یک موقع هست که آدم دچار نوسانات عشقی میشود و نوشته هایش می رود طرف رومانس های خفیف و سخیفی که فقط به درد دخترهای دم بخت میخورد. یک زمان هم پیش میآید که فلان تیم قرمز و آبی و تیم ملی و… در یک برهه حساس زمانی مرگ و زندگی قرار میگیرد و پستهای وبلاگی میشود محملی برای اراجیف کُرکُرناک ورزشی که تا مقادیر زیادی به گفتگوهای چاله میدانیها نزدیک میشود. یک وقتی هم میشود که سیاست، تا خرخره آدم را میچسبد و ول نمیکند. اونوقته که دلت میخواد هرچه بد و بیراه و ناسزاست، بدی به آدم هایی که فکر میکنی اندازهی ارزن مکزیکی هم شعور ندارند! مشکل این دسته سوم اینه که همین که پایت رو بذاری تو عرصه موضوعات سیاسی (مثل انتخابات و نتایجش)، مثل این که سیم برق 110 ولت رو با دوتادستت گرفته باشی و یه پات هم روی زمین سرد باشه، دیگه حق انتخاب برای ول کردنش با تو نیست! مگه اینکه کسی از جای دیگهای دلش بسوزه و سورس جریان رو قطع کنه. فعلاً هم که تو این روزها، تنهاچیزی که اونطرف سیم نمیسوزه، دل مقادیری از آدمهاست.
***
در این روزها که همه به دنبال پس گرفتن حقوق از دست رفته خودشون در انتخابات هستند و شورای نگهبان هم آب پاکی رو به روی دستان همه معترضان ریخته، با ایدههای جالبی برخورد کردهم. یکیش نوشته شدن جملهی “رای من کجاست” به دو زبان فارسی و انگلیسی پشت و روی اسکناسهاست.
با توجه به عمر یک اسکناس از زمان چاپ تا زمانی که بر اثر کهنگی از چرخه پولی بازار خارج میشه، تو ایران زیاد نیست، میشه گفت که معترضین، به یک نحوه اعتراض با مدت زمان محدود دست پیدا کردهند که البته برد زمانیش از فریادهای شبانه بر پشتبوم ها و اعتراضات بیشتره. بدینصورت اگر تعداد اسکناسهایی با این نوشتهها زیاد بشه، طرح معترضین عملاً به نتیجه میرسه و نوع دیگری از اعتراض آرام در جامعه نهادینه میشه.
***
همین چند ساعت پیش بود که باخبر شدیم که متاسفانه تیم ملی فوتسال ایران در مسابقات جایزه بزرگ برزیل، بعد از برزیلیها مقام دوم را بین شانزده تیم بدست آورده و کلی مایه سرافکندگی اینها شده است. سیماجان هم نکرد یک بازی از بازیهای ایر
ان را پخش کند (مرده یا زندهاش مهم نیست. اصلاً پخش نکرد). بعد هم که خبر رسیده که ایران را جلوی تیم چک، بازنده اعلام کرد که بعداً گندش درآمد که بیناموسها تیم چک را بردهاند و رفته اند فینال.
از این هم بدتر اینکه بیبیسی فارسی هم دلش نیامد یک خبر از این بازی ها را بگذارد توی اخبار ورزشیاش و بدهد به خورد مایی که مثلاً کل شبانهروزمان را میگذاریم برای تماشای برنامههایشان….
مثل اینکه این روزها نمیشود به هیچ کس و هیچ چیز اعتماد کرد.
***
آدم گاهی وقتاها چیزهایی که میشنود را باور نمیکند. نمونهش صحبت آقای صداوسیما در مورد ساختگی بودن فیلم مرگ ندا ست. بیچارهها انقدر که از خودشان فیلم و مصاحبه و اعترافهای خیالی ساختهند ، فکر میکنند دیگران هم توی همین کارند. به قول معروف، کافر همه را به کیش خود پندارد.
شاید هم انقدر که آدم کشتهاند، واقعیت و فیلم برایشان غیرقابل تمایز شده…
****
سایتهای https رو میشناسید. معمولاً سایتهایی هستند که از شما اطلاعات شخصیتان را درخواست میکنند. بانکها، سایتهای Acccounting، کامیونیتیهای وب 2 مثل فیسبوک و بالاترین و… همه از SSL استفاده میکنند تا امنیت انتقال اطلاعات فراهم شود. توی این قیلترینگهای گلهای کیلویی روزهای اخیر، رسماً کار و بار تجارت الکترونیک خوابیده و خوب، سایتهای کامیونیتی هم که مثلاً محل تولید شر است! مخابرات هم فعلاً یک خرس گندهای را مامور کرده که از قسمت ماتحت، بنشیند روی لولهی پهنای باند اینترنتی کشور و یک آبباریکهای از آنطرفش به ما برسد. تمام ارتباطات مسنجری مختل شدهند و Voice اینترنتی فعلاً تعطیل شده. اسکایپ و کارت تلفن و غیره و غیره تا اطلاع ثانوی مسدود میباشد.
مشکل اینجاست که اطلاع اولی هم داده نشد که الان منتظر ثانویش باشیم!









