی کنه. اما همه اینها زمانی اتفاق افتادند که بارسلوناییها روحیه ی برتری جوییشون رو از دست داده بودن و دیگه حتی در ده دقیقه آخر هم رو به جلو بازی نمی کردند.

بدون شک، اولین تغییر در بارسلون، کنار رفتن رایکارد و سیستم تکراریشه. شاید اینجوری، رونالدینیو هم نظرش رو در مورد ترک بارسلونا عوض کنه.

به هرحال، حرص خوردن برای تیمی که خودش نمی‎خواد برنده ی بازی باشه، کار بیهوده و نادرستیه، به خصوص وقتی چهره های تماشاگران انگلیسی رو میدیدم که با چه شور و شوقی از اولین دقیقه‌ی بازی تا آخرین، ترانه‎ی پیروزی‌شون رو می‌خوندند و از فوتبال دلچسب تیمشون لذت می‌بردند.

(18) دیدگاه

کشف سیاره‌ای با احتمال وجود حیات در خارج از منظومه شمسی

یکی از آرزوهای بزرگ انسان، یافتن امکان حیات در سیارات دیگه‌ای غیر از زمین و مهاجرت به اونجاست. مدت‌هاست که دانشمندان در حال جستجو در سوراخ‌سنبه‌های کهکشان و همسایه‌های راه شیری هستند. هر از چند وقت یکبار در اخبار میشنویم که یک سیاره پیدا شده که امکان داره توش حیات داشته باشه، متری چهار میلیون و پونصد! یا نمیدونم فلان شاتل رو قراره بفرستن به مریخ که ببینن تو بهمان قسمتش، یخ وجود داره یا نه. اما…

اگر به مقدمه اعتقاد ندارید از اینجا بخونید. (به سبک حمیدرضای عزیز)

آخرین اکتشافات دانشمندان و ستاره‌شناسان، یک سیاره‌ی مشابه زمین رو در خارج از کهکشان راه شیری رو نشون میده که احتمال زیادی میره که قابل سکونت باشه. دمای این سیاره بین 32 تا 104 درجه فارنهایت تخمین زده شده (که معادل 0 تا 40 درجه سانتیگراده). فاصله‌ی این سیاره تا خورشید مربوط بهش، حدود 14 برابر کمتر از فاصله زمین تا خورشید خودمونه، اما به خاطر کوچکتنر بودن این ستاره، دمای مذکور حاصل شده و همین میزان دما، احتمال وجود آب در سیاره رو افزایش داده.

gliese_581

در شرایطی که آینده‌ی زمین با توجه به افزایش تدریجی دمای اون، وضعیتی نگران‌کننده به خودش گرفته، یه مقدار امیدواری چیز خوبیه… اما مساله اینجاست که سیاره‌ی کشف شده در فاصله‌ی 20.5 سال نوری از زمین و در منظومه‌ی Libra قرار گرفته که حدود یه‌کم زیاد به نظر می‌رسه! در هرحال، سیاره‎ی x که هنوز اسمی براش انتخاب نشده، یکی از مقصد‌های مهم ستاره‌شناسان و فضانوردان در آینده‌‌ی دور خواهد بود. با درنظر گرفتن امکان حرکت با سرعت 1,600,000 کیلومتر در ساعت* ، حدود پونزده‌هزارسال طول میکشه تا بشه به این سیاره سغر کرد. مگه اینکه ساکنین فعلی اون سیاره، فکری به حال سرعت نور بکنن، وگرنه که امید زیادی به زمینی‌ها نیست…!

منبع

* سرعت نور 10 به توان 9 کیلومتر در ساعت یا 3 ضربدر 10 به توان 5 کیلومتر در ثانیه یا به 299 792 458 متر بر ثانیه‌س! اگر متوجه شدین بگین من هم بفهمم! خیلیه..نه؟!

۱ دیدگاه

آگهی استخدام یک نفر همراه

به یک نفر داوطلب سفر به گذشته همراه خودم نیاز دارم. مسخره‌بازی درنمیارم و اصلاً هم شوخی نمی‌کنم. برای این کار، بهتون دستمزد می‌دم که البته بعد از برگشتنمون، پرداخت میشه. برای این سفر، هرچیزی که فکر می‌کنین از غذاهای فاسدنشدنی گرفته تا اسلحه و پوشاک مناسب چهارفصل، می‌تونین همراه خودتون بیارین. خودم قبلاً یکبار این سفر رو انجام دادم. البته برگشتنمون رو ضمانت نمی‌کنم و همین‌طور امنیت جانی‌تون رو.

در صورتیکه خواستین، همین‌جا میتونین آمادگی‌تون رو اعلام کنین تا از بین متقاضیان، مناسب‌ترین فرد رو انتخاب کنم.
اطلاعات تکمیلی بعد از قطعی شدن انتخاب فرد داوطلب، داده خواهد شد.

(4) دیدگاه

آنگاه که کی‌بورد، گوگل را خوشمزه‌تر می کند

اگر از اون دست نت‌بازهایی باشید که تعصب خاصی به کار با کی‌بورد دارن و حتی تو سخت‌ترین موقعیت‌ها هم میان‌برها و کلیدهای کمکی رو به استفاده از ماوس ترجیح میدن، احتمالاً از اینکه چرا گوگل امکانات مناسب برای کار با کی‌بورد رو فراهم نکرده یه کم دلخور هستین. اما اگه یه سر به این لینک بزنین و امکان keyboard shortcuts رو فعال کنید، خواهید دید که جستجوهای شما با استفاده از گوگل از هر نفطه‌ی وب (Homepage خود گوگل، صفحه‌ی اول فایرفاکس، igoogle و …) به یک فلش سیاه‌رنگ در کنار گزینه‌های پیداشده مزین خواهند شد. همین‌طور در سمت راست صفحه، راهنمای استفاده از کی‌بورد برای گشتن در بین نتایج رو خواهید دید.

J
Selects the next result.

K
Selects the previous result.

O , Enter
Opens the selected result.

/
Puts the cursor in the search box.

<Esc>
Removes the cursor from the search box.

چیزی که ممکنه تو این راهنما جا افتاده باشه، اینه که چطور یه لینک موردنظرمون رو تو یه Tab جدید باز کنیم (کاری که تو Firefox و IE7.0 با زدن دکمه وسط ماوس روی لینک مذکور انجام می‌شه.) برای این کار کافیه تو فایرفاکس، با نگه‌داشتن Shift، یکی از کلیدهای P یا Enter رو بزنین. انجام این عمل تو IE7.0، نتیجه رو تو یه پنجره‌ی جدید باز می‌کنه.
Google Experimental یک بخش از آزمایشگاه‌های گوگل محسوب می‌شه که آخرین ایده‌های بهینه‌سازی جستجو رو به صورت آزمایشی در اختیار کاربرانش قرار میده. بنابراین یادتون باشه که برای استفاده، باید حتماً یه اکانت گوگل داشته باشین.
نکته‌ی دیگه‌ای که به نظرم جزو مشکلات این طرح باید قرارش بدیم، اینه که اگه اونو تو مثلاً فایرفاکس فعال کرده باشین، قاعدتاً باید رو اکانتتون اعمال بشه و دیگه نیازی نباشه که تو IE یا مرورگر دیگه‌ای، مجدداً فعالش کنین؛ اما خوب…اینجا اینجوری نیست!
احتمالاً تا چند وقت دیگه، این طرح گوگل از حالت تجربی درمیاد و به یه گزینه‌ی انتخابی دائمی تبدیل میشه.

Google Suggestions امکان بسیار مفید دیگه‌ایه که تو قسمت Google Experimental قرار گرفته و فکر می‌کنم خیلی‌هاتون باهاش آشنا باشین. با این امکان، با تایپ کردن قسمتی از کلمه یا عبارت موردنظرتون،  لیستی از کلمات و ترکیبات مرتبط با اونها رو به صورت همزمان به همراه تعداد جستجوهای مرتبط اون موضوع به شما پیشنهاد میده. اگه بخواین این امکان رو هم تجربه کنید، امکان keyboard Shortcuts غیرفعال میشه؛ مگه اینکه بخواین از روشی که سایت عصرونه تو پست 10 دلیل برای استفاده از Google Suggest تشریح کرده استفاده کنید.

3365 copy فید توهم‌نامه رو به reader خودتون اضافه کنید.

دیدگاه‌ها

مساله‌ی دو عدد

یکی از مشکلات عدیده‌ای که در کار اینجانب، خودم میبینم، علاقه‌مندی ناگهانی به افرادی می‌باشد که خیلی خوشم می‌آید! این افراد، همگی از قشر خانوم بوده و بسیار خانوم می‌باشند! نمونه‌ی آن را می‌توان در محل کار مشاهده نماییم که یک عدد خوش‌رو و خوش‌مشرب که مقادیر زیادی بااحساس می‌باشد، موجود می‌باشد. مساله‌ی بغرنج، اینجا بوده که این عدد، خیلی اخلاق‌های روتین و روتین‌های اخلاقی در خودش داشته که با ذائقه‌ی من مچ نمی‌باشد! از طرف دیگر، یک عدد دیگر هم است که بسیار خوب بوده و کلاً با اینجانب، متوهم کوچک متمایل به بزرگ، ذائقه‌مند می‌باشد! اما کمی هم بی‌احساس می‌باشد! و من هم که هنوز از موارد چنین‌طوری کمی خجالت کشیده و می‌کشم، به روی ابروی خود، خم نمی‌آورم!  نتیجه این که، از درون، شبیه گاز گرفته‌ها شده‌ام.

این بود انشای من!

(3) دیدگاه

سیاست جدید تبلیغات در گوگل

گوگل اخیراً سیاست جدیدی رو در نمایش لینک های تبلیغاتی (adwords) در پیش گرفته و به قول یک سایت، دیگه به هر قیمتی اجازه‌ی تبلیغ رو به سایت ها و شرکت‌ها نمیده. اجازه بدید برای توضیح این سیاست جدید یه مثال بزنم: تا قبل از شروع ماه آوریل، اگر شما تو سرچ‌باکس گوگل، عبارت firefox رو تایپ می‌کردین، نتیجه ای که تو لینک‌های کناری بهتون برمیگردوند در ظاهر، آدرس‌های مربوط به فایرفاکس بود، اما اصلاً ربطی به موزیلا نداشت. بنابراین، احتمال اینکه کاربران تازه‌کار محصولات موزیلا بتونن به سایت اصلی این شرکت دسترسی پیدا کنند، کمی کاهش پیدا می‌کرد.

                                                Another_fx_bidder4
گرچه، لینک‌های فوف، نهایتاً آدرس‌هایی بودند که از اونها می‌تونستین فایرفاکس رو دانلود کنین، اما بهرحال، به نوعی سوءاستفاده از نام موزیلا و فایرفاکس محسوب می‌شدند. بطور خلاصه، این آپدیت از قانون، به شما به عنوان تبلیغ‌کننده، اجازه نمی‌ده که آدرس ظاهری تبلیغ (display url)  و آدرس مقصد (landing url) که در اون لینک تعریف شده، با هم متفاوت باشن.
شاید بپرسین مگه قبلاً نبوده؟!
در جواب باید بگم که بودن کسانی که که با سوء استفاده از سیاست‌های قبلی و برای بالابردن آمار ورودی به سایتشون، از این روش استفاده می‌کردند.
محدودیت دیگه‌ای قانون جدید، استفاده از tracking URL هاست. خیلی از تبلیغ‌کنندگان، از سایت‌های ترکینگ یا
“ردپا یاب” استفاده می‌کنند تا یه آمار مفید از ورود و خروج بازدیدکننده‌ها و لینک‌های مربوط داشته باشن. گوگل، معین کرده که آدرس مقصد نمی‎تونه از یه Tracking URL استفاده کنه مگر اینکه مبدا و مقصد، یکی باشن. به عبارت راحت‌تر، صفحه مقصدی که براتون باز می‌شه، آدرس خودتون باشه و نه  آدرس یک سایت ترکینگ.
اگر نمی‌دونید سایت‌های Tracking چه سایتهایی هستند، اینجا رو بخونید.

(5) دیدگاه

Tracking چیست؟ یا ردپای شما را می‌یابیم

فرض کنید که شما تو یکی از پنج حالت زیر قرار دارید:

1 - یه پست با تیتر فارسی می‌نویسین و از Slug استفاده نمی‌کنین. (خصوصاً تو وردپرس؛ میزبان‌های دیگه رو نمیدونم) بنابراین آدرس پستتون میشه یه چیز بی‌شاخ و دم که سر و تهش رو نمیشه با چشم مسلح دید!

{مثلاً آدرس پست جاری بدون Slug هستش:
http://fancies.wordpress.com/2008/04/19/tracking-%da%8…84%d
8%a7%d9%8btracking-%da%86%db%8c%d8%b3%d8%aa%d8%9f-%db%8c%d8%a7-%d8%b1%d8
%af%d9%be%d8%a7%db%8c-%d8%b4%d9%85%d8%a7-%d8%b1%d8%a7-%d9%85%db%8c%e2%
80%8c%db%8c%d8%a7%d8%a8%db%8c%d9%85%d8%8c-%da%a9%d9%84%d8%a7%d9%8b/

که برای مثال ما، آدرس بسیار قشنگی می‌باشد!}

2 - یه آدرس شدیداً طولانی که هفت هشت مرحله پایین رفته و مجدداً قابل مشاهده و حفظ کردن با خیال راحت نیست!

3 - وسواسی هستین و گیر دادین که آدرس فعلیتون رو به شکل مستقیم به جایی لینک ندین.
4 - اصلاً کلاً دوست دارین مرموز باشین و آدرس یه پست خاص رو جایی لو ندین. حالت پنجم رو هم بهش میرسیم.

در وضعیات بالا، می‌تونین از سایت‌های Tracking یا ردپا یاب استفاده ببرین. با استفاده از این سایت‌ها، میتونین علاوه بر اینکه آدرس فعلی خودتون رو به یه آدرس کوتاه‌تر تغییر بدین، می‌تونین از مزایای آماری که این سایت‌ها درباره‌ی تعداد کلیک‌ها و ویزیت‌ها و … در دستان شما قرار میدن، بهره‌مند بشوید. بنابراین حالت پنجم، مخصوص اون دسته آدمای خوره‌ی آمار این‌جوری هستش! اما مساله کوچیکی که باید در این مورد آخر بهش دقت کرد، اینه که اکثر سایت‌های ترکینگ، این سرویس رو با دریافت هزینه‌ی مختصر در اختیار شما می‌ذارن. بطور مثال، می‌تونین از خدمات سایت urlzoom برای مختصر کردن آدرس به صورت مجانی استفاده کنید، اما برای بهره‌مند شدن از آماری که در اختیارتون می‌ذاره… شرمنده! همینطور سایت Linkwatch که فقط آمار بهتون میده یا مثلاً سایت tinyurl که فقط آدرس بهتون میده.

با در نظر گرفتن آدرس قشنگ ذکر شده در بند 1 و سایت قشنگ‌تر urlzoom، آدرس ما آماده‌س و شما می‌تونین از url زیر برای دسترسی به این پست استفاده کنید:
http://www.urlzoom.org/19

تخصیص یه آدرس کوتاه‌تر به آدرس شما، کار خیلی پیچیده‌ای نیست. به نظر میاد که کل موضوع، یه forwarding ساده باشه؛ اما این که روال آمارگیری از کاربران تو سایت به چه شکله، یه مقدار قضیه مشکل تر میشه. بذارین این موضوع رو با یه مثال ساده تشریح کنیم.

Tracking

فرض کنید شما در حال باز کردن یک صفحه روی وبلاگ توهم‌نامه هستین و من تو یه قسمت از پستم، یک لینک برای دانلود فلان فایل گذاشتم.به این صورت:
<”a href =”fancies.wordpress.com/felaan_page.html>

برای اینکه بتونم بفهمم که بهمان بازدیدکننده، روی چه لینک‌هایی کلیک کرده و یا اینکه اون صفحه رو برای چه کسایی فرستاده، تو کد html مربوط به لینک، یه کد ساده رو اضافه می‌کنم به این صورت:
<”a href =”fancies.wordpress.com/felaan_page.html?123456abc>

اون ارقام آخر کد، میشن همون کد ردپا یاب یا query String هم گفته میشه و با درنظر گرفتن اینکه بعد از یه کاراکتر علامت‌سوال اومدن، توسط browser به هیچ انگاشته میشن و همون رشته‌ کد بالاتر خونده میشه. اما هر صفحه‌ای که بعد از این، توسط این user درخواست میشه، 123456abc رو هم با خودش منتقل میکنه و نتیجه این میشه که آمار بازدیدکننده‌ی ایکس درمیاد.

این کار مشابه کاریه که شیرینی‌های اینترنتی (Cookies) انجام می‌دن؛ اما تفاوت اصلی query string با شیرینی‌ها اینه که اینا داخل url هایی که یک کاربر ذخیره می‌کنه یا برای یکی دیگه میفرسته قرار می‌گیرن در حالیکه Cookie ها در برقراری یک Session تعریف میشن (مثلاً زمانی که پنجره‌ی جدیدی از مرورگرتون رو باز می‌کنین). دیگه اینکه اگر کاربری، از دو مسیر مختلف به یک آدرس برسه، دو تا query string تولید میشه و در نتیجه دو نفر حساب میشه. (بنابراین اگه خواستین با کسی دست به یقه بشین، از دو طرف بزنینش! فلسفه‌ش همونه!!) این درحالیه که cookieیکبار، شیون هم یکبار!


پی‌نوشت:
اگر فکر کردین که با استفاده از این روش می‌تونین به صورت فرت و فرت، تو بالاترین و خوشمزه و دیگ و نعلبکی، لینک سرو کنید، باید بگم که زیاد فکر نکنین. چون قطعاً امکان‌پذیر نخواهد بود! (اینو گفتم که شما دیگه مث من به زحمت نیفتید!)

(3) دیدگاه

عبور از 600,000,000 دانلود برای موزیلا

آماری که اواسط ژانویه سال جاری اعلام شد، ظاهراً خود موزیلایی ها رو هم یه‌کم تکون داده! سایت addon.mozilla.org (AMOکه پربیننده‌ترین سایت از مجموعه سایت‌های مربوط به موزیلا محسوب میشه، مرز 600 میلیون دانلود به کاربران رو پشت سر گذاشته.این آمار، فقط مربوط به دانلودهای اصلی می‌شه و نه آپدیت‌هایی که از رو سایت دانلود می‌شه. بیشتر از 4000 addon و بین 800 هزار تا یک میلیون دانلود در روز از حدود 4.5 میلیون بازدید روزانه از صفحات این سایت،آمار بسیار قابل توجهیه. فایرفاکس بصورت تخمینی، حدود 125 میلیون کاربر در سراسر جهان داره که نسبت به ابتدای سال 2007، دوبرابر شده. 100 میلیون، تعداد آپدیت‌هاییه که AMO رو در روز پینگ می‌کنند که از این تعداد 93 درد مربوط به فایرفاکس 2 می‌شده.

fir

موزیلا، سیستم دقیق آمارگیری خودش رو روز به روز بسط می‌ده و در حال حاضر اطلاعات بسیار خوبی در مورد کاربرانش داره. بطور مثال، Funnelcake، پروژه‌ای بوده که ماه‌ها پیش شروع کردند و در اون، مسیری رو که کاربران فایرفاکس از زمان دانلود و نصب برنامه، تا یک پریود زمانی بلندمدت بعد از اون رو طی کرده‌اند، بررسی کنند. در این آمارگیری، حدود 57 درصد از کسانی که فایرفاکس رو (در تاریخ 4 اکتبر 2007) دانلود کردند، نصبش کردن و 49 درصد از این کاربران، در دوره‌ی 30 روزه‌ی بعد بصورت روزانه از فایرفاکس استفاده کردن. 5 ماه بعد از نصب یعنی در میانه‌های بهمن 86، با افت خیلی کم، 42 درصد کاربران، کماکان از مرورگر خودشون استفااده می‌کردند.

این آمار ، یعنی اینکه فایرفاکس تونسته در یک دوره نسبتاً بلندمدت، خودش رو به کاربرانش تحمیل و متقاعد به استفاده کنه.

فایرفاکس همچنان پیش می‌تازد، حتی اگر جناب فتحی عزیز بگوید IE7.0 بهتر است! (البته الان را نمی‌دونم، اما در گذشته که اینگونه بود! باشد که ایشان هم به راه راست هدایت شده باشد!)

منابع◄
http://blog.mozilla.com/metrics/2008/02/29/firefox-retention/
http://blog.mozilla.com/metrics/2008/01/30/600000000-add-on-downloads/
http://john.jubjubs.net/2007/11/27/mozilla-firefox-market-share/

(8) دیدگاه

« داده های پیشین